امروز: یکشنبه, ۱۴ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۱۷ مهر ۱۳۹۳ ۷:۴۰ | کد خبر : 7154 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

کودکی هایی که حبس شد – مینا میرقاسمی

81340718-6000250

کودکانه ترین احساساتمان در بی توجهی ها حبس شد ، بدون آنکه چیزی از این کودکانه ها را برای کودکان امروز به ارث بگذاریم.

هنوز تکان دو درخت آلبالو به فاصله دو متری از هم در باغچه حیاط بزرگمان با بازیگوشی های خواهر و برادرها در ذهن رژه می روند. طنابی ضخیم که دست هایمان را می خراشید و ما بدون توجه به خونی شدن دست ها و درد شیرین آن بر سر هل دادن و سوار شدن بر تاب با هم مسابقه می دادیم .

فصل تابستان کودکی ها ، روزهایی که گرمای بازی های غروب بچه ها در کوچه هنوز در ذهن جولان می دهد ، بازی های هفت سنگ ، وسطی ، قایم باشک و .. که هم اکنون دوران فراموشی را طی می کنند.

هنوز مزه گوارای بازی با لاستیک های پنجر شده دوچرخه در دلهایمان چشمک می زند، هنوز هم با حسرت به یاد می آوریم وقتی که در هوای سرد پاییز به اشتیاق برنده شدن این سر کوچه تا ان سر کوچه می دویدیم و صورت هایمان از سوز سرما سرخ و گلویمان از شدت سرما خشک می شد.

رفتند آن روزهای زمستانی که برف تا بالاتر از نیم متر همه جای حیاط را پر می کرد و با دستان کوچک سرخ شده برف ها را جمع می کردیم و با پارو آنقدر روی آن می کوبیدیم تا نردبانی درست شده و به پشت بام برویم.

نمی دانم آیا کودکان امروزی هم پس از بزرگ شدن بازی های مجازی امروزی خود را در پستوی ذهن های گرفتار خود با حسرت بازخوانی خواهند کرد؟

کودکان بی وارث از دنیای کودکی امروزی شایسته ترحمند زیرا که آنها بدون اینکه کودکی کنند بزرگ می شوند ، بدون اینکه طعم زندگی طبیعی را بچشند به سرعت وارد دنیای ماشینی می شوند.

گاهی اوقات دلم برای کودکان امروز می سوزد، اجازه ای برای بازی با خاک ندارند ، پروانه ای نمی بینند که دنبالش کنند ، با تفکر بهداشت زده والدین هرگز اجازه نمی یابند که سنگی بدست زده و هفت سنگ بازی کنند و یا سنگی را بر روی آب به حرکت درآورند.

بچه های امروز بسیار زودتر از دیروزی ها بزرگ می شوند ، آنها کودکی نمی کنند ، بسیا زود به جای هم سن و هم قدهای خود به جای خواهر و برادران نداشته شان در کنار رایانه ها همبازی پدران و مادرانشان می شوند.

کلاس های بی شمار آموزشی که پدران و مادران نگران از آینده کودکان برای آنها ردیف برنامه کرده اند، امروز آنها و دنیای کودکی شان را به بهای دنیای موهوم موجود در ذهن بزرگترها نابود می کند.

کودکان امروزی دنیای شاد خود و لذت های کودکی خود را به لجاجت بزرگترها به آرزوی دنیایی که همین بزرگترها شناخت درست و واقعی از آن ندارند از دست می دهند.

کودکی که در ذهنش مدام به فکر حفظ کردن کلمات انگلیسی ، فرمول های ریاضی ، رایانه و ..باشد ، لذت دست زدن به خاک و گیاه و گل را نخواهد چشید.

همه در این جامعه به نوعی از حقوق کودک می گویند اما در عمل همین افراد حقوق مسلم کودک را ندانسته ضایع کرده و دنیایی مطابق طبع خود برایش رقم می زنند و این اوج بی عدالتی به کودکی است که خود باید آینده اش را رقم زند.

و ای کاش کودکان امروز هم لذت کودکی های دیروزی را می چشیدند، کاش آنها نیز لذت خاک ، برف ، باد و حتی درد و سرما و گرما را می چشیدند.

به خود بیاییم و شیرینی های حیات را از کودکانمان به بهانه آینده ای که در ذهن خود داریم از آنها دریغ نکنیم .

اخبار مرتبط

نظرات

ناشناس

با سلام وعرض خسته نباشید
نوشته تان عالی بود اتفاقا من هم در این حیطه نوشته ای بنام از کودک درونتان چه خبر؟ دارم که شباهت های زیادی به هم دارند جالب بود امید وارم درفرصتی مناسب اگر افتخار دادید از نزدیک با شما آشنا بشوم واز نظرات تان استفاده کنم به امید دیدار
افشین خاک نژاد