مغانه آنلاین-یکشنبه ۱۷ اسفند۱۴۰۴
جمهوری اسلامی ایران بارها در مناقشه قره باغ، کشور ارمنستان را به طور رسمی متجاوز اعلام کرده و خواستار خروج نیروهای این کشور از اراضی اشغالی شده بود و از طرفی با میانجی گری و ابتکار دولت ایران برای برقراری صلح و آتش بس بین ارمنستان و آذربایجان چند دور مذاکره سه جانبه ای با حضور طرف های جنگ و ایران در تهران برگزار گردید.
نگارنده، در مناقشه اول قره باغ در اوایل دهه ۷۰ بنا به اقتضای شغلی به عنوان خبرنگار، از نزدیک شاهد کمک های بی دریغ و نوع دوستانه مردم و دولتمردان ایرانی به آذری ها و استقبال گرم مردم و مسوولان منطقه ای و کشوری از پناهجویان آذری بود.
در این جنگ، نظامیان ارمنی موفق شده بودند حدود ۲۰ درصد خاک آذربایجان را اشغال کنند. اختلاف و چند دستگی در بین حاکمان و دولتمردان آذربایجان و کمبود نیرو و تجهیزات دفاعی و نظامی و نیر فقدان انگیزه و توان بین نظامیان آذربایجان باعث سقوط پی درپی شهرها و روستاهای این کشور شده بود. خیانت ها و دعواهای سیاسی و جناحی و سردرگمی و بی برنامگی مقام های عالی رتبه آن کشور، زمینه ساز افت روحیه ارتش آذربایجان گردیده و باعث شده بود ارمنی ها به سرعت و به راحتی پیشروی کنند.
نیروهای ارمنستان، مناطق شهری و روستایی آذربایجان را یکی پس از دیگری و با کمترین تلفات و کوچ کترین مقاومت از سوی نظامیان آذری ضمیمه خاک کشورشان می کردند در همین حال هشدارها، کمک ها و مداخله های نظامی ایران، ترمز ماشین جنگی ارمنستان را کشید. در خلال جنگ، به طور مرتب اجلاس و مذاکرات سه جانبه در سطح سران و مقام های عالی رتبه ایران، آذربایجان و ارمنستان با هدف توقف جنگ و صلح در تهران برگزار می شد به همین لحاظ یک پای برخی نمایندگان و مقام های ارشد دولت جمهوری آذربایجان در تهران بود تا از نفوذ و قدرت ایران در توقف جنگ و فشار به ارمنستان و برقراری صلح استفاده کنند به طوری که حتی در نخستین دور مذاکرات مشترک سران ایران، ارمنستان و آذربایجان در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۱، “یعقوب محمداف” کفیل ریاست جمهوری آذربایجان با ابراز رضایت از تلاش های صادقانه دیپلماتیک کشورمان گفته بود:«از حسن نیت جمهوری اسلامی ایران به عنوان نخستین میانجی و کشوری که مبتکر برقراری صلح در منطقه قره باغ بوده و نیز کمک های ایران به آذربایجان تشکر می کنم.»
با گذشت حدود ۳۵ سال، هنوز سیمای محزون و غمگین و گریه و شیون جنگ زدگان آذری به خصوص کودکان معصوم و افراد سالخورده که بعضاً با پای برهنه و بعد از کیلومترها پیاده روی، به سختی با عبور از آب بسیار سرد رود خروشان ارس به ایران پناه آورده بودند جلوی چشمم است.
با شروع جنگ دو کشور، با این احتمال و پیش بینی که غیر نظامیان آذری برای در امان ماندن از حملات ارمنی ها به ایران پناه می آورند، با دستور مقام های عالی کشورمان، ایران و ایرانیان مرزها و آغوش های خود را به روی جنگ زدگان آذری و حتی نظامیان بزدلی که متواری می شدند گشودند.
در جنگ اول ارمنستان و آذربایجان، ایرانیان به خصوص روستاییان مرزنشین در این سوی مرز در امتداد سرحدات، برای استقبال از پناهجویان آذری صف طویلی تشکیل داده بودند. حتی جوانان و مردان غیور و خونگرم در اقدامی انسان دوستانه، مبادا جنگ زدگان به خصوص کودکان و افراد مجروح و کهنسال اسیر و گرفتار جریان خروشان آب ارس شوند، می رفتند آن طرف رودخانه و روی کولشان آنان را به این سوی رودخانه می آوردند.
