امروز: شنبه, ۲۰ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۲۱ فروردین ۱۳۹۴ ۱:۲۸ | کد خبر : 10224 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

مادر ؛ فرشته ای هم قد خدا

مادر و ما ادراک ما المادر ، مادر و چه می دانی که چیست مادر . چیستی مادر و ساحت وجودی او ، از معماها و از پرسش هایی است که مغز انسان و دانش بشر هنوز از حل آن عاجز است و هنوز نتوانسته است به این پرسش ، جواب درست و کاملی بدهد ؛

به گزارش مغانه، جوابی که همه را قانع کند و ذهن را از کنکاش برای شناخت بیشتر بی نیاز ساخته و باز بدارد . نیاز انسان به شناخت مادر و ناتوانی او از رسیدن به این مرحله از ادراک وشکست های پی در پی او در یافتن راهی برای خروج از این چالش تاریخی ، نمایانگر بزرگی روح و وجود مادر از یک سو و کوچکی و ناتوانی همگان در برابر آن ، از سوی دیگر است .

مادر از مواقفی است که انسان ناگزیر است به ناتوانی و ضعف خود اعتراف نماید . هنگام مواجهه با موضوع مادر و در زمان پرداختن به آن ، به جز لفاظی هایی که در نهایت ثمر نمی دهد و تلاش ها و دست و پا زدن هایی که در حقیقت برای پنهان ساختن ناتوانی های آشکار ، انجام می شود ؛ هیچ کاری از دست هیچکس ساخته نیست . آنها که به غرور آلوده نیستند و آنها که نمی خواهند خود را در این میدان مورد آزمایش و در معرض قضاوت دیگران قرار دهند ، از همان ابتدا و با گفتن فقط یک جمله که : ” ما قادر به فهم ماهیت و سعه وجودی مادر نیستیم . ” خود را از گرفتار آمدن در این صحنه خلاص می نمایند .این نوشته پر ایراد و اعوجاج نیز چیزی بیشتر از اعتراف به شکست نیست و آنچه که می تواند موجب قوام و اعتبار آن شود ، استناد به آیات الهی و فرموده پیامبر عظیم الشأن اسلام است .

هرچند برخی آیات مورد استناد ، لزوم احترام به پدر و نیز برخی دیگر از اشخاص را نیز مورد تأکید قرار می دهد ؛ لیکن مناسبت پیش رو و نیز احترام ویژه مادر ، ما را بر آن داشت تا عنوان مادر را برای نوشته انتخاب کنیم .

در چند مورد از آیات نورانی قرآن کریم و کلام الهی (به عنوان نمونه : آیات ۸۳ و ۱۸۰ و ۲۱۵ سوره بقره وآیات ۳۶ و ۱۳۵ سوره نسا و آیه ۱۵۱ سوره انعام و آیه ۱۴ سوره لقمان )، هنگامی که به انسان سفارش می شود که برای خدا شریک انتخاب نکنند و فقط خدا را پرستش کنند ، بلا فاصله به او تأکید می شود که به مادر و پدر خود نیکی نمایید .

انسان ناگزیراست تا برای فهم دلیل اصرار خداوند از کنارهم قرار دادن وحدانیت خود و پرستش شدن خود از سوی بندگان یعنی دو اصل توحید و عبادت ، با نیکی به والدین ، تلاش و کنکاش نماید . آیا دلیل این تعمد تکرار شده ، آشکار ساختن شأن والا و عظمت وجودی مادر و پدربوده است ؟ آیا هدف از تأکید بر شریک قائل نشدن برای خداوند و اختصاص دادن پرستش برای خداوند ، این بوده است تا انسان را از پرستش والدین و شریک قراردادن آنها برای خدا برحذر دارد ؟ آیا علت این تقارن ، آن است که به انسان اعلام شود که نیکی به مادر ، بسان عبادت خدا و توحید ، واجب و محترم است ؟ چرا در این آیات مرز میان خالق با مخلوق ، تا این حد کمرنگ و باریک شده است ؟

چرا خالق ، مخلوق خود را اینگونه به خود نزدیک ساخته وآنها را در کنار خود جا داده است؟ شاید بتوان علاوه بر مجد و بزرگی والدین و لزوم احترام و مهربانی نسبت به پدر و مادر و نقش ناسوتی آنها در خلقت فرزندان ؛ نیازفطری بشر برای نیکی به پدر و مادر را دلیل تأکید و اصرار خداوند بر نیکی و مهربانی ، به پدر و مادر دانست .

