امروز: چهارشنبه, ۱۷ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۹۴ ۷:۱۲ | کد خبر : 15032 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

نگاهی به تشدید احساسات ضد روسی و قومی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی

انتخاب موضوع مطلب برداشت شخصی نگارنده از فضای موجود حاکم بر رسانه های داخلی و خارجی فارسی زبان است. موضوعی که به سبب پیوند با منافع ملی در خور اهمیت فراوان است و نمی توان به آسانی از کنار آن گذشت زیرا موجودیت هر دولتی بر پایه منافع ملی آن می چرخد.

به گزارش مغانه،  پس این حق بر هر دولتی محفوظ است که با تمام قدرت نسبت به خطرات منافع ملی خویش مقابله نماید. با این مقدمه خیلی مختصر جای تامل فراوان دارد که هنوز هم عده ای در جامعه داخلی ایران با مستمسک قراردادن برخی سیاستها ی استعماری گذشته دولت روسیه مانند معاهدات حدود دویست سال پیش میان ایران و روسیه(معاهدات گلستان و ترکمنچای)،ماجرای اشغال نظامی ایران بعد از جنگ جهانی دوم توسط ارتش سرخ،نیات استعماری در کسب امتیاز قرارداد نفت دریای خزر، استقراض بانک روسی، تحمیل قرارداد حق کاپیتولاسیون، یااقدام لیاخوف در به توپ بستن مجلس در زمان محمدعلیشاه را بعنوان نمونه های تاریخی بیشمار از دخالت های مذموم مطامع استعماری روسیه در تاریخ و سیاست داخلی ایران می دانند( که هر چند در آن شکی نیست)به تشدید احساسات بر ضد ملتی دیگر دامن می زنند.با این یادآوری که دولتهای استعماری در قرن نوزده تا اواخر قرن بیستم در اثر رقابت استعماری با اقدامات نظامی مناطق زیادی را تحت تصرف و نفوذ خویش در می آوردند. اما در دنیای معاصر ابرقدرتها بجای استعمار مستقیم به استعمار غیر مستقیم بیشتر از نوع فرهنگی یا اقتصادی روی آوردند در مواردی هم به اشغال امپریالیستی از نوع قرن نوزدهمی مبادرت کرده اند که میتوان به تجاوز آمریکا در ساقط کردن حاکمیتهای مستقل دولت عراق در دوره صدام حسین، معمر قذافی در لیبی یا انضمام منطقه آبخازیا و اوستیای جنوبی گرجستان و شبه جزیره کریمه اوکراین از سوی دولت روسیه اشاره کرد که با هیچ کدام از موازین شناخته شده قوانین بین المللی متناسب نبوده است جز مصداق تجاوز آشکار.در دنیای معاصر تجاوز نظامی و اشغال سرزمینی دولتهای دیگر به تاریخ پیوسته است و کشورهای عضو سازمان ملل متحد بر لزوم احترام به تمامیت ارضی و استقلال یکدیگر طبق منشور ملزم شده اند. اما نمونه های تجاوز یا اشغالگری های ذکر شده یادآور این نکته قابل تامل است که هر گونه ادعای تاریخی دیگر درحال و آینده تنها از سوی ابرقدرتها به سبب برخورداری از تواناییهای سیاسی نظامی و اقتصادیشان قابل تصور است که دولتهای دیگر از آن برخوردار نیستند. از سوی دیگر نباید فراموش کرد که ادعاهای تاریخی ملتها برای کشورگشایی سبب خونریزی های بیشتر خواهد شد که عقل سالم بشری نیز آنرا تایید نمی کند. زیرا نقشه جغرافیای سیاسی بسیاری از کشورهای موجود در اثر تحولات تاریخی دگرگون یافته و از سوی حقوق بین الملل تکوین یافته است. مانند تغییرات سرزمینی که بعد از جنگ جهانی اول و طبق معاهده ورسای در سال ۱۹۱۹بعمل آمد و کشورهایی مانند لهستان، یوگسلاویفنلاند و جمهوری های دریای بالتیک بوجود آمدندیا جمهوری های شوروی سابق بعنوان دولتهای مستقل عضو سازمان ملل متحد هستند که نباید در استقلال آن جمهوریها دچار ملی گرایی کذایی و غیر منطقی شد. بعبارت دیگرآیا دیدگاه مردمانی که نزدیک به دویست سال با تغییر نسل ها و جذب شدن در فرهنگی با ارزش های متفاوت پرورش یافته اند مانند آنچه که در خصوص حجاب بانوان و مشروبات الکلی در جمهوری آذربایجانوجود دارد قابل پذیرش یا توانایی ادغام با فرهنگ موجود حاکم بر سرزمین مادری هست یا نه؟ زیرا در غیر اینصورت سبب مشکلات عدیده غیر قابل پیش بینی خواهد شد که به مراتب مخربتر از وضعیت سابق خواهد شد. بنابرین ایجاد فضای ایدئولوژی ستیزی روسی یا ضدیت مستمر با سیاست های دولت آن کشور تحت هر عنوانی باید در دستگاه سیاستگذاری خارجی از سوی کارشناسان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و سیاست های متناسب با آن اتخاذ گردد. تشدید احساسات منفی به حدی رسیده که از سوی برخی افراد در شبکه های اجتماعی نسبت به کشته شدن مسافران هواپیمای روسی بر فراز مصر شادمانی می شود بی آنکه فراموش کنیم که همه انسان و مخلوق خدا دارای سرنوشت مشترک هستیم. دولت آمریکا با ایجاد ائتلاف بین المللی مورد نظر خویش بیش از یکسال است سوریه را بمباران می کند آنچنان در رسانه ها بازتاب منفی پیدا نمی کند انگار مداخله آمریکا در مناطق مختلف جهانی به نظر برخی از شهروندان به عرف تبدیل شده است. در مقابل با عملیات هوایی روسیه در سوریه مصداق انسان کشی و ادامه سیاست کثیف دولت روسیه تلقی می شود. منتقدینشان هم با بر چسب روسگرایی مورد نکوهش و محکوم می گردند. زیرا بدلایل اشاره شده دولت روسیه همواره بر منافع ملی ایران ضربه زده است. بدون اینکه تحلیل قابل قبولی از اوضاع فعلی سیاست جهانی ارائه بدهند. رقابت دولتها برای کسب نفوذ بیشتر یک امر رایج در روابط یین المللی تلقی میشودزیرا هر دولتی در راستای منافع ملی خویش تلاش می کند تا حداکثر منافع را برای خود تامین نماید. همچنانکه اکنون حوزه های منافع ملی ایران از عراق و سوریه و لبنان تا به یمن گسترش یافته است. منافع ملی یعنی دفع هر گونه ضررهای احتمالی مادی و معنوی براییک کشور. برای درک بهتر منافع ملی میتوان به سیاست موجود دوستی در روابط ایران و عراق اشاره نمود که در دولت پیشین از سوی صدام حسین با ادعای تاریخی سرزمینی بر اروند رود با هدف منتزع نمودن بخشی از اراضی ایران جنگی هشت ساله بر ایران تحمیل شد و منافع ملی ایران با تهدیدات تمامیت ارضی اش بشدت آسیب دید. بنابرین دخالت های امپریالیستی روسیه در طول تاریخ معاصر ایران ناشی از رقابت آن دولت با دولت انگلستان برای گسترش حوز های منافع ملی آن کشور بوده و دولت ضعیف قربانی نیات توسعه طلبانه آن دولتها شده است. در حال حاضر عمده ترین تهدیدات منافع ملی ایران در حوزه تهدیدات سرزمینی دامن زدن به تنش های قومی است که از سوی جدایی طلبان و دولتهای حامی آنان بشکل جنگ رسانه ای بویژه با پخش کانال های ماهواره ای در جریان است بدون اینکه نیازی به دخالتهای مستقیم نظامی هزینه بر امپریالیستی گذشته باشد. شتشوی ذهنی افراد آسان ترین و کم هزینه ترین ابزار در دستان سیاستگذاران خارجی است زیرا بیشتر افراد از اطلاعات علمی و آگاهی های لازم برخوردار نیستند و با تبلیغات رسانه ای در معرض آسیب پذیری واقعی قرار می گیرند.در ادامه آن سیاست دولتها یعنی کسب نفوذ بیشتر برای تامین منافع ملی مورد نظر خویش و با توجه به اوضاع و احوالی که جنگ فرسایشی نیابتی دولتها بر خاورمیانه حاکم است کوچکترین خطای سیاسی با محوریت قومی می تواند ضربه اساسی بر وحدت ملی وارد نماید.در فضای قو گرایی زمانی که اقوام ایرانی برای یکدیگر جوک خنده دار درست می کنند بدون توجه به اینکه همین جوکها به فرصت طلبان تجزیه طلب بهانه لازم را برای تعقیب نیاتشان فراهم می سازد برتنش های ناشی از آن می افزایند. تهدیدات زمانی شدت واقعی پیدا می کند که یک ارگان دولتی عریض و طویل هم دچار اشتباه جبران ناپذیر شود. در این میان ملی گرایانی که دغدغه یکپارچگی ملی دارند بر تاریخ باستان ایران هخامنشیان، ساسانیان و اشکانیان عشق می ورزند، سرزمین های از دست رفته گذشته را از آن ایران می دانند و مدام به تئوری سازی دست می زنند وظیفه خطیری را بر دوش دارند تا اذهان بیمارگونه و کج فهمی برخی شهروندان را اصلاح نمایند.بنابرین زمانی که از سوی یکدستگاه رسمی تحقیر قومی نمایش داده می شود نشان دهنده رسوخ ذهنی منفی به بدن حاکمیت است تا چه رسد به ضدیت ملیتی دیگر چه از نوع روسی یا آمریکایی. بعبارت دیگر ضدیت با فرهنگ های دیگر قومی با محوریت یک فرهنگ برتر از نوع فارسی جز عادات برخی کسانی شده است که مشغله ذهنی دیگری ندارند. نباید فراموش کنیم که مبارزه با گسترش فقر و اعتیاد و بیکاری و پدیده طلاق و آثار زیانبار این موضوعات که بر یک نسل تاثیرگذار بوده است باید جز فرهنگ اصیل ایرانی باشد نه موضوعات حاشیه دار که احساسات پاک انسانی را جریحه دار می نماید.

*علیرضا محمدی

اخبار مرتبط

نظرات