مسوولان، تدارکات و تمهیدات لازم را اندیشیده بودند. جنگ زدگان آذری، فوج فوج وارد ایران می شدند و بلافاصله وقتی پایشان را به خاک کشورمان می گذاشتند ساکنان روستاهای مرزی با دیدن سر و وضع غمبار و ژولیده ی آنان در حالیکه اشک در چشم هایشان حلقه می زد، در اولین اقدام به گرمی آغوششان می کردند و پتو و لباس گرم و مواد غذایی بهشون می دادند و نیروهای امدادی هلال احمر به مداوای مجروحان می پرداختند. وسایل نقلیه دولتی به تنهایی جوابگوی انتقال خیل عظیم پناهجویان به اردوگاه نبود، به همین خاطر روستاییان نیز با خودرو و تریلر تراکتور و کامیون شخصی، جنگ زدگان را از طریق گذر مرزی تازه کند پارس آباد به اردوگاه وسیعی که صفر تا صد آن در خاک آذربایجان با امکانات و کمک های ایران احداث شده بود منتقل می کردند تا در آنجا اسکان یابند.اردوگاهی که فقط زمین و آوارگانش متعلق به آذربایجان بود و تعداد انگشت شماری از مسوولان دولتی این کشور با ایران همکاری می کردند.
ایران به رسم همسایگی و بر اساس تاکیدها و توصیه های اسلام و ضرب المثل معروف«نیکی کرده و در دجله انداخته» و از کمک های همه جانبه خود چه نظامی و چه نقدی و جنسی، مدارک و مستندات و تصاویر چندانی برای روز مبادا تهیه نکرده است ولی حاکمان فعلی آذربایجان می توانند برای راستی آزمایی و صحت و سقم این ادعاها به آرشیو مطبوعات و تلویزیون و یا جنگ زدگان کشورشان مراجعه کنند. گفته می شود الهام علی اف، در بحبوحه ی جنگ اول قره باغ از ترس حملات ارمنستان به یکی از کشورهای خارجی گریخته بود از این رو انتظار نداریم که از تلاش ها و کمک های بشردوستانه و نظامی ایران به آذربایجان مطلع باشد ولی اگر واقعاً قصد دارد حقیقت را بداند می تواند با تحقیق و تفحص بیشتر و مراجعه به اسناد معتبر آن زمان و نیز گفت و گو با آوارگان جنگی و مسوولان نظامی و دولتی آن دوره به جای تحریف تاریخ و واقعیت های جنگ، به اصل ماجرا پی ببرد. و شاید هم علی اف از حقانیت و کمک های ایران خبر دارد و می فهمد ولی عمداً حقایق و واقعیت ها را کتمان و تحریف می کند و خودش را به عمد به نفهمی زده تا به قول ضرب المثل ترکی که می گوید” نِجه سَن قانمییام، قالاسان یانا یانا”، به زعم خودش ایرانیان را حرص دهد.
جمهوری اسلامی ایران بارها در مناقشه قره باغ، کشور ارمنستان را به طور رسمی متجاوز اعلام کرده و خواستار خروج نیروهای این کشور از اراضی اشغالی شده بود و از طرفی با میانجی گری و ابتکار دولت ایران برای برقراری صلح و آتش بس بین ارمنستان و آذربایجان مذاکرات سه جانبه ای با حضور طرف های جنگ و ایران در تهران برگزار گردید. از طرفی ایران، در جنگ قره باغ مرزهای خود را به روی آذربایجان و جنگ زدگانش باز کرد و با گشاده رویی و آغوش گرم آنان را پذیرفت.حال برعکس، گفته می شود با شروع حملات نیروهای متجاوز آمریکا و اسراییل به کشورمان، دولت آذربایجان، نیروهای نظامی خود را در مرزهای مشترک با ایران مستقر کرده و به حالت آماده باش درآورده تا مانع ورود ساکنان مناطق همجوار و جنگ زدگان به آن کشور شود.
دولت«الهام علی اف»، از مدت ها قبل و از زمانی که احتمال وقوع جنگ در منطقه قوت گرفت فکر می کرد در صورت بروز جنگ، مرزنشینان ایرانی به آذربایجان پناه خواهند آورد به همین علت غرق در ماتم و عزا و اضطراب و استرس شده است.
رئیس جمهور آذربایجان بداند که ایرانیان با شروع حمله غیر قانونی و تجاوز آمریکا و اسراییل به خاک کشور عزیزمان نه تنها به هیچ کشوری پناهنده و متواری نشده اند بلکه هم وطنانی که پیشتر به خارج رفته بوده اند با آغاز جنگ، برای پیوستن به صفوف به هم فشرده ملت عظیم و غیور ایران، به کشور بازگشته اند.در این زمینه روز-جمعه ۱۵ اسفند- خبرنگار یکی از شبکه های تلویزیونی ترکیه در گزارشی از بازگشت اتباع ایرانی به کشور گفت: «تعجب می کنم که چرا اتباع ایرانی در این شرایط اصرار دارند به کشور خود باز گردند؟!» این خبرنگار در ادامه همچنین با تحسین ایرانیان و با اعلام اینکه از زمان شروع جنگ تا کنون حدود دو هزار تبعه ایرانی، ترکیه را ترک و به کشور خود برگشته اند، اظهار کرد که، «ایرانیان در وطن دوستی و عشق به وطن بی نظیرند.»
