امروز: دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۹۳ ۷:۱۵ | کد خبر : 8236 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

پیشنهاد استان شدن مغان تجزیه طلبی نیست

852

محمداصغری کلاسر- دَشت مُغان نام جلگه‌ای است در شمالی‌ترین قسمت استان اردبیل در شمال ایران.

مغان جلگه‌ای است در ساحل جنوبی رود ارس و غرب دریای خزر که قسمت عمده آن در جمهوری آدربایجان و بخشی نیز شمالی‌ترین قسمت استان اردبیل در شمال غربی ایران را تشکیل داده‌است. مغان از شهرهای گرمی،بیله سوار،اصلاندوز، جعفرآباد و پارس آباد تشکیل شده است. طبق منابع یک سوم این دشت در ایران قرار دارد و بقیه درجمهوری آذربایجان است. از سال 1353 تا سال 1372 مرکزیت شهرستان مغان ، گرمی بود و دوران اوج مغان نیز درهمین بازه زمانی بود که پس از جدا شدن از مشگین شهر توانست کم کم بر امکانات خود بیفزاید. بعد از آن مغان به شهر گرمی و بیله سوار، جعفرآباد و پارس آباد تقسیم شد که در این میان پارس آباد به دلیل رونق کشاورزی گوی سبقت را از این سه شهر ربود.هم اکنون کشت و صنعت های شهرستان پارس آباد مغان زبان زد عام و خاص است.اما هم چنان در ادارات و مراسمات رسمی ذکر می کنند که شهرستان مغان (گرمی) و برای دیگر شهرهای مغان استعار از پارس آباد مغان یا بیله سوار مغان به کار می گیرند.درمیان این چهار شهر بیله سوار کهن ترین شهر می باشد و شهرگرمی که تاریخ آن مربوط به هزاران سال پیش است. اما در این میان وجود اشیای تاریخی بسیار که اکنون در موزه های شهرهایی همچون تبریز و اردبیل و … موجود می باشند گواهی بر این مدعاست که گرمی دارای پیشینه بسیار بالایی است.

حاج زین العابدین شیروانی در کتاب «بستان السیاحه» در مورد موقعیت مغان چنین می نویسد : ” بعضی او را به واو نویسند. ولایتی است مشهور و دیاریست مذکور، مشتمل است بر بلاد قدیم و نواحی عظیمه و مراتع دلکش و موضع بسیار خوش از اقلیم پنجم و هوایش خرم و محدود است از شمال به ولایت شیروان و از جنوب به ملک آذربایجان و از شرق به ارض تالش و از مغرب به گرجستان.

نظامی گنجوی در مورد مغان می‌گوید:

به فصل گل به موقان است جایش                         که تا سرسبز باشد خاک پایش

مغان در زمان خلفای عباسی یکی از استان ها بوده است.

استان مغان در دوره خلفای عباسی

از زمان‌های بسیار قدیم اقوامی در سرزمین مغان سکنی گزیده‌اند که ایرانیان به ایشان آذری یا آذربایجانی گفته‌اند و این کلمه را در زبان اروپایی قدیم مخصوصاً در یونانی آذربایجان و سرزمین آن‌ها را آذربایجان ضبط کرده‌اند. در زمان‌های بعد آذربایجان را شامل سرزمینی که در میان شروان و آذربایجان ایران بوده‌است می‌دانستند. به طور کلی نام آذربایجان از آغاز قرن اول میلادی در تاریخ ذکر شده‌است.

اظهار نظر و درخواست یک موضوع و طرحی ازسوی نماینده و شهروند و یا شهروندان و مردم ، بر اساس چارچوب قانون، حق طبیعی آن نماینده و مردم است و این که عده ای اگر بخواهند برای این درخواست ، با توهین و اهانت و تحقیر، در مقابلش بیاستد، کمال بی انصافی است. درخواست کردن برای استان شدن یک منطقه، چه ربطی به تایید اعتبار نامه و یا بحث قلیان دارد ؟ آیا مطرح کردن استان شدن یک منطقه ، اهداف مغرضانه هست؟ آن آقایی که با کلمات بازی می کند ، باید در مورد آن کلمات مطالعه نماید و یا آمادگی زیرساخت های استان شدن را دارد یا ندارد را مطرح می کنید؟ و یا نظر کارشناسی شده یا نشده را بیان می نمایید؟

حتماً دراین موارد کارهای کارشناسی و مطالعاتی انجام شده است که نماینده ای ، آن را مطرح می نماید.

