امروز: یکشنبه, ۲۱ آذر , ۱۳۹۵
زمان انتشار : ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ ۱۰:۵۱ | کد خبر : 6833 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

احساسات در تنوع گم شده اند

انسان زندگی می کند که لذت ببرد و این لذت ها زمانی برای ما محسوس است که توانسته باشیم به احساسات خود پاسخ مثبت و معقولی داده باشیم.

انسان امروز زندگی می کند و به دنبال پاسخگویی به احساسات خود نیز هست ، اما در این اقدام به حدی سرعت در پیش گرفته که اجازه ابراز وجود به احساسات خود را در زندگی نمی دهد.

شاید نتوان علت مشخصی را در این هیاهوی بی نتیجه انسان در رسیدن به احساس لذت نام برد ولی از جمله این علت ها تحریک نگاه های دیگران است که احساسات و لذت بردن از زندگی را به کام بسیاری از ما انسان ها تلخ کرده است.

داشتن ابزارهای زندگی ازقبیل اتومبیل ، خانه ، مسافرت و گردش های مختلف پیش از آن که برای راحتی جسم و روح ما باشد بیشتر برای جلب رضایت اطرافیان اهمیت می گیرد.

از دیگر دلایل تاخیر در احساس لذت از زندگی تلاش بی وقفه انسان برای داشتن همه چیز بدون کم و کاست است اما غافل از این حقیقت که این خواسته ها در برخی موارد آنقدر بزرگ و غیر معقول هستند که تحقق آن برای بسیاری حتی تا اواخر عمر نیز میسر نمی شود و این امر باعث می شود که دوران جوانی بسیاری که اوج نیازها و احساسات است فقط به امید تکامل در داشتن ابزارها سپری شود.

با اینکه زندگی همواره نیازمند داشتن لوازم و ابزارها بوده و تنوع آفرینی در استفاده از این ابزارها امری ضروری و در تلطیف روحیه موثر می باشد ، ولی افراط و تفریط در این موضوع امروزه شدت گرفته است.

لباس یکی از کالاهای ضروری برای زندگی است ولی در تنوع آفرینی در این مورد در جامعه ما به حدی افراط می شود که فرصت پوشیدن و لذت بردن از یک لباس به حداقل زمان ممکن نازل می شود.

ظهور مدها و رنگ های مختلف در لباس و دیگر ابزارهای زندگی در مدت زمان بسیار اندک و دلزدگی از تمامی ابزارهای زندگی باعث از بین رفتن طعم و مزه در زندگی روزمره شده است.

زمانی خوردن حتی یک بیسکویت و یا یک یخمک لذتی داشت که اکنون این لذت حتی در بهترین غذاهای چرب و نرم نیز احساس نمی شود.

عطر میوه ها از چند متری به مشام می رسید و هوس ها را برای خوردن آن بر می انگیخت ولی اکنون متاسفانه بنا به دلایل مختلف که شاید در برخی موارد مسایل روانی نیز در آن تاثیرگذار باشد طبیعت ، زندگی و احساس لذت از حیات را نیز دستخوش تغییر کرده است.

افزایش خشونت ، افسردگی ، کمرنگ شدن لذت و هیجان در زندگی ، بی توجهی به عواطف و سستی در مسوولیت ها از جمله آسیب های رفتاری است که در 20 سال اخیر در کشورمان روز به روز رشد یافته است.

از آنجایی که طمع سیری ناپذیری در انسان وجود دارد تمام تلاش خود را به کار برده تا به شکل کاملا مصنوعی هم که شده خود را از ابزارها بی نیاز سازد و این امر باعث شده لذت ها نیز مصنوعی شده و وضعیت احساس در دل انسان ها به صورت وخیمی طغیان کند.

زمانی تربیت کودکان بدون ابزارهای امروزی به نحوی بسیار شایسته تر نیز انجام می گرفت و خانواده ها چندین فرزند را بدون داشتن حتی وضعیت مالی نامناسب به شکلی بسیار ستودنی تربیت و تحویل جامعه می دادند ، ولی افسوس و صد افسوس هم اکنون با راحت طلبی خانواده ها و پیشرفت امکانات و کمتر شدن تعداد فرزندان جوانان و نوجوانانی که انتظار می رفت با این همه امکانات تربیت شوند ، نشده اند و این امر نتیجه راحت طلبی ها بی توجهی ها و نبود محدودیت در زندگی است.

سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش

مذاق حرص و آز ای دل بشوی از تلخ و از شورش

**مینا میرقاسمی**

اخبار مرتبط

نظرات