امروز: جمعه, ۱۹ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ ۴:۵۵ | کد خبر : 17695 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

تعصبات واهی به قیمت نابودی مغان…!؟

این عده با بازی کردن بر روی کلمات میخواهند با ایجاد تعصبات واهی در بین مردم، از پیشرفت، ترقی و توسعه شهرستان و علی الخصوص جوانان نخبه آن، گوی سبقت بگیرند

مغانه-تب انتخاباتی دور دوم مجلس دهم کم کم شیوع یافته و رفته رفته به عموم سرایت می کند، اگر هدایتش کنیم اثر مثبت داشته و اگر سهل انگاری شود به یقین حاصلی جز درد و پریشانی نخواهد داشت. زمان چهار ساله مجلس نهم خیزان خیزان بر سر پیچی تاریخی رو به اتمام می نهد و همه مردم مغان آماده اند تا نهال دیگری در دل مجلس بکارند تا کورسوی امید را در در این وضعیت نا خوشایند شعله افکنند، آنچه به بار آمد از نهالی بود که یقیناً ما کاشتیم و آنچه اکنون خواهیم کاشت جز آن بر نخواهیم داشت.

احساس نیاز ما را بر آن می دارد تا به دنبال رفع نیازعمومی از هر نوع که باشد برآییم، چه از نوع اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و یا هر نیاز دیگر، از جمله نیاز های ملموس و قابل درکی که این روزها از زبان همه می توان شنید نیاز به اشتغال، معضلات بی کاری و یا بی رونقی در کار می توان اشاره کرد این مشکل خود زاییده و یا زاینده مشکل دیگری چون افزایش سن ازدواج و یا همان پیری ازدواج که یکی از چشمگیر ترین مخاطرات و معضلات تهدید کننده بنیان خانواده و جوانان است نام برد و کوچکترین سهل انگاری در این مورد میتواند ناهنجاری های اجتماعی جبران ناپذیری بر پیکره جامعه تحمیل نماید.

احساس نیاز، محرک اصلی در عزم و اراده همگانی برای فایق آمدن بر این مشکلات است. اما این خواست را کجا باید صرف کرد؟ راه حل و کلید حل این مشکلات کجاست؟ این تغییر چگونه حاصل می شود؟ خواسته مشخص است و راه نیز مشخص می شود. آنگاه که راهنمای حقیقی و نور مطلق قران کریم می فرماید: “خداوند سرنوشت هیچ قوم (و ملتی) را تغییر نمیدهد مگر آنکه آنها خود را تغییر دهند”. از آن روز که وسوسه آمد و نا حق را حق جلوه داد و میوه ممنوعه را بر انسانیت آدم و حوا تعارف کرد تا به امروز ، درد همان درد است و چاره همان چاره ! درد درد نادانی و تاریکی است و چاره دانش است و نور. و براستی که میوه ممنوعه امروز، تعصبات نژادی و اندیشه های خود خواهانه فردی است. انقباض فکر و مسدود شدن اندیشه از نتایج خطرناک تعصب است که افراد را خشک، لجباز، جاهل و غیرقابل انعطاف بار می‌آورد به طوری که در اندیشه رفتار آنان کوچک‌ترین نشانه‌ای ازعقلانیت دیده نمی‌شود.

سوال اینجاست آیا باز هم اسیر وسوسه نفسانی خواهیم شد و بر میوه ممنوعه گاز خواهیم زد؟ و یا سر بلند و راه نور را پیش خواهیم گرفت؟ علیرغم اینکه منکر این امر هم نیستیم که انسان به هر سرزمین یا قبیله و نژادى تعلق داشته باشد، نسبت به آن عشق می ورزد، و این پیوند علاقه او با سرزمین، قوم و نژادش نه تنها عیب نیست، که عامل سازنده اى براى همکارى هاى اجتماعى او است، ولى این امر، حساب و اندازه دارد که اگر درست هدایت نشود و از حدّ بگذرد، به صورت مخرب و گاه فاجعه آفرین درخواهد آمد، و منظور از تعصب نژادى و قبیلگى که مورد نکوهش قرار مى گیرد همین «افراط» است. دفاع، طرفدارى افراطى و شانتاژهای سرتا سر کذب (از طرف برخی منفعت طلبان سیاسی یا همان افسادطلبان منطقه) گاه به جائى مى رسد که بدترین افراد قبیله در نظر او زیبا، و بهترین افراد قبیله دیگر در نظر او زشت و شوم است.
در آیات قرآن اشاره شده است، تعصب عربى جاهلى تا آن حدّ بود که، اگر قرآن بر غیر عرب نازل مى شد هرگز به آن ایمان نمى آوردند. از روایات اسلامى نیز استفاده مى شود که: ابلیس نخستین کسى بود که تعصب به خرج داد.در حدیثى از امام حسین (علیه السلام) نیز مى خوانیم:: تعصبى که انسان به خاطر آن گناهکار مى شود این است که اشرار قومش را بهتر از نیکان قوم دیگر بداند، اما این که انسان، قوم و قبیله خویش را دوست دارد عصبیت نیست، عصبیت آن است که انسان قوم و قبیله خود را در ستمگرى یارى دهد.

پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نیز همه روز از شش چیز به خدا پناه مى برد: از شک، شرک، حمیت (تعصب)، غضب، ظلم و حسد.

