امروز: دوشنبه, ۱۵ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۲۸ اسفند ۱۳۹۴ ۴:۴۰ | کد خبر : 17558 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

نیازمندان در انتظار مهربانی

moghansasi-113x130-113x130-113x130-113x130

هیچ وقت فراموش نمی کنم صحنه ای را که یک سال قبل در عبور از یکی از خیابان های شهرمان دیدم، کش و قوسی که بین یک مادر و فرزند، مقابل ویترین یک مغازه پیش آمده بود .

رضاامیرپور/ مغانه- زیبایی کفش های داخل ویترین، چشمان پسرک را شکار کرده بود و او اصرار داشت مادر یک جفت از این کفش ها را برایش بخرد، بی خیال از این که بداند یا توجهی به کیف خالی مادر داشته باشد.

او نمی داند دل مادر بیشتر از او مشتاق خرید است ولی افسوس که نداری بر او دستبند زده والا او هم مایل است مثل خیلی ها کفش و لباس نو برای فرزندش تهیه کند اما از آنجا که کیفش پر از فقر است مجبور است فقط افسوس بخورد!

راستی این روزها وقتی برای خرید می رویم، حال و احوال این نوع کودکان را هم می پرسیم؟ فکر کرده اید خیلی ها با سیلی، صورت خود را سرخ نگاه می دارند؟ فکر کرده ایم لبخند کودکان معصوم که در آرزوی یک جفت کفش هستند می تواند دنیایی از شادی را به زندگی مان هدیه کند؟ در قهقه های کودکانی که مورد مهر والدین قرار دارند و با شادی و نشاط  در بازارها می گردند، نگاه های حسرت آلود کودکان نیازمند گم می شود. نگاه های معصومانه کودکان نیازمند، به  شادی و خوشبختی کودکانی با والدینی توانمند، این روزها بسیار دیده می شود.

این روزها در خیابان ها که می گذریم، ویترین های الوان و پر زرق و برق را می بینیم که با هزاران طرح و رنگ چشم ها را بسوی خود می کشاند.هم همه ای برپاست و دستان کودکان در دست پدر و مادر به دنبال خرید کیف و کفش و لباس عید ، یکی آن طرف تر از خستگی آب میوه ای در دست استراحت می کند تا باز در بازار بچرخد شاید لباس مورد پسندش را پیدا نماید.

آن دیگری از خودرو لوکس خود پیاده می شود در را باز می کند، همسر و فرزندش را برای خرید همراهی می کند، شیرینی فروشی ها هم شلوغ شده اند و مردم برای خرید شیرینی صف کشیده اند. بساط آجیل فروشان و فروشندگان سفره های هفت سین هم بازارشان سکه است. اما از سویی این طرف یتیمی که دستانش در دست پدر نیست یا از فرط گرسنگی نیم نگاهی به دستان رهگذران دارد یا بیوه زنی که با کفش های مندرس به سختی راه می رود و در این گوشه، صاحبخانه ای شب عیدی قصد دارد مستجرانش را بیرون کند و دورترها در همین اطراف شهر، کودکی و گاه پیرمردی برای لقمه ای نان در زباله ها دست می کند.

بهار طبیعت باید بهار زندگی ما انسانها باشد و این فصل نماد زندگی جدید است پس باید ما نیز با الگوگیری از این نماد جلوه ای دوباره در تمام ابعاد به زندگی خود ببخشیم. فراموش نکنیم پیامبر(ص) یک خرما را خطاب به حاضران نشان دادند و فرمودند اگر صاحب این انبار خرما همین یک خرما را در حیاتش صدقه می داد بهتر بود از این انبار خرما که اکنون پس از مرگش صدقه داده می شود. امروز در پس دیوارهای نمور و بی رنگ و لعاب منازل فقرا، چشمان کودکانی به انتظار دست های گرم و پرمهر ما به نظاره نشسته اند و چشم به دستان پرمهر افراد توانمند جامعه بسته اند.

 

 

اخبار مرتبط

نظرات