امروز: چهارشنبه, ۱ آبان , ۱۳۹۸
زمان انتشار : ۲۲ آبان ۱۳۹۲ ۱۱:۰۰ | کد خبر : 1689 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

چرا ايران مرز خود را با جمهوری آذربايجان بست؟

خبر بسته شدن مرزهاي جلفا و بيله سوار توسط مرزباني ايران خبري بود كه حكايت تشنج در روابط با همسايه اي تازه به دوران رسيده داشت كه جايگاه خود را در روابط بين الملل فراموش كرده است. روز گذشته ، مسوول رسانه ‌یی سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو ضمن تایید بسته شدن مرزهای جلفا […]

خبر بسته شدن مرزهاي جلفا و بيله سوار توسط مرزباني ايران خبري بود كه حكايت تشنج در روابط با همسايه اي تازه به دوران رسيده داشت كه جايگاه خود را در روابط بين الملل فراموش كرده است.

روز گذشته ، مسوول رسانه ‌یی سفارت جمهوری اسلامی ایران در باکو ضمن تایید بسته شدن مرزهای جلفا و بیله‌سوار توسط مرزبانی ایران اعلام كرد كه اين اقدام در پاسخ به اقدام غیرمتعارف مرزبانی

جمهوری آذربایجان در بستن مرز پلدشت – شاه تختی و بی‌نتیجه بودن دو روز پیگیری برای بازکردن این مرزصورت گرفته است.

ماجرا از اين قرار بود كه جمهوری آذربایجان به بهانه تیراندازی یک فرد ناشناس به یک تراکتور در منطقه مرزی پلدشت که خوشبختانه تلفات جانی نداشته در اقدامی غیرمتعارف مرز پلدشت – شاه تختی
را روز چهارشنبه مسدود کرد که این امر موجب بروز مشکلات جدی برای رانندگان و مسافران ایرانی شد.
اين اقدام در حالي صورت گرفت كه بر اساس قوانین و عرف بین‌المللی معمولا در بروز این گونه حوادث در مناطق مرزی، مرزبانان دو کشور دیدار و موضوع را مدیریت می‌کنند و در این مواقع هیچ‌گاه مرزها بسته نمی‌شوند، اما با وجود درخواست مرزبانان ایرانی، طرف آذری از مذاکره خودداری و اقدام به بستن مرز پلدشت کرد و به اين ترتيب بي اعتنايي خود را به موافقت‌نامه‌های دوجانبه نشان داد.
تغيير رفتار آذربايجان 
نگاهي به روابط تهران و باكو در سالهاي اخير نشان مي دهد كه اين روابط در چارچوب اصل احترام متقابل قرار ندارد و علي رغم اصرار ايران بر احترام و همگرايي ، طرف آذري با رفتارهاي مقابل بر تحقير و واگرايي اصرار داشته است.
از زمان استقلال جمهوري آذربايجان در سال 1991 ايران به عنوان يكي از اولين كشورهايي بود كه اين استقلال را به رسميت شناخت و حمایت از تمامیت ارضی این کشور نوپا را به عنوان اصل راهبردی خود قرارداد.
مدتهاي طولاني كمك هاي انساندوستانه ايران به آذربايجان ادامه داشت و اين كمك ها با كمك هاي نظامي ، امنيتي و سياسي تكميل شد تا آنجا كه در  در26 ژوئن 1993 حیدرعلی اف كه  ناگزیر در نخجوان اقامت گزیده بود با هواپیمای شخصی آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهوری وقت ایران به باکو آمد و  این روز در تقویم دولتی باکو به عنوان روز نجات ملی نامگذاری شد. 
دولت حیدرعلی اف در همه عرصه ها از کمک های ایران بهره مند شد؛ نخجوان که  در محاصره ارمنستان بود با گاز، برق و کالاهای ایرانی از فاجعه انسانی نجات یافت؛ با حمایت های نظامی جلوی پیشروی ارامنه گرفته و از قتل عام آذری ها در مناطقی نظیر زنگیلان و فضولی و تکرار کشتار خوجالی جلوگیری شد. یکی از  هزینه های این حمایت ساقط شدن هواپیمای هرکولس ایران در اسفند 1373 بر فراز قره باغ با 23 خدمه بود که 17 نفر آنها زن و بچه بودند. حتی  تهران پس از آنکه در 12 می 1994 (22 اردیبهشت 1373) آتش بس بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان برقرار شد، به کمک های خود به دولت حیدر علی اف ادامه داد.
اما راهبردی ترین کمک ایران به جمهوری آذربایجان که درمناسبات دو کشور با هیچ امتیازی قابل معاوضه نیست، اقدام ایران در برقراری ارتباط زمینی بخش اصلی جمهوری آذربایجان با جمهوری خودمختار نخجوان بود . ارتباط این دو بخش بواسطه مناقشه قره باغ ازهم جدا شد. اکنون سالهاست  است که روزانه دهها اتوبوس، خودرو، کامیون و تانکرهای فرسوده سوخت و صدها شهروند آذری از طریق مرز بیله سوار وارد ایران شده و بدون اینکه نیاز به روادید داشته باشند، از خاک کشورمان به نخجوان می روند. 
 حمایت های ایران از جمهوری آذربایجان با همان شدتی که در دوران حیدر علی اف (2003-1993) بود در دوران الهام علی اف نیز ادامه یافت که لغو یکطرفه روادید برای اتباع جمهوری آذربایجان از 12 بهمن 1388 بود .در این راستا بارها رئیس جمهور و مقامات عالیرتبه ایران با سفر به باکو، جمهوری آذربایجان را کشور دوست و برادر ایران و پیشرفت و آبادانی این کشور را پیشرفت ایران خواندند.
 اما در طرف مقابل، دولت باکو به همان اندازه که در حرف و شعار بر روابط حسنه با تهران تاکید می کند در عمل از انجام دادن هیچ اقدام غیر دوستانه ابایی نداشته است .از جمله اقدامات ضد ایرانی تحریف رسمی تاریخ و تمامیت ارضی ایران در کتب رسمی از مقطع ابتدایی تا دانشگاه و معرفی ایران به عنوان متجاوز برای نسل جدید بود .  همچنین در این رابطه می توان به طرح ادعای ارضی علیه ایران با بکار بردن اصطلاح مجعول آذربایجان جنوبی