امروز: چهارشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۳۹۶
زمان انتشار : ۱۶ مرداد ۱۳۹۶ ۶:۳۷ | کد خبر : 22258 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

ورزش در ایران تولید کننده است یا مصرف کننده؟

رقابت های ورزشی و تبلیغاتی که با استفاده از فضای مسابقات صورت می گیرد یکی از ممر درآمد ورزش کشور است که یک ریال آن هم برای حمایت از ورزشکار صرف نمی شود و اساسا معلوم نیست کجاها هزینه می شود.

جمشید کریمی- مغانه آنلاین: معاون حقوقی رییس جمهوری سلامتی تن و روان و سلامت روحی و جسمی جامعه را زیرساخت اصلی برای توسعه کشور دانست و اظهار داشت: نیروی انسانی که عامل اصلی رشد و توسعه کشور است، باید سالم، پرنشاط و امیدوار باشد.

حجت الاسلام والمسلمین مجید انصاری گفت که اگر ایجاد مراکز ورزشی برای شهروندان در گذشته مستحب بود، در زندگی شهری امروز یک واجب است.

معاون حقوقی رییس جمهوری افزود: همانطور که در سیاستهای دولت تدبیر و امید اهتمام به ورزش مورد توجه جدی است، از شوراها و شهرداران هم انتظار می رود با حمایت دولت زیرساختها و فضاهای ورزشی و تفریحی را توسعه دهند چرا که جوانان نیازمند محیطی پرنشاط و سازنده هستند تا از آسیبهای اجتماعی در امان باشند.

آنچه دیدید و خواندید سخنان معاون رئیس جمهور در اهمیت مقوله ی ورزش بودو من اکنون می خواهم این سخنان وی را از نگاه عملگرایانه و در تجربه ی زیسته ی خودمان کنکاش کنم.

نمونه ی جغرافیایی بررسی در این مقال شهرستان پارس آباد است که هر روز با آنچه روایت خواهد شد مواجه هستیم.

کلیات سیاست های دولت در باب ورزش را بخواهیم خلاصه کنیم همانهاییست که معاون رئیس جمهور گفته است اما مکانیزم اجرایی آن علاوه بر آئین نامه و بخشنامه و لایحه، امکانی است که دولت در جهت اجرایی شدن آن در اختیار سازمان های مربوطه قرار می دهد. ممکن است نتوانیم دولت را به دلیل پایین بودن بودجه ی ورزشی سرزنش کنیم چرا که اقتصاد کشور ما در دوره ی هشت ساله ی ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد بشدت آسیب دیده است و به این زودی ها نمیتوان انتظار داشت که ترمیم شود اما می توانیم سیاستگذاری های ورزشی را زیرتیغ نقد اصولی ببریم. سیاستگذاری های دولت بر همان بودجه ی ورزشی که می تواند در اختیار بخش ورزش بگذارد متاسفانه از سوء مدیریت رنج می برد و این مسئله را می توان بیشتر در بخش ورزش های رایگان همگانی مشاهده کرد.

در واقع بخش زیادی از ورزش در کشور ما ورزش مصرفی است نه تولیدی و در برنامه های توسعه ی کشور نیز مقوله ی ورزش مصرفی دیده شده است که دولت بایستی از بودجه های عمومی هزینه های آن را تامین کند. در کشورهای غربی ورزش یک کالای تولید و خودگردان است یعنی در اختیار بخش خصوصی است که هزینه های خود را تامین می کند و حتی زیرساخت های ورزشی و ساخت و سازها نیز توسط بخش خصوصی انجام می شود بنابراین سیاستگذاری های آن نیز توسط بخش خصوصی است. به بیان ساده تر ورزش در کشورهای پیشرفته به قدری بالغ و بزرگ شده است که خودش از عهده ی خودش بر می اید و نیازی به دیگران ندارد اما در ایران ورزش طفلی بیش نیست که به حمایت و سیاستگذاری درست دولتی نیازمند است اما در عمل اینگونه نیست چرا که دولت بر روی کاغذ حمایت صدرصدی از ورزش می کند اما در عمل می خواهد وزش مصرفی ما که طفلی بیش نیست و اساسا خاصیت تولیدی و درامدزایی ندارد، درآمد کسب کرده و خودش را اداره کند که البته مثال های زیادی وجود دارد که به چند مورد آن اشاره می شود.

