امروز: چهارشنبه, ۱۷ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۶:۱۷ | کد خبر : 10875 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

اثرات مخرب طایفه گرایی در انتخابات

از روزها قبل فضای نشست های انتخاباتی در حوزه پارس آباد و بیله سوار گرم و به راه بوده و هست. در حال حاضر نیز هوای هوادارهای انتخابات کم رنگ تر از گذشته نیست و میتوان به نوعی گفت که تمام مردم به نوعی درگیر بحث و جو انتخابات شده اند در این بین در خیلی ازحرف های خارج شده از دهان ها سخن از وابستگی طایفه ای کاندیداها و خط و مشی آنها نقل مجالس شده و شهرستان پارس آباد و بیله سوار هم از دوره های قبل پذیرای چنین مجالسی بوده است.

به گزارش مغانه، کاندیداهای حوزه نیز سرگرم فعالیت و تشکیل جلسات و مراجعات انبوه هستند و یاد دوستان و اقوام را با احساسی محبت آمیز گرامی داشته و در شرف وقت گذاشتن برای پرداختن به زندگی شخصی آنها قرار گرفته اند. اگر از برخی مشکلات و محدودیت های ساختاری در فرهنگ و وضعیت زندگی صرف نظر کنیم میتوان خویشاوند گرایی را به عنوان مهمترین مصیبت در راه توسعه همه جانبه فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و اقتصادی نام برد.

هم ولایتی های عزیز ؛ طایفه گرایی نتیجه ای جز تحمیل افکاری کاذب در ذهن افراد یک جامعه ندارد تاثیر طایفه گرایی بر افکار، اذهان و فرهنگ یک جامعه؛ بینش ها را به سمتی هدایت میکند که انجام کار ها و امورات اداری و بهره مندی از امتیازات اجتماعی وابسته به حضور یکی از اقوام و یا هم طایفه خود در ان قسمت میباشد ، متاسفانه چه بخواهیم و چه نخواهیم طایفه گرایی برنده میدان مبارزه با شایسته سالاری بوده و در حال حاضر میتوان وزنه وابستگی های طایفه ای را سنگین تر و موثر تر از شایسته سالاری دانست.

ریش سفیدان،دانشگاهیان،فرهنگیان و اهالی محترم مغان ؛ طایفه گرایی غده ای خطرناک تر از سرطان برای افکار یک جامعه بوده و آنچنان تاثیرات مخربی بر افکار و اندیشه های یک جامعه دارد که اثرات مخربش سال های سال برجا مانده و بزرگترین وسیله برای دامن زدن به کینه توزی ها و دشمنی ها همین غده سمی طایفه گرایی است، تا آنجا که به صورت فرسایشی زندگی مردم را هم در فرهنگ و افکار و هم در وضعیت کلی زندگی به سمت بیخیالی نسبت به همدیگر سوق میدهد. نتیجه فرهنگ منحوط و غلط قوم گرایی و طایفه سالاری به جای شایسته سالاری در طول ۱۵سال اخیر اینکه ؛ یکی از قطب های منحصر به فرد کشاورزی ( خطه زرخیز مغان) را به خاک مذلت نشانده ایم ، شهرستان پارس آباد را به دیار مغول زده و شهر ارواح تبدیل کرده ایم .

حضرت علی (ع) در خطبه ۱۹۲ نهج البلاغه ضمن نکوهش تعصب ، شیطان را منشاء تعصب و پیشوای متعصبان می داند و می فرماید: « زنهار! زنهار! از پیروی و اطاعت بزرگترها و روءسایتان برحذر باشید همانها که به واسطه موقعیت خود تکبر می فروشند. همانها که خویشتن را بالاتر از نسب خود می شمارند و کارهای نادرست را به خدا نسبت می دهند و به انکار نعمتهای خدا برخاستند تا با قضایش ستیز کنند و نعمتهایش را نادیده گیرند آنها پی و بنیان تعصب و ستون و ارکان فتنه و فساد و شمشیرهای تفاخر جاهلیتند»!

همچنین پیامبر بزرگ اسلام می فرماید: «هر کسی که در دلش به اندازه دانه ای خردل از عصبیت (تعصب قبیله ای )باشد خداوند او را در روز قیامت همراه اعراب زمان جاهلیت محشور می کند.(وسایل الشیعه ،ج ۱۵ باب۵۷(

با استناد بر همین خطبه و روایت میتوان به راحتی فهمید که طایفه گرایی حتی در تضاد با ارزش های اسلامی بوده و زیر پا گذاشتن حق ، بخاطر قومیت عملی ناپسند و غیر انسانی است.

