امروز: سه شنبه, ۱۶ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۱۹ آذر ۱۳۹۳ ۵:۴۲ | کد خبر : 8050 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

سید جعفر پیشه وری و حکومت خودمختار آذربایجان ایران- علیرضا محمدی

24

21 آذرماه از روزهای تاریخی بسیار با اهمیت در تاریخ معاصر ایران است. در 21 آذرماه 1324 سید جعفر پیشه وری با تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان به مرکزیت تبریز که مورد حمایت اتحاد شوروی بود، تاسیس حکومت خودمختار آذربایجان را اعلام کرد که عمر آن بیش از یک سال دوام نیافت. سید جعفر پیشه وری […]

21 آذرماه از روزهای تاریخی بسیار با اهمیت در تاریخ معاصر ایران است. در 21 آذرماه 1324 سید جعفر پیشه وری با تاسیس فرقه دموکرات آذربایجان به مرکزیت تبریز که مورد حمایت اتحاد شوروی بود، تاسیس حکومت خودمختار آذربایجان را اعلام کرد که عمر آن بیش از یک سال دوام نیافت. سید جعفر پیشه وری در سال 1272 در روستای زاویه خلخال بدنیا آمد. وی در سال 1284 به همراه خانواده به باکو مهاجرت نمود. با پیروزی انقلاب کمونیستی در سال 1917 میلادی در روسیه به هواداری از کمونیسم شهرت یافت و با عضویت در حزب عدالت و انتشار روزنامه حرف بی پرده(آچیغ سوز)در کنار حرفه معلمی رسما به فعالیت های سیاسی وروزنامه نگاری پرداخت. پیشه وری پس از مدتی به تهران آمد اما در دی ماه 1309 دستگیر شد و به جرم تبلیغ کمونیسم به 10 سال زندان محکوم گردید. وی پس از آزادی از زندان در سال 1319 به کاشان تبعید شد. در انتخابات دوره چهاردهم مجلس شورای ملی از حوزه تبریز انتخاب شد اما اعتبارنامه اش از سوی نمایندگان محافظه کار رد شد هر چند پیشه وری حمایت دکتر مصدق را نیز بدنبال خود داشت. اما پس از رد صلاحیتش کمونیست دو آتشه شد و در صدد خودمختاری و کسب استقلال از حکومت مرکزی بر آمد. در جریان جنگ جهانی دوم که قوای متفقین(شوروی و انگلستان) به دلیل ارسال سلاح به شوروی و حضور جاسوسان آلمانی در ایران، در دو جبهه شمال و جنوب ایران را به اشغال خود در آورده بودند پیشه وری با استفاده از فضای سیاسی و نظامی موجود و حمایت شخص استالین رهبر اتحاد شوروی و میر جعفر باقروف رئیس جمهور وقت جمهوری آذربایجان شوروی،به تاسیس فرقه دمکرات آذربایجان با هدف جدایی از ایران اقدام نمود. هر چند بسیاری از نویسندگان وی را خائن می دانند اما وی منتقد سیاست های حکومت مرکزی به علت ارتجاع و گسترش فقر و تبعیض میان تهران و سایر شهرهای ایران از جمله تبریز بود و تبریز را در مقایسه با تهران شهری با مردمانی بسیار فقیر می پنداشت. به نظر می رسد آموزش به زبان مادری در مدارس و رفع تبعیض میان اقوام شاید علت اساسی در غلتیدن وی به سوی جدایی طلبی باشد. از سوی دیگر استقرار ارتش سرخ شوروی تا پشت دروازه های شهر قزوین پشتوانه سیاسی و نظامی مهمی برای پیشه وری در جهت محقق ساختن آرمان هایش بود. اما استالین که نیت جدایی آذربایجان ایران و ملحق ساختن آن به آذربایجان شوروی را در سر می پروراند نه تنها از خروج قوای اتحاد شوروی امتناع نمود بلکه به تاسیس جمهوری مهاباد در کردستان نیز اقدام نمود تا ایران یکپارچه را از صحنه جغرافیای سیاسی جهان حذف نماید و هر چه بیشتر به مرزهای منطقه خلیج فارس نزدیک شده تا یکی دیگر از وصیت های بنیادین پطر کبیر بنیانگذار امپراطوری روسیه در قرن هفدهم را عملی سازد. در این میان ایالات متحده آمریکا که از نیات و نزدیکی قوای شوروی به گلوگاه استراتژیک جهانی نگران شده بود هری ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا را بر آن داشت تا با هشدار شدید الحنی شوروی را به بمباران اتمی تهدید نماید. تنها پس از تهدیدات آمریکا بود که استالین از مواضعش در ایران عقب نشینی کرد. بعد از خروج قوای نظامی شوروی در سال 1946 ارتش شاهنشاهی به تبریز و مهاباد یورش برده و بساط حکومت های خودمختار و دست نشانده در آذربایجان و کردستان را بر چیدند. لازم به یاد آوری است در جریان جنگ جهانی دوم فقط دولت آمریکا برخوردار از سلاح های اتمی بود واستالین به دلیل ترس از نابودی نیروهایش را از ایران خارج نمود. به جرات می توان گفت اگر تهدیدات آمریکا علیه شوروی نبود چه بسا جمهوری های تحت الحمایه و دست نشانده روسها در آذربایجان و کردستان به ثمر می نشست و در آنصورت ایران بیش از یک چهارم سرزمین و جمعیت خود را از دست داده بود و معلوم نبود ایران چه سرنوشت دیگری پیدا می کرد!؟