در حقیقت یکی از وجوه بارزانسانیت انسان و یکی از زمینه های بروز و ظهور انسانیت انسان و محل تعالی و کمال آدمی ؛ نیکی نمودن به والدین است . آدمی با مهربانی به مادر ، در کنار برطرف ساختن نیاز فطری خود ، وجه تمایز خود با دیگر موجودات را آشکارتر می نماید . به بیان دیگر توجه نداشتن به پدر و مادر و اجابت ننمودن این نیاز فطری و انسانی ، می تواند گویای این حقیقت تلخ باشد که در این گروه از انسان ها ، وجه انسانی آنها بخوبی و بطورکامل رشد نکرده و خوی غیر انسانی ، بخش غالب موجودیت آنها را تشکیل داده است . حیوانات ، به طور غریزی به پدر و بیشتر از پدر به مادر خود وابسته هستند و نیاز آنها به والدین تا حدود بسیار زیادی ، نیاز زیستی و حیاتی است .

از همین رو ، پس از آنکه بچه حیوان خواه جوجه باشد یا توله ، پس از رسیدن به مرحله ای از رشد و توانایی ، مستقل از پدر و مادر به زندگی خود ادامه می دهد و حتی در برخی از انواع حیوانات ، میان این فرزندان با والدین ، تعارضات و جدال هال جدی رخ می دهد و طرف غالب ، طرف دیگر را از گله ویا از محدوده خود می راند و اجازه نمی دهد تا بچه او همچون گذشته در کنار او زندگی نماید . مفهوم فرزندی و پدر و مادری از این مرحله به بعد جای خود را به مفهوم رقیب می دهد و آنکه تا دیروز فرزند بوده است ، امروز یک رقیب و یک دشمن و حتی ممکن است یک طعمه باشد . همچنین ممکن است فرزند بتواند با غلبه بر پدر و مادری که او را به وجود آورده و او را تغذیه نموده و رشد داده اند ؛ آنها را از محدوده خود براند و یا حتی آنها را بکشد . آنچه روابط میان حیوانات را شکل می دهد ، چیزی فراتر از غریزه و نیازهای زیستی نیست .

حال اگر روابط شخصی با پدر و مادرش به این مرحله دنی و پست سقوط نماید و او پس از احساس استغناء و بی نیازی از پدر یا مادر خود و پس از آنکه تصور نمود پدر یا مادر از این پس برای او دست و پا گیر هستند و آزادی حرکت و قدرت مانور او را محدود می کنند ؛ پدر و مادر را از خود طرد نماید و در بهترین حالت برای آنها در یکی از خانه های سالمندان پذیرش بگیرد ، آیا این برداشت به ذهن آدمی خطور نمی کند که این قبیل افراد نیاز دارند تا جنبه های عاطفی و اخلاقی و انسانی و اسلامی وجود خود را بیشتر تقویت نمایند ؟ آیااینگونه رفتارهای نا مناسب و این قبیل تصمیمات ناشایست نسبت به والدین ، با آموزه های دینی و تکالیف انسانی – اسلامی و ادب انسانی و آداب اجتماعی ، سازگار است ؟ آیات ۲۳ و ۲۴ سوره اسراء و آیه ۱۵ سوره احقاف ، به وضوح و با روشنی هرچه ممکن بر تکلیف فرزندان برای تکریم و مهربانی و مراقبت از والدین ، به هنگام رنجوری و کهنسالی آنان ، تأکید دارد . در این آیات نورانی با یادآوری طفولیت و ناتوانی ما و نقش بزرگ والدین در مراقبت از ما و پرورش ما ، این وظیفه انسانی و اسلامی را به ما یادآوری می نماید . توجه خاص و عمل به این آیات چه بسا موجب شود تا بسیاری از آسایشگاه ها و مراکز موسوم به خانه سالمندان ، ضرورت وجودی خود را از دست بدهند .