من به عنوان یک شهروند که روح و سرنوشت جوانان منطقه ام را جایگاه ضربه های متعدد اثرات مخرب همین قومیت گرایی می بینم ؛ میگویم که طایفه گرایی به طایفه گران هم پشت کرده است و با مراجعه به افرادی از طوایف ؛ بیگدلو ، گیگلو، اجیرلو و داش قاپو که تا به حال نمایندگانشان را روانه مجلس شورای اسلامی کرده اند، پی به درستی این سخن خواهید برد. اگر در یک جامعه طایفه گرایی اصل باشد باید الان در مغان شاهد پیشرفت چشمگیر طوایف بودیم ولی میبینیم که نه تنها طوایف پیشرفتی نداشته اند که بعضا از طرف طایفه گرایی زخم هایی را هم خورده اند.

در خصوص مخرب بودن طایفه گرایی همین بس که درجنگ احد سلمان فارسی پس از این که ضربت را به یکی از افراد دشمن فرود آورد از روی غرور گفت:«‌خذها وانا الغلام الفارسی.»‌یعنی این ضربت را ازمن تحویل بگیر که من یک جوان فارسی هستم ، پیامبر (ص)‌پی برد که این سخن تعصبات دیگران رابرخواهد انگیخت،فوراً به اوگفت که چرانگفتی منم جوان انصاری . یعنی چرابه چیزی که به آیین ومسلک مربوط است افتخار نکردی ومسئله ی قومی ونژادی را مطرح نموده ای ! پیامبر (ص) در جای دیگر می فرماید:«‌عربیت پدر کسی به شمار نمی رود فقط زبان گویایی است ،آن که عملش نتواند اورا به جایی برساند حسب ونسبش نیزاورا بجایی نخواهد رساند.»( سنن ابی داود، ج۲، ص۶۲۵(

روزی سلمان فارسی در مسجد پیامبر (ص)نشسته بود عده ای از بزرگان صحابه نیز حاضر بودند، سخن از اصل ونسب به میان آمد هرکس در باره ی اصل ونسب خود چیزی می گفت آن را بالا می برد ، نوبت به سلمان رسید ،به اوگفتند تو از اصل ونسب خودت بگو ، این مرد فرزانه تعلیم یافته وتربیت شده ی اسلامی بجای این که از اصل ونسب وافتخارات نژاد سخن به میان آورد گفت: «‌ من نامم سلمان است و فرزند یکی از بندگان خداهستم ، گمراه بودم خداوند به وسیله ی محمد (ص)‌ مرا راهنمایی کرد ،فقیر بودم خداوند به وسیله ی محمد(ص) مرا بی نیاز کرد ، برده بودم خداوند به وسیله ی محمد (ص)‌مرا آزاد کرد .این است اصل ونسب من.در این زمان پیامبر (ص)‌وارد شد وسلمان گزارش جریان را به عرض آن حضرت رساند پیامبر (ص)‌رو کرد به آن جماعت که همه از قریش بودند وفرمود :«‌ ای گروه قریش ! خون یعنی چه؟ نژاد یعنی چه ؟ نسب افتخار آمیز هر کس دین اواست .مردانگی هرکس عبارت است از خلق وخوی وشخصیت وکار بیشتر او ، اصل وریشه ی هر کس عبارت است از عقل وفهم وادراک او ، چه ریشه واصل نژادی بالا تر از عقل است.!؟یعنی به جای افتخار به استخوان های پوسیده به دین ، اخلاق ،‌عقل ، فهم وادراک خود افتخار کنید.

علی ایحال بر شما مردم شریف مغان ؛ معتمدین ، روشنفکران، دانشگاهیان ، فرهنگیان و نخبه گان سیاسی فرض است که آستین بالا زده ، پرچم روشنگری بر افراشته و نسبت به برچیده شدن بساط طایفه گرایی در آستانه دهمین دوره انتخابات سرنوشت ساز مجلس شورای اسلامی کمر همت ببندید و با تاسی به فرمایشات ائمه اطهار(ع) و تمسک به آیه شریف « واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا » مغان را از ورطه سقوط نجات دهید تا شرمنده نسل های آینده نگردید.

 *احد اسمعلی

اخبار مرتبط

نظرات

دانشجوارشد

بردار گرمی اگر انتخابات استانی شود احزاب به صحنه سیاست می ایند( و در حزب هم همه ی نخبه ها و روشنفکران طایفه ها حضور دارند )وریشه طایفه گرای تضعیف میشود واگر هم استانی نشود یکی از طایفه های اجیرلو گیگلو مغانلو بگدلو برنده انتخابات خواهد شد این را تجربه ثابت کرده است به هیچ وج ریشه کن نخواهد شد و انتظار داریم نمایندگان استان به جزیئات طرح استا نی شدن انتخابات رای مثبت بدهند