آن زمانی که اردبیل می خواست استان شود ، آیا نمایندگان تبریز، گفتند که اردبیل دنبال تجزیه طلبی است؟ آیا زمانی که کرج می خواست استان شود ، نمایندگان تهران گفتند ، کرج دنبال تجزیه طلبی است؟ آیا زمانی که گلستان استان شد ، مازندرانی ها گفتند ، اینها می خواهند تجزیه طلب شوند؟ و یا در مورد شهرستان شدن سرعین ، تمام نمایندگان اردبیل ، پیگیر شهرستان شدن سرعین بودند. گرچه از لحاظ جمعیتی ، شرایط شهرستان شدن را نداشت، اما به لحاظ موقعیت جغرافیایی و جذب توریست و گردشگران و مسافران و سرمایه گذاری ، به شهرستان تبدیل شد. آیا شهرستان شدن سرعین، تجزیه طلبی بود؟ و یا تبدیل روستای ثمرین به بخش ، آیا تجزیه طلبی بود؟

آقای برومند با بالاترین و بیشترین آرا ، نماینده مجلس شدند. این که در این 8 سال چه کاری انجام داده است یا نداده است ، برخی ها چون درخواستش و کارش حل نمی شود می گویند فلان نماینده چه کاری انجام داده و یا نداده است. و این افرادی که به مجلس راه می یابند و یا عضو شورای شهر می شوند از بطن مردم هستند ، از جای دیگر که نیامده اند.

خب اگر هیچ کاری انجام نشده است ، پس این همه پیشرفت خدمات عمرانی و آبادانی و تاسیس دانشگاه ها و مراکز آموزشی ، احداث بیمارستانها، مراکز بهداشتی، راهسازی و سدسازی و توسعه شهرکهای صنعتی، حتماً خود به خود انجام شده است. اگر خودجنابعالی هم نماینده و عضو شورای شهر بشوید ، بعداز گذشت یک دوره نمایندگی و عضویت شورای شهر، از شما هم چنین می پرسند.چه کاری کردید؟ حضرتعالی که در قسمتی از اداره یا هرجا که هستید ،اگر از جنابعالی پرسیده شود در این مدت برای مردم و جامعه چکار مفیدی و مثمری داشته اید ، چه جوابی دارید؟

احقاق حقوق ، اسمش تجزیه طلبی است؟ کسی که معنی تجزیه طلبی را نمی داند ، چرا دم از تجزیه طلبی می زند؟ تا کی می خواهید با چنین مارک و انگ هایی ، چهره نیروهای وفادار و انقلابی و ولایی و مردمی را مخدوش کنید.

تجزیه طلبی یعنی عده ای دنبال جدا کردن قسمتی از سرزمین یا یک کشور باشند.این درحالی است که دشت مغان در خاک ایران است و هزاران سال های دیگرهم در خاک ایران خواهد ماند و این که نماینده یا اهالی چند شهر و یا چند منطقه ، برای تبدیل به بخش ، شهر و شهرستان و استان درخواست نمایند، تجزیه طلب محسوب می شود؟

آن عده که نام تجزیه طلبی راعنوان می کنند ، باید به خدمتشان عرض کرد که:

عشایرین جان نثار رهبرند       آماده به خدمت درگهند

عشایرین همیشه گوش به فرمان رهبرعالیقدرحضرت آیت الله خامنه ای هستند. عشایر ذخایر انقلابند، عشایر دشت مغان همیشه در نوار مرزی گوش به فرمان مقام معظم رهبری هستند که دوش به دوش با مرزداران و مرزبانان برای حفظ و حراست ایران اسلامی کوشا باشند.

عشایر مغان خداپرستند   ز جام می خامنه ای مستند

نمی خواهند به رهبر عالی قدرشان منت گذارند ، بخواهند یا نخواهند جان نثارند.

این عشایر دشت مغان بود که در زمان حمله روس در سوم شهریور 1320 ، از مرزهای ایران در بیله سوار حراست نمود و یا در غائله آذربایجان 1324 و 1325، که می خواستند آذربایجان را از ایران جدا کنند ، سران عشایر دشت مغان و نیروهای وفادار عشایر ، مقاومت و فداکاری و جان نثاری کردند و چندین نفر در راه وطن شهید شدند و نگذاشتند ، ذره ای از خاک ایران تجزیه شود و به بیگانگان داده شود.