ما به عنوان انسان به طور فطری نیاز داریم که با پدر و مادر خود مهربان باشیم و با آنها با تکریم و احترام بسیار رفتار نماییم . این نیاز دارای مفهومی بسیار فراگیر است و دایره شمول آن نیز بسیار گسترده است و تقریباً همه انسان ها را در برمیگیرد. توجهی دوباره به آیات نورانی قرآن کریم به ما برای درک بهتر مطلب کمک می نماید . درآیات مورد نظر ، هنگامی که مهربانی و نکو رفتاری با والدین مورد تأکید قرار گرفته است ، این تأکید مطلق است و همه پدران و مادران را مورد نظر قرار داده است و هیچ تخصیص و استثنایی در میان نیست .

در کلام خداوند ، پدر و مادر صرفاً به این خاطر که پدر و مادر هستند مورد توجه خاص و مورد سفارش قرار گرفته اند و این خود نمایانگر نگاه بسیار دقیق و سرشار از احترام اسلام و قرآن به پدر و مادر و حاکی از والا بودن جایگاه استثنایی پدر و مادر در آموزه های ناب اسلامی ، می باشد . اگر دقت نمایید متوجه خواهید شد که مهربانب با والدین و تکریم این دو گوهر تابناک هستی ، صراحتاً عبادت تلقی نشده است .

علت این امر گویای آن است که در انجام این مهم ، تفاوتی میان مؤمن و غیر مؤمن و مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد و تمام انسان ها به صرف انسان بودن وظیفه دارند تا با پدر و مادر خود مهربان باشند و به آنها نیکی نمایند . یکی از دلایل شایستگی های والدین و بطور ویژه ، شایستگی های مادر ؛ در تفاوتی است که میان مهربانی مادر به فرزند ، با مهربانی فرزند به پدر یا مادر وجود دارد .

اولین تفاوت ( صرف نظر از اطاعت فرمان الهی و صرف نظراز پاسخ به ندای وجدان و فطرت ) آن است که اگرما به پدر یا مادر خود خود خدمت و مهربانی می نماییم ، این خدمت معمولاً به ازای خدمتی است که آنها به ما داشته اند و در حقیقت این خدمت جنبه تجارت و باز پرداخت بدهی را دارد . اما خدمت والدین به فرزندان بدون احساس دین و سرشار از عشق و عاطفه است .

تفاوت دیگر آن است که در موارد بسیار ممکن است ما در زمان روبرو شدن با سختی های مراقبت از پدر یا مادر خود ، لب به گلایه باز کنیم اما مادر و پدر ، مشفقانه و مشتاقانه ، مشکلات فراوان نگهداری از فرزند را به جان می خرند ، تو گویی این قبیل تلخی ها شهد و این گونه سختی ها موجب آرامش آنان است . آیات ۳۱ تا ۳۷ سوره عبس ، با لطافتی شگرف و به یاد ماندنی ، ایثار و فداکاری والدین نسبت به فرزند را تشریح کرده است . در این آیات که نقاشی نادر و کم نظیری ازصحنه قیامت است ، خداوند برای مجسم ساختن دل نگرانی های انسان از سرنوشت پیش رو و تشویشی که تمام وجود انسان را فرامی گیرد و جنجالی که در آنجا وجود دارد ، بیان می نماید که در آن روزآدمی از برادر و از پدر و مادر و از همسر و فرزند خود ، فرار می نماید. به این معنی که در آن روز از فرط نگرانی ، هر کس به خودش فکر می کند و برای هیچکس مجالی برای پرداختن به مشکل دیگران وجود ندارد و بلکه همه از یکدیگر گریزان هستند . اما نکته لطیف در ترتیبی است که در اینجا رعایت شده است . دقت نمایید ! رها ساختن فرزند ، در آخرین مرحله عنوان شده است و این یعنی والدین در سخت ترین شرایط و در بحرانی ترین لحظات و در خطرناک ترین حوادث ، حتی در حادثه عظیم قیامت نیز ، تا آخرین – به اصطلاح – ثانیه ها در کنار فرزندان خود باقی می مانند و او را تحت حمایت و مراقبت خود قرار می دهند . آیا این فداکاری و این از خود گذشتگی ، شایسته تکریم و ستایش نیست ؟