ممنون از مطالب ارزشمند جناب اسمعیلی
البته طایفه گرایی و تعصب همیشه در مغان بوده و هست و خواهد بود اتفاق بد و ناشایسته ای هم نیست اتفاقا موجب وحدت و انسجام و مشارکت در رویدادهای فرهنگی و اجتماعی هم میشود به شرطی که انتخابها و گزینش ها به دلیل وابستگی و کورکورانه و از روی تعصبات قومی و قبیله ای نباشد و انتخابها آگاهانه و بر حسب شایسته سالاری باشد کما اینکه همین مشارکت در رویدادهای مختلف است که تا کنون انقلاب را پابرجا و مستحکم نگه داشته است

علی

احد جان
نطرت صائب ، ولی در مغان گریز از طایفه گرائی اجتناب ناپذیره، چراکه اصل خیر و شر بودن درون طایفه ای همه چیز و بخصوص انتخابات را تحت الشعاع خویش قرار میدهد، چگونه میتوان درایام انتخابات در کنارهم نبود ولی فردای انتخابات دوشادوش شریک درد و غم هم بود؟ ببین هر قاعده ای استثنائی هم دارد و مورد پیامبر و سلمان از این فقره بوده است ولی باز هدف مشترک آنها را در کنار هم قرار داده بود، وطایفه ها نیز در صورت دارا بودن هدف مشترک گرد هم میایند در غیر اینصورت هر کسی دنبال راه خویش می رود. با این حال طایف فکری بودن از طایفه خونی بودن بهتره به شرط آنکه ۱- عده ای بی طایفه با سوءاستفاده از این موضوع مردم را ابزار ترقی خویش قرار ندهند۲- مخالفت با طایف گرائی فقط به یک پوز سیاسی تبدیل نشود

دلسوز مغان

سلام خدمت جناب آقای احد اسمعلی بابت پیام بسیار ارزشمند از جنابعالی متشکرم….امیدوارم مردم شریف مغان علی الخصوص همشهریان پارس آباد از مطالب جنابعالی به بهترین نحو ممکن در انتخابات و روز رای گیری به نفع و به شرایط مغان استفاد کنند…تا کی و تا کجا همه افکارم به سمت تعصبات قومی و طایفه ای سوق داده شود…..بنده با احترامی که به همه طوایف قائل هستم اما نباید احساسات طایفه که خود آقای اسمعلی به خوبی به آن اشاره کردن موجب عقب ماندگی بیشتر از این مغان نگردد…..رای های سرنوشت ساز و به دور از حاشیه و بدون تعصبات طایفه ای در اسفندماه ۹۴ برابر پیشرفت وتوسعه منطقه مغان و احترام به نسل های آینده خواهد بود…………….به امید آبادانی وتوسعه مغان همیشه سرافراز

علی

البته به یک نکته هم اشاره کنم که وقتی در یک کشور احزاب و تشکلات سیاسی منحل و تعطیل شده و یا تحت تاثیر سایر عوامل منفعل گردند نه تنها طایفه گرائی بلکه قوم و نژاد گرائی و حتی فرقه گرائی نمود پیدا خواهد کرد و این خطر جدی محسوب میشود ومن در عجبم که مدیران ارشد کشور که واقف این آلتر ناتیو هستند چرا مانع فعالیتهای احزاب قانونی گشته وزمینه را برای رشد اینگونه خطرات فراهم میکنند ! آیا خیری در این روند برای کشور متصور است؟

دلسوز مغان

جناب علی عزیز به نکته بسیار خوبی اشاره فرمودید که آقای خیری برای روند کشور از بابت عدم فعالیت احزاب در کشور چاره اندیشی کرده است…تنها از سوی شخص آقای خیری کار ی برنمیاد تا زمانکی توسط مسئولان اداری برنامه ریزی و هدایت نگردد وضع احزاب وگروههای متشکل این چنین خواهد بود…خسته نباشید

سلام – فرهنگ غالب و غلط طایفه گرا ئی در کل کشور با شایسته سالا ری رقابت میکند و متاسفا نه غالب و قاهر است – با هر نیتی مغایر آزا دی خوا هی و اهداف انقلا بی است – حضور تحصیل کردگان در جمع این هیا هو درد مضاعفی است که دلها را آتش میزند ؟؟؟
امید است با تصویب استا نی شدن انتخا بات و حضور تحصیل کردگان واقعی حوزه و دانشگاه ، بتوا نیم در لیست استا نی احزاب شاهد حضور چهره ها ی خادم و عالم و پاک دست و هما هنگ باشیم تا از معضل اصلی استان و تفرقه ۷ نما ینده خلا صی پیدا کنیم .

صياد

سلام طایفه گرایی ،قوم گرایی ،حزب گرایی یک اصل در دنیا می باشد و کسانی موفق به اداره کشور می باشند که از یک طیف بزرگ و گروهی هستند بصورت کلان و کشوری حزبهایی که قدرت و طرفدار بیشتری دارند در راس امور قرار می گیرند و در شهرها هم این قشر در کنار قوم و طایفه موفق به کسب کرسی های مهم می باشند و بنظرمن طایفه گرایی و غیر مرسوم بوده است و خواهد بود.