اهداف دولت باکو در حمله پهپادی ساختگی به نخجوان
روز پنجشنبه ۱۴ اسفند جاری، خبری با عنوان اصابت پهپاد نظامی ایران به منطقه ای در نزدیکی فرودگاه نخجوان آذربایجان در رسانه ها و فضای مجازی منتشر شد و با وجود تکذیب قاطع و مستدل مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی ایران، «علیاف» رئیسجمهور آذربایجان، به جای رعایت اصول دیپلماتیک، بررسی دقیق و کارشناسانه ابعاد ماجرا و حفظ آرامش در منطقه پرتنش قفقاز، با اتخاذ مواضعی غیر منطقی و به شدت احساسی، شتابزده و استفاده از لفاظیهای غیردیپلماتیک، ایران را متهم کرد اما دیری نپایید که معلوم شد این حمله جعلی و ساختگی، کار خود آذربایجان است.
اصابت پرتابه، موشک و پهپاد به همسایه ی کشور در حال جنگ امری عادی و مسبوق به سابقه است در جنگ اول و دوم قره باغ بین ارمنستان و آذربایجان، بارها توپ، خمپاره و پهپاد به خاک کشورمان در مناطقی از خداآفرین و پارس آباد اصابت نمود و حتی خساراتی به بار آورد و دو کشور در حال جنگ، هر کدام انگشت اتهام را به سوی آن یکی گرفت ولی ایران با نهایت احترام و ادب و خویشتنداری به یک تذکر بسنده کرد و از طرفین جنگ خواست بیشتر مراقب باشند.
دولت علی اف با این خودزنی با توطئه و شیطنت اسراییل جنایتکار اهدافی را دنبال می کند تا به زعم خود شاید بتواند ایران را در دفاع مقدس در برابر متجاوزان تضعیف کند. نگارنده معتقد است، باکو با اتهام زنی به تهران درصدد بدبینی و تحریک شهروندان خود علیه ایران و فراهم کردن زمینه و بهانه برای تعطیلی گمرکات و کنسولگری خود است. در جنگ ۱۲ روزه و در جنگ فعلی، شایع است که اسراییل از خاک و فضای آذربایجان برای هدف قرار دادن ایران استفاده کرده و می کند و گفته می شود قبل از حمله کشورهای متجاوز آمریکا و اسراییل به ایران، اولتیماتوم و تذکراتی از سوی مقام مسوول کشورمان به حاکمان جمهوری آذربایجان داده شده است. با این حمله ساختگی، به نظر می رسد دولت باکو می خواهد به طور مستقیم و آشکارا از متجاوزان حمایت کند تا شاید الهام علی اف بتواند سرسپردگی خود را به رژیم غاصب و کودکش اسراییل بیشتر ثابت کند.
در جریان جنگ دوم قرهباغ، ایران با چشم پوشی از برخی جابه جاییهای نظامی باکو، مسیر لجستیکی مرزهای شمالغرب نیز را باز گذاشت. همچنین ایران با وجود تبعات امنیتی و خسارتهای انسانی و زیرساختی در عمل اجازه داد آذربایجان از بخشهایی از خاک نزدیک مرز برای پیشروی به سمت قرهباغ استفاده کند.
ایران در جنگ اول و دوم قره باغ هیچ وقت کمک نظامی به ارمنستان نکرد و مراودات و روابطش با آن کشور بیشتر در زمینه اقتصادی و تجاری بود و به خاطر شدیدترین و ناجوانمردانه ترین تحریم ها، نمی توانست در حمایت از آذربایجان، رابطه اش را با ارمنستان به کلی قطع کند.
دولت آذربایجان انتظار داشت ایران در حالی که رابطه اش به خاطر تحریم ها، با کشورهای زیادی قطع است و یا در پایین ترین سطح قرار دارد ارتباطش را با ارمنستان قطع کند و نمی دانم شاید انتظار داشت و با زبان بی زبانی از ایران میخواست که سربازان ایرانی به جای سربازان آذری، با نیروهای ارمنی بجنگند.
دولت آذربایجان بداند که ایران، به حول قوه الهی و به پشتوانه ملت غیور و نیروهای نظامی جان بر کف خود، سرافرازانه و مقتدرانه این جنگ و روزهای سخت را نیز پشت سر خواهد گذاشت و روسیاهی به دولت های حامی متجاوزان خواهد ماند.