عنوان نوشته حاضر ، مادر بود ؛ اما آنچه که تا کنون آمده است در مورد والدین بود ، یعنی هم پدر و هم مادر . پس امتیاز مادر در مقایسه با پدر چیست ؟ چرا و به کدام دلیل مادر را ممتاز تر از پدر دانسته ایم ؟ برای تبیین برتری های مادر نسبت به پدر از حدیثی گران قیمت از رسول گرامی اسلام بهره می بریم . خاتم پیامبران الهی ، حضرت محمد ( صلی الله علیه و آله ) در حدیثی که معروف است فرموده اند ” الجنه تحت اقدام امهاتکم ” یعنی بهشت زیر پاهای مادران شما قرار دارد . از این حدیث نورانی ، چند برداشت مفید وجود دارد . نخست آنکه ، بهشت با تمام بزرگی و احترامی که برای آن تصور می گردد ؛ چه بسا از ارزشی به مراتب پایین تر از ارزش مادر برخوردار باشد .فهم دوم از این حدیث شریف آن است که به هر تقدیر مقام مادر از پدر بیشتر است . با همه شأن و جایگاهی که پدر دارد اما این تعبیر در مورد پدر مورد استفاده و تصریح قرار نگرفته است . برداشت دیگر آن است که رستگاری و نایل آمدن به کمال و مقامات الهی و تعالی پیدا کردن ، از رهگذر خشوع و تواضع در برابر مادر میسر می گردد و بدون خشوع در برابر مادر و بدون تکریم و مهربانی نسبت به این گوهر بی بدیل هستی و نازدانه خلقت خداوندی ، نمی توان به درجات عالی رسید و نمی توان در مسیر کمال گام برداشت . در تأیید این برداشت ، می توان آیه ۱۴ سوره حضرت مریم ( س ) را مورد استناد قرار داد . در این آیه در توصیف مقامات و امتیازات حضرت یحیی (ع ) این نکته به صورت برجسته خاطرنشان می گردد که حضرت یحیی در حق پدر و مادرش بسیار نیکو کار بود و هرگز به احدی ستم نکرد . به علاوه در آیه ۳۱ همین سوره نیز از حضرت عیسی ( ع ) یاد می شود و آن حضرت در مقام معرفی خود می فرماید : خداوند مرا نسبت به مادرم نیکو کار قرار داد . در این آیات در کنار مبعوث شدن به پیامبری و اعطاء کتاب آسمانی ، بدون فاصله نیکی نمودن به پدر و مادر و مهربانی با مادر مورد اشاره قرار گرفته است . نیکی به پدر و مادر ممکن است نتیجه کمال و نایل آمدن به مقام نبوت باشد اما آنچه که بیشتر مورد احتمال است اینکه ، نیکی به والدین مقدمه و شرط نبوت است . لذا رشد و تعالی بدون مهربانی نسبت به والدین ، غیر ممکن تصور می شود . در باور ما ، اوج خوشبختی و سعادت ، راه یافتن به بهشت است .

در نقطه مقابل نهایت ضعف و خضوع ، افتادن به پای دیگری و به اصطلاح رایج ، پابوسی و آستان بوسی است . پابوسی نشانه انتهای انقیاد و سرسپردگی و تکریم و تواضع یک نفر در مقابل فرد دیگر است . در فرمایش پیامبر ، اوج خضوع و افتادگی در پیشگاه مادر ، موجب نایل آمدن به اوج عزت و تشرف به بهشت برین و جنه المأوی ، تلقی شده است . استناد به این حدیث و نیز استناد به آیه ۱۴ سوره لقمان که در تصریح به نیکی به پدر و مادر ، بر نیکی به مادر تأکید مخصوص وجود دارد ، ما را از دلایل دیگر به منظور اثبات جایگاه والای مادر در مقایسه با شأن محترم پدر ، بی نیاز می نماید . با این حال یک برداشت دیگر از قرآن کریم به ما برای درک مقام عالی مادر کمک می نماید .

در آیات الهی به دو نوع وحی اشاره شده است . نوع غالب و عالی وحی ، وحی به پیامبران است و رسولان است که خود شامل دو گونه تشریعی و تشریحی بوده اند . اما یک نوع وحی نیز به برخی دیگر از انسان ها و بعضی حیوانات نیز مورد اشاره قرار گرفته است . مثل وحی به زنبور عسل برای خانه سازی در کوه ها . در این میان اما وحی به دو زن و بانوی بزرگوار نیز مورد اشاره قرار گرفته است . یکی از این دو بانو مادر حضرت موسی ( ع ) و دیگری مادر حضرت مسیح ( ع ) است . نکته قابل توجه در این مبحث آن است که وحی الهی به این دو زن بزرگوار ، صرفاً و فقط با شأن مادر شدن و مادربودن آنها بوده است و الا هیچ سبب دیگری برای وحی به آنها و حتی گفتگوی آنها با فرستادگان الهی ، مطرح نگردیده است . آیات ۷ سوره قصص ، ۴۲ و ۴۵ و ۴۷ سوره آل عمران ؛ ناظر بر این موضوع می باشد .

