امروز: سه شنبه, ۱۶ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۴ ۴:۰۳ | کد خبر : 14143 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

دهکده هایی که به سکوت می میرند

۸۱۶۸۵۶۷۶-۷۰۰۳۸۱۸۶

تاچندی پیش ورود به محیط روستا برای هر گریزانی از دود و شلوغی شهر بسیار فرح بخش و دل انگیز بود، بوی روستا انسان را از خود بیخود می کرد و فضای ساده و بی آلایشش همگان را به ستایش وا می داشت.

به گزارش مغانه، ‘قصه حسنک کجایی’ با داد و بیداد گاو ، گوسفند و خروس و مرغ گرسنه اش و سفره ‘ کوکب خانم’ با سلیقه تنها گوشه ای از فضای روستایی بود که در صفحات کتاب فارسی بر ذهن کودکانه امان نقش می بست و هر از گاهی که به دیدار اقوام راهی روستا می شدیدم این قصه ها را با جان و دل لمس می کردیم .
دود برخاسته از تنورها در هر صبحگاهان، بع بع گوسفندان و هی هی چوپانان برای بردن آنها به دشت و دمن و سفره پهن شده مملو از نان تازه ، شیر ، ماست و کره محلی هنوز هم تصویری ماندگار در ذهن خسته از زندگی شهری در بین همه میانسالان و کهن سالان است.
… و اما امروز به مدد استفاده نادرست از تکنولوژی و تجدد چهره بسیاری از روستاها و اقتصاد مولد آن تغییر و بکلی دگرگون شده است، دیگر از دود و آتش تنورها خبری نیست ، نان تازه و شیر و پنیر محلی نیز محلی از اعراب ندارند و در برخی از روستاها حتی دیگر از مرغ و خروس و گاو گوسفند نیز خبری نیست .
از روستاها تنها اسمشان باقی مانده است و جماعت روستا به شهرنشینان روستایی تبدیل شده اند ، اقتصاد مولد روستا نابود شده و تولید کننده دیروز روستایی به مصرف کننده صرف تبدیل و یا در حال تبدیل شدن است.
روستایی امروز جزیی ترین نیاز خود را نیز از شهر تامین می کند، جای تعجب است که در هر روستا در چندین مکان روستاییان را در صف خرید نان ببینی ، در مغازه های روستایی پنیر و کره پاستوریزه ببینی و حتی ظرفی پر از شیر که از مغازه ای برای مصرف به سمت خانه ای در دست کودکی در حرکت است.
امروز دیگر از اقتصاد مولد روستا خبری نیست ، واحدهای خرد و محلی دامداری ، گاوداری و مرغداری در اکثر روستاها تعطیل شده اند.
قرار نبود که صنعتی گری در بخش دامداری و دامپروری اقتصاد پرتحرک روستا در زمینه تولید و خودکفایی گوشت و لبنیات را به سقوط بکشد. راه را اشتباه می رویم ، اقتصاد و تولید کننده روستایی را نابود و نیروی مولد آن را به شهرها و به سوی شغل های کاذب رهنمون می سازیم.
دیگر از صنایع دستی و خرد روستایی خبری نیست، دار قالی برای بافت فرش دست باف از مدت ها پیش در روستاها به کناری انداخته شده و جهیزیه عروسان مبل و فرش ماشینی ۶ و ۹ و ۱۲ متری است.
کودکان و نوجوانان هم دیگر چوپانی و دامداری را حتی در تعطیلات تابستان به کناری نهاده و فراموش کرده اند و شهرگردی و مد گرایی شهری کار هر روزه آنها شده است .
و نهایت امروز روستاها هر روز و هروز از جوانان خالی می شود و بسیاری از آنها مامن کهنسالانی است که چشم به راه ورودی روستا در انتظار فرزندان و نوه هایی هستند که دیگر شهری شده اند و شاید گاه گاهی به رسم زمانه حالی از آنها جویا شوند.
روستاها امروز در حال مرگ خاموش هستند و هر روز شهرهای کوچکی متولد می شود که تنها کپی و تصویری ناساز از شهر هستند ، شهرهای کپی شده که تنها ایامی کوتاه شهر مانده و بتدریج در رقابت با ذرق و برق شهرهای بزرگ حیات خود را از دست می دهند و در نهایت به مخروبه های خالی از سکنه تبدیل می شوند.
و در این میان بر مسوولان است تا طرحی نو در اندازند، بیشتر از شعار به عمل اکتفا کنند و زندگی و اقتصاد روستایی را با برنامه ریزی احیا کنند.
*سیفعلی موسی زاده – خبرنگار ایرنا در اردبیل

اخبار مرتبط

نظرات