آقای برومند یک درخواست قانونی در مجلس بیان داشته اند ،چنان چه وزارت کشور و نمایندگان مجلس شورای اسلامی موافقت کنند ، این موضوع تصویب خواهد شد و اگر مخالفتی دراین مورد باشد ، به تصویب نخواهد رسید. اما این که عده ای بخواهند درمقابل درخواستی، موضوعات دیگری که خارج از عرف است ، مطرح کنند واقعاً مغرضانه خواهدبود.

بر اساس قوانین تقسیمات کشوری، «وزارت کشور بنا به ضرورت می‌تواند با تصویب هئیت وزیران با انتزاع و الحاق روستا ها ، بخش‌ها یا شهرستان‌های مجاور، استان‌ها را تعدیل نماید مگر آن که به تصویب مجلس شورای اسلامی، ایجاد استان جدید ضروری شناخته نشود.»

ماده 9قانون تقسیمات کشوری می‌گوید که استان جدید باید حداقل یک میلیون نفر جمعیت داشته باشد و مرکز استان یکی از شهرهای همان استان باشد که مناسب ترین کانون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، طبیعی و اجتماعی آن استان شناخته می‌شود.

استان هایی که ممکن است در دولت های آینده تشکیل شوند :

در آخرین ماه‌های دولت دهم، ورامین یک قدم تا استان شدن فاصله داشت. طرحی که البته وزیر کشور آن را شایعه می داند اما نمایندگان مجلس می‌گویند تا اجرایی شدن فاصله زیادی ندارد.

به گزارش مجله مهر، ورامین مدت‌هاست انتظار استان شدن را می‌کشد؛ انتظاری که اگر تا خردادماه آینده به پایان برسد ورامین را دومین استان جدید در کارنامه دولت دهم و سی و دومین استان کشور لقب خواهد داد.

به جز ورامین که در یک قدمی استان شدن قرار گرفته، چند شهر دیگر هم هستند که واجد شرایط استان شدن هستند و مردم شان این درخواست را به وزارت کشور ارائه کرده اند. این‌ها شاید استان‌هایی باشند که در دولت‌های بعدی به رسمیت شناخته شوند:

استان کاشان

طرح استان شدن کاشان ، در دولت نهم کمی جدی‌تر از بقیه طرح‌ها مطرح شده بود و احمدی‌نژاد در سفری که دو سال قبل به این شهر داشت، از مردم خواست جمعیت‌شان را بیشتر کنند تا استان شوند.

البته این استان می تواند با شهرستان های کاشان ، آران و بیدگل ، خور و بیابانک ، اردستان ، نطنز و نائین شکل بگیرد و استانی شود مناسب که بار سنگینی از اصفهان بکاهد.

استان خلیج فارس

پیشنهاد تشکیل استان خلیج فارس اما در اردیبهشت ماه 91 در مجلس مطرح شد. ولی اسماعیلی، عضو کمیسیون شوراها و سیاست داخلی مجلس خواسته بود در آﺳﺘﺎﻧﻪ روز ملی خلیج فارس اﺳﺘﺎن ﺗﻮرﯾﺴﺘﯽ ﻓﺮھﻨﮕﯽ ﺧﻠﯿﺞ ﻓﺎرس که در بر گیرنده جزایر استان هرمزگان است تشکیل شود و مرکز آن ابوموسی باشد. اگر چنین اتفاقی بیفتد، جزایر قشم و کیش و بنادر لاوان، لنگه، سیری، جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک از شهرهای این استان خواهند بود.

استان بم

طرح این استان به وزارت کشور داده شده و در صورتی که بم استان شود، نواحی جنوبی و شرقی استان کرمان از آن جدا خواهد شد و استان بم را به مرکزیت شهر بم تشکیل خواهند داد. طرح تبدیل بم به استان را سال گذشته موسی غضنفرابادی، نماینده مردم بم در مجلس شورای اسلامی مطرح کرده و گفته بود: «چنان که قصدی بر تقسیم استان کرمان وجود داشته باشد شرق استان کرمان با چهار شهرستان بم، ریگان، فهرج، و نرماشیر با توجه به زیر ساخت‌های موجود و جمعیت زیاد منطقه لازم به عنوان استان مستقل تحت استان بم لحاظ شود در غیر این صورت شاهد تنش‌های شدیدی در منطقه خواهیم بود.»