اما اکنون تاریخ معاصر جهان دچار تحولات عظیم و پیچیده ای شده است. اتحاد شوروی در اثر هزینه های سرسام آور مسابقه تسلیحاتی با آمریکا از میان رفته است اما آثار و پیامدهای سیاسی و انسانی فاجعه بار آن هم اکنون نیز جریان دارد. نگارنده نیز فروپاشی شوروی بعنوان ابرقدرت شرق ویکی از دو قطب جهانی را مصیبت بار و غم انگیز می داند زیرا به تنش های قومی و مذهبی در جهان از بالکان گرفته تا خاورمیانه دامن زدو سبب کشتار انسانی بیشتری شد که نمونه های آن را می توان در یوگسلاوی سابق و منطقه ناگور نو قره باغ در جمهوری آذربایجان مشاهده نمود. با استحاله شوروی در 21 دسامبر 1991 آمریکا تنها ابرقدرت بر جای مانده از دوران جنگ جهانی دوم در سال   1945 در صدد بر آمد تا الگوهای سیاسی یا نظم نوین جهانی مورد نظر خویش را بویژه در خاورمیانه مستقر سازد، به همین منظور در یوگسلاوی و عراق با مداخله نظامی آشکار مغایر با موازین حقوق بین الملل انجام داد تا جهان تک قطبی شده را با یکه تازی بدلخواه خویش مدیریت نماید. در زمان حیات اتحاد شوروی مرزهای مشترک ایران با شوروی از سوی نیروهای مرزی شوروی به شدت کنترل می شد و پرنده هم جرات پر زدن نداشت. اما اکنون آن مرزهای سابق به محلی برای تجزیه طلبانی شده است که خود را ادامه دهنده راه پیشه وری می دانند. تجزیه طلبانی که نه تنها به جدایی آذربایجان اندیشه نمی کنند بلکه اقوام دیگر ایرانی مانند ترکمن ها، عربها، کردها و بلوچ ها را نیز به جدایی تحریک می کنند و عمده رسانه آنها از جمله شبکه تلویزیونی «گوناز تی وی» با رهبران و فعالین این اقوام مصاحبه های مستمر انجام می دهند. مجموعه اقدماتی که تمامیت ارضی و حاکمیت ایران را نشانه رفته است و باید از آن بعنوان مهمترین تهدیدات امنیت ملی نام برد.بنابراین می توان گفت میراث پیشه وری برای آندسته از نسل های امروزی جدایی طلب، بعنوان الگو و پدر آنان شناخته می شود تا برای دست یابی به حقوق نامشروع خویش وتشکیل حکومت ملی به مبارزه بپردازند. در دنیای مدرنی که عصر ارتباطات شناخته می شود و با ظهور شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر یوتوب به جهانی شدن نیز از آن تعبیر می کنند باعث شده تا این گروهها یا گروههای تروریستی دیگر به شکل وسیعی از این شبکه ها برای تامین مقاصد خود استفاده نمایند. بعبارت دیگر مبارزه از راههای فرهنگی و بدور از نبرد مسلحانه دنبال می شود زیرا هزینه های آن کمتر از هزینه های نبرد بصورت مستقیم محسوب می شود.زیرا در مبارزه فرهنگی به راحتی میتوان ذهن و احساسات انسانی را تحت تاثیر قرار داد بدین جهت تهاجم فرهنگی از مصیبت بارترین نوع تهاجم است. در نتیجه از مطالب فوق میتوان اینگونه استنباط نمود که افکار و اندیشه های پیشه وری از سوی طرفدارانش از راههای فرهنگی به شدت تبلیغ و منتشر میشود تا افراد بیشتری را بسوی خود جذب نمایند. عمده ترین دولتی که از این جریان پشتیبانی و حمایت می کنند دولت باکو است هر چند در اظهار نظرهای رسمی بعلت تضاد با منافع ملی دو کشور(ایران و آذربایجان) و موازین حقوق بین الملل از آن امتناع می نمایند.حمایت مادی و معنوی از این گروهها تا جایی پیش رفت که الهام علیف رئیس جمهور فعلی آذربایجان در یکی از سخنرانی ها خود را رئیس جمهور پنجاه میلیون آذربایجانی نامید در حالی که جمهوری آذربایجان کمتر از هشت میلیون نفر جمعیت دارد. منظور وی آذربایجانی های ساکن در ایران است همانطوری که اشاره گردید با پیشه وری نیز اینگونه عمل نمودند.

علیرضا محمدی/کارشناس ارشد حقوق بین الملل

 

 

اخبار مرتبط

نظرات

گرمی

پس ۷۰ سال پیش هم حق آذربایجان را می خوردند؟ واقعآ آذربایجان چقدر مظلوم است که هنوز هم از اولین حقوق انسانی خود محروم است

خوی

یاشاسین
اذربایجان