امروز: چهارشنبه, ۲ مهر , ۱۳۹۹

نفر هفتم- سهراب آدیگوزلی*

آن روز مشهدی سلیمان کیشی به رختخواب افتاده بود.کسالت داشت.غم بزرگی در سینه اش موج می زد.گاهی به اجاق آلاچیق زل زده وباز نگاهش را به درنمدی می دوخت.

وحشت در ساحل ارس- سهراب آدیگوزلی

بایرام با تاسف نگاهی به آبهای رودخانه ارس کرد. وحشت همه وجودش را فرا گرفت. بلافاصله کانالهای انحرافی هر دو سو را باهم مقایسه نمود.بار دیگر نگاهش را به ساحل شمالی برگردانید. سالدات های بی شماری صف بسته بودند.اینبار خیلی عصبانی شد.فورا دست به دنده ها و فرمان بولدوزر برد.با بی پروایی خود را به رودخانه زد.