این نوشته دو هدف مهم را پیگیری می نماید . اول توضیحح و تبیین جایگاه الهی والدین و تشریح هرچند نا تمامی در مورد لزوم توجه و مراقبت مشحون از تکریم و احترام و مهربانی از والدین و هدف دوم محدود ساختن دامنه موج اسف بار و تأثر برانگیز تبعید ظالمانه و غم انگیز پدران و مادران به آسایشگاه ها و فراموش نمودن این مظلومان در کنج خانه سالمندان و جفا نمودن در حق آنها. طلا ، طلاست .

طلا اگر در خانه باشد یا در ویترین طلا فروشی و یا در مخزن بانک ، ماهیت آن تغییر نمی نماید و از ارزش آن کاسته نمی شود . اینکه ما طلا را در کجا و چگونه نگهداری نماییم ، به شناخت ما از ارزش واقعی طلا و به توانایی ما در تمیز دادن این فلز گرانبها از دیگر فلزات بستگی دارد . پدران و مادران ، طلای ناب و تمام عیار و بدون جایگزین و بی بدیل هستند . اگر آنها را در بالا ترین نقطه عزت و مهربانی و تکریم قرار دهیم زهی سعادت اما اگر آنها را در آسایشگاه رها سازیم و فراموش نماییم ، آنها همچنان طلا هستند وما با نادانی و جهالت و نا مهربانی خود ، خویش را از وجود ذیقیمت آنها محروم ساخته ایم . بسیاری از کسانی که از نعمت وجود مادر و پدر محروم هستند ، برای همیشه در حسرت خدمت به آنها و در حسرت بوسه ای عاشقانه بر دستان لرزان پدر یا مادر باقی خواهند ماند . آنها که در زمان حیات پدر و مادر از در آغوش گرفتن تن رنجور مادر و تن خسته پدر طفره رفته اند و از توسل و التجاء به ساحت قدسی والدین خود قصور نموده و شرم نموده اند که رایحه خوش بهشت را از چادر نماز مادر و از تسبیح و سجاده پدر استشمام نمایند ، اینک ندامت و تأسف را پیشه خود ساخته اند .

آنان که با غرور و کج پنداری های خود به جای مهربانی و لطیف گویی با مادر و پدر ، با پرخاش و تندی با آنها سخن گفته اند ، امروز خود را سخت مورد سرزنش و شماتت های بی پایان قرار می دهند و دنیا را با تمام فراخی اش ، برای خود تنگ و تاریک می بینند . این حقایق و واقعیات اما برای شما که هنوز سایه پدر بر سر دارید و از نعمت مادر برخوردار هستید ، مجال بزرگی است تا ارزش موهبت پر قیمت خداوندی را دانسته و همواره و همیشه آن را مشفقانه گرامی بدارید . در هر فرصت و به هر بهانه و بی کمترین شرم و خجالت ، لب های خود را با دستان نورانی و با پاهای آسمانی پدر و مادر خود آشنا و آشنا تر سازید وبا خضوع و خشوع هر چه بیشتر و هر چه آشکارتر، خود را به پای آنها اندازید تا روزگار و اراده الهی شما را استوار و بلند مرتبه سازد .

اصرار داشته باشید تا این عمل پسندیده را در مقابل دیدگان فرزندان خود انجام دهید تا آنان نیز رفتار امروز و فردای خود را بیاموزند . تلاش نمایید تا پایان عمر همچنان ، بچه ننه باقی بمانید و خودتان را به مادروابسته و محتاج بدانید . بچه ننه بودن خود را ابراز نمایید و خود را به این عنوان مفتخر سازید . این عنوان زیبنده انسان های بزرگ است .

*غلامرضا کاظمیان پور

gh.rezakazemiyanpour@gmail.com

اخبار مرتبط

نظرات