و اما بعد…

بنا به خبرهای رسیده از محافل انتخاباتی مغان در دوردوم، ویراژ عده ای از منفعت طلبان سیاسی در محافل بر روی اصطلاحات “بومی و غیر بومی” (برای ایجاد تعصب در بین مردم) را که تنها سلاح برای رسیدن به اهداف شوم شخصی شان می دانند، نمی توان نادیده گرفت، بازیها و شانتاژهایی که تنها برای مسائل پیش بینی شده و شخصی است و صدای طبلی است توخالی که چیزی در اندرون ندارد. یکی از ظلم های بزرگ که میخواهند در این دوره نیز بر مردم مظلوم مغان تحمیل نمایند و آنهم بوسیله عده ای از گردن کلفتان سیاسی منفعت طلب که در زمانهای خاص، عامه مردم را به طرقهای مختلف با خود همراه می سازند،انجام می پذیرد. شاید بسیاری گمان بر این دارند که اینگونه چالش ها دیگر در میان عامه مردم، جایگاهی ندارند، ولی گمان آنها به ظن بسیاری درست نمی باشد چون در ادوار مختلف بخصوص زمان انتخابات ، تزریق تعصبات پوچ و احساسی بر افکار عده ای از مردم ، تعیین کننده و سرنوشت ساز بوده است و البته سرنوشت سازی آن نه در جهت ترقی و پیشرفت جوانان شایسته مغان، بلکه در جهت منفی آن می باشد.

این عده با بازی کردن بر روی کلمات میخواهند با ایجاد تعصبات واهی در بین مردم، از پیشرفت، ترقی و توسعه شهرستان و علی الخصوص جوانان نخبه آن، گوی سبقت بگیرند و نمی دانند که اینگونه رفتارها، همانند سنگی بزرگ سد راه پیشرفت منطقه و جوانان شایسته آن خواهد شد.این برادران نان به نرخ روز خورها، می خواهند شایستگی، لیاقت و اهداف عقلانی را در گیرو دار تعصبات واهی و طایفه بازی محو و ناپدید کنند. تشدید احساسات و عواطف طایفه ای سبب می شود تا همبستگی اجتماعی میان اعضای آنها به شدت تضعیف گردیده و فضای دوستی، صمیمیت و همدلی را به نزاع ، کشمکش ، اتلاف وقت و ازبین بردن فرصت ها ، هدر رفتن و تخریب سرمایه نیروی انسانی تبدیل نماید، در نتیجه سرمایه اجتماعی فرسوده و نابود شده و سطح اعتماد منطقه ای به اعتماد درون گروهی و طایفه ای تقلیل داده و توسعه را در جامعه کند کرده و از بین می برد. بنابراین اگر در انتخابمان فرد اصلح و شایسته را فدای تعصبات قومی و قبیله‌ای خود کنیم نه تنها پیشرفتی به دنبال نخواهیم داشت، بلکه شاهد عقب ماندن از قافله توسعه و پیشرفتی که همواره برای منطقه و شهرمان آرزو داشته‌ایم خواهیم بود.

متأسفانه در ادوار مختلف انتخابات شاهد بوده‌ایم که برخی مردم با تعصبات نابجا از افرادی حمایت می‌کنند که صلاحیت پذیرفتن مسئولیت سنگین و خطیر نمایندگی مردم را ندارند. طرفداری از فلان کاندیدا چون فامیل است! همشهری است! دوست است! از فلان خط و جناح است!‌ با این اوضاع و احوال چیزی جز‌ نابودی مغان نباید انتظار داشت . امید است مردم ما با اتکا به بنیه و عقبه فرهنگی روشن و البته قابل مباهاتی که دارند، با فرهیختگی و اگاهی به جای تعصبات قبیله ای به رزومه و سابقه روشن افراد نامزد انتخابات رجوع کنند و عملکرد، سوابق و امتیازهای مدیریتی انها را ملاک انتخاب یک کاندید اصلح به شمار اورند و در این راستا انقلابی بودن ، درد اشنایی مردم ، شجاعت و تدین را باید در مولفه های انتخاب فرد شایسته و با لیاقت لحاظ کنند . در این حوزه اگرچه باورها و فرهنگ های نیاکان و گذشتگان به عنوان هویت ماندگار ما قابل احترام و ستایش است اما نباید قوه فکر و تشخیص بصیرانه، جای خود را به تعصبات با گرایشات قبیله ای و روحیات خرافی بدهد.

همه ما فراموش کرده ایم یا خود را به فراموشی زده ایم که این روندی که در پیش گرفته ایم به بیراهه خواهد رسید؟ آیا ما نمی دانیم با این روندی که در پیش کشیده ایم، مغان عزیزمان را، با دستان خود به ورطه سقوط هدایت می کنیم؟! آیا ما نمی دانیم با این روند در پیش گرفته شده به منطقه غنی و پر بار مغان ظلم می شود؟! آیا ما نمی دانیم تعصبات بی جا و افراطی موجب عقبگرد و عدم پیشرفت خود و شهرمان را بدنبال دارد؟! آیا ما نمی دانیم با این روندی که در پیش گرفته ایم عرصه را برای مدیران توانمند تنگ کرده و آن را دو دستی تقدیم مدیران ناتوان می کنیم؟! همشهریان عزیز اگر جواب همه ما به این سوالات مثبت است پس چرا خود مسبب بوجود آمدن آنها می شویم؟ بیاید دست کسانی که سعی در این دارند ما را به جان همدیگر بیندازند کوتاه کنیم و با انتخاب فرد اصلح در جایگاه نمایندگی مجلس شورای اسلامی آتیه خود و نسل بعد از خود را تضمین نمائیم.

منبع: نشریه آوای روز

اخبار مرتبط

نظرات