دولت بودجه ای را برای احداث باشگاه و سالن های ورزشی اختصاص می دهد که در اختیار جوانان و نوجوانان قرار دهد تا با روی آوردن به ورزش ضمن اینکه سلامتی خود و جامعه را تامین می کنند از نابهنجاری تحمیلی به دور مانده و در نتیجه هزینه ی دولت را پایین بیاورند به عبارت دیگر دولت به خوبی می داند که اگر در سال مثلا ۱۰۰ میلیارد تومان برای ورزش هزینه کرده و نیروی جوانها و نوجوانها را در مسیر ورزش و سلامتی هدایت کند به اندازه ای از میزان بزهکاری کاسته خواهد شد که بتواند در هزینه هایی که برای کاهش بزهکاری می کند و نتیجه ای هم نمی گیرد مثلا ۳۰۰ میلیارد تومان کمتر هزینه کند یا صرفه جویی کند و البته با نتیجه ای بسیار مطلوب و ایده آل. اما می بینیم که دولت علاوه بر اینکه با برقراری شهریه و بالابردن هزینه ی ورزشکاران هزینه های ورزشی اش را تامین می کند با اجاره دادن این سالن ها به نمایشگاههای تجاری درصدد کسب درآمد نیز است.

از ورزشکاران هزینه ی بیمه دریافت می شود اما معلوم نیست اولا در حالی که در برنامه ی توسعه بیمه ی رایگان وزشکاران دیده شده است چرا باید از خود آنها هزینه ی بیمه دریافت شود و از آن گذشته این هزینه ی بیمه ها صرف چه کاری می شود.

البته نه فقط بیمه بلکه بطور کلی از جماعت ورزشکار هیچگونه حمایت مالی نمی شود به طوری که ورزشکاران ما (شهرستان پارس آباد) در سطح قهرمانی ملی و جهانی بیشترشان با هزینه های خودشان به این مقام رسیده اند و مدال های این قهرمانان با پول جیب خودشان و خانواده هایشان و حتی در مورد بعضی ها با حمایت های دیگران به دست آمده است.

رقابت های ورزشی و تبلیغاتی که با استفاده از فضای مسابقات صورت می گیرد یکی از ممر درآمد ورزش کشور است که یک ریال آن هم برای حمایت از ورزشکار صرف نمی شود و اساسا معلوم نیست کجاها هزینه می شود.

همه ی اماکن ورزشی از سالن ها گرفته تا استخر ها با مزایده های گران به مزایده گذاشته می شود. عمدتا مزایده گیرنده ها دو بخش هستند یا بخش سوداگر تجاری و اقتصادی است که اساسا پدیده ای به اسم ورزش را نمی شناسد و مکان ورزشی برایش در حکم گاوصندوق است و اسکناس و طبیعتا نمیتوان از اینها انتظاری بیش از این داشت اما بخش دیگر مزایده گیرنده برای کاربرد ورزشی است مانند استخرها که اینها نیز تا جایی که می توانند زور می زنند به سود بیشتری برسند  بنابراین استانداردهای ورزش برایشان رنگ می بازد.

به طور کلی سیاست های ورزشی دولت یک سیاست بازدارندگی در جهت تندرستی قشر جوان جامعه است چرا که جوان ایرانی ترجیح می دهد به جای اینکه در ماه مثلا هزاران تومان شهریه ی سالن های ورزشی بدهد نصف آن را به قلیان در قلیان سراها بدهد و با دوستانش خوش بگذراند و این البته ادعا نیست اثبات است و یک آمار دم دستی هم به ما نشان خواهد داد که  این یک حقیقت است.

به عنوان یک خدمتگزار رسانه ای دوست دارم پاسخ این سوال را دولت و مسئولان بدهند که از نگاه برنامه های توسعه در ایران، ورزش ما تولید کننده است یا مصرف کننده.

 

اخبار مرتبط

نظرات