استان جیرفت

طرح این استان سال های سال است که دنبال می شود. بسیاری از وزارت خانه ها در جنوب کرمان و در شهر جیرفت اداره کل ایجاد کرده اند تا خدمات رسانی به مردم جنوب کرمان بهتر شود و از نظر این وزارت خانه ها استان کرمان به دوقسمت شمالی و جنوبی تقسیم می شود. سازمان کشاورزی ، فرهنگ و ارشاد اسلامی ، راه و شهر سازی و … نمونه هایی از این ادارات کل و وزارتخانه هاست.در صورت شکل گیری این استان شهرستان های جیرفت ، روبار جنوب ، کهنوج ، قلعه گنج ، فاریاب ، منوجان ، عنبر آباد ، بافت و ارزوئیه در آن قرار می گیرند.

استان خوزستان شمالی

ایده این استان را اولین بار نماینده مردم دزفول در مجلس مطرح کرد. سید احمد آوایی گفته بود با توجه به این که دزفول دومین شهر پرجمعیت استان خوزستان است و جمعیت این شهر در کنار ایذه، شوش، شوشتر، مسجد سلیمان، اندیمشک، گتوند و لالی بیش از یک میلیون نفر می‌شود، می‌تواند مرکز استان خوزستان شمالی قرار گیرد.

استان سربداران

این نام استانی است که مدت‌هاست مردم سبزوار درخواست تشکیل آن را دارند. تقریبا از همان زمانی که استان خراسان به سه بخش شمالی، رضوی و جنوبی تقسیم شد و بازاریان سبزوار در اعتراض به طرح تقسیم خراسان مغازه هایشان را تعطیل کردند و به این اتفاق واکنش نشان دادند. با این حال جمعیت کم سبزوار و شهرستان‌های اطرافش یکی از بزرگترین دلایل استان نشدن این منطقه بوده است.سبزوار و بخش های تابعه آن که تازه به شهرستان ارتقا یافته اند مانند جوین ، داورزن ، جغتای و خوشاب و در آینده نزدیک ششتمد در این استان قرار می گیرند. جمعیت مجموعه سبزوار و شهرستان های اطرافش به حدود 450 هزار نفر می رسد. البته سبزواری ها بسیار مایلند که نیشابور و فیروزه هم به این استان بپیوندند تا جمعیت شان به بالای یک میلیون برسد ، اما تلاش نیشابور ها برای ایجاد استان بینالود طرح سبزواری های را ناکام گذاشته است. سبزواری های گوشه چشمی یه شهرستان بردسکن هم دارند که به استان آنها ملحق شود.

استان بینالود

اگرچه در میان شهرهای سه استان خراسان با 240 هزار نفر جمعیت دومین شهر بعد از مشهد است ، اما نتوانسته به استان ارتقاء یابد. در حوزه خود فقط شهرستان فیروزه را داراست اما چنانچه کاشمر و خلیل آباد هم به این استان پیشنهادی بپیوندند استانی با یک میلیون جمعیت شکل می گیرد. بخش های میان جلگه و زبرخان نیشابور نیز آماده ارتقاء به شهرستان هستند.

استان خراسان مرکزی

تربت حیدریه که سومین فرمانداری ویژه خراسان رضوی را بعد از سبزوار و نیشابور دریافت کرد ، اکنون با شهرستان های خواف ، رشتخوار ، مه ولات ، زاوه ، گناباد ، بجستان ، کاشمر ، خلیل آباد و بردسکن آماده ارتقاء به استانی جدید در جنوب خراسان رضوی است.

استان شاهرود

شاهرودی‌ها هم مدتی است درخواست استان شدن دارند. کاظم جلالی نماینده دوره هشتم و نهم مجلس که طرح این استان را در مجلس هم پیشنهاد داد، معتقد است وسعت زیاد شهرستان شاهرود در مقایسه با استان‌هایی مثل گیلان، مازندران، تهران، قم و قزوین و همچنین موقعیت آن در اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب کشور دلایل خوبی برای شکل گیری استان شاهرود هستند

استان گلشن

اگر طرح شکل گیر استان گلشن مورد تایید قرار گیرد، شهرستان‌های طبس از استان یزد، خور و بیابانک از استان اصفهان و بشرویه از استان خراسان جنوبی با یکدیگر یک استان جدید را تشکیل خواهند داد که مرکز آن شهر طبس خواهد بود. این طرح را اولین بار محمد کریم عابدی نماینده مردم طبس، فردوس، سرایان و بشرویه در مجلس مطرح کرد ولی هنوز به طور جدی به آن پرداخته نشده است.

البته جدایی طبس از استان یزد و پیوستن آن به خراسان جنوبی و تبدیل آن به فرمانداری ویژه در اسفند 91 قطعاً طرح استان گلشن را مسکوت می کند. ضمن اینکه استان پیشنهادی 200 هزار نفر جمعیت خواهد داشت.

استان مازندران غربی

اگر قرار باشد استان مازندران غربی شکل بگیرد، باید شهرستان رودسر از استان گیلان به همراه شهرستان‌های رامسر، تنکابن، عباس آباد، چالوس، نوشهر و نور و رویان از استان مازندران جدا شوند و با مرکزیت تنکابن این استان را تشکیل دهند. زمزمه‌های شکل گیری استان مازندران غربی اولین بار در همایش توسعه علمی غرب مازندران مطرح شد. دلیل ایجاد چنین استانی هم فاصله زیاد غرب مازندران تا مرکز استان و عدم رسیدگی مشکلات مردم منطقه در مرکز استان اعلام شده بود. با این حال، مخالفت‌های معاونت سیاسی امنیتی استانداری مازندران مانع از به کرسی نشستن حرف نمایندگان این استان در مجلس شده است. تنکابن دارای فرمانداری ویژه است.به جز این استان ها، طرح تشکیل استان کردستان شمالی به مرکزیت بوکان، استان لارستان به مرکزیت لار هم تا به حال در مجلس مطرح شده که هنوز بررسی جدی روی آنها صورت نگرفته است.

همچنین شهرستان های مثل مراغه در استان آذربایجان شرقی ، مهاباد در آذربایجان غربی ، آبادان در خوزستان ، جهرم در استان فارس ، ایرانشهر در سیستان و بلوچستان و ساوه دراستان مرکزی هم خواهان ارتقاء به استان هستند.

البته می توان با تغییر رویه توزیع اعتبارات و بودجه و توسعه متوازن در سطح کشور عطش ارتقاء در تقسیمات کشوری را فرو نشاند. در آن صورت دهستان های خواهان ارتقا به بخش ، بخش ها خواهان ارتقاء به شهرستان و شهرستان ها به استان نخواهند بود.

حالا این شهرها و مناطق هم درخواست استان شدن را دارند ، آیا دنبال تجزیه طلبی هستند؟

واقعاً برای عده ای باید تأسف خورد که قلمی به دست می گیرند که از آن به عنوان مقدس یاد شده است.

اخبار مرتبط

نظرات

همشهری

مقاله از دیدگاه بحث های علمی مطرح شده، و بسیار مهمتراز جهت نگارش بسیار ضعیف بود.
لطفا دقت لازم مبذول گردد

سجاد

همشهری عزیز
اولا: شما مدرکتون را بیان کنید ؟
دوم: ا شما که در مورد استان شدن مغان میخواستید صحبت کنید چه لزومی داشت از اطلاق کلمه مغان به گرمی در همون اول صحبت کنید ؟
سوما: شما برومند را توصیف کردید و بزرگ کردید تا برومند تمام تمرکزش و انرژیش به سمت استان باشدو شما با محافظه کاری و سکوت فرماندار اهل گرمی پارس آباد مغان (آقای نصیری) خیلی راحت کلمه مغان را به خودتون اختصاص بدهید . ولی کور خوندید ؟؟؟؟
چهارما: شما دلایل به مستندات کردید در کدام یک از منابع بالا حومه گرمی را مغان خواندند ؟؟؟ مطمئنا اگر اینطور بود صدها دلیل و مدرک می آوردید !
و من نمیدانم مدیر سایت با شما چه نسبتی دارد که مطالب شما را به این تفصیل درج کرده حتما اهل گرمی و همشهری شما هست ؟؟؟
ولی این را بدانید مغان متعلق به پارس آباد مغان ، بیله سوار ، جعفر آباد و اصلاندوز هست نه گرمی که یک هکتار زمین زراعی و صدمتر زمین هموار برای شهرسازی ندارد !!!!!!!!!!

ناشناس

ازاختلاف نظر ها چه کسی سود می برد فقط اردبیل روی کلمه حساس نباشید

علی

امان از مردم کوته بین کوته نظر!
مردم دارن از گرسنگی میمیرن بدبختی و فلاکت کل مملکت رو فرا گرفته هیچ کس هم عین خیالش نیست شما دارین دعوای گرمی و پارس آباد و بیله سوار و اردبیل میکنین؟

ناشناس

حق مغان این است که استان شود از اردبیل جدا شود.

ناشناس

خیال کن استان شد چه تاثیری به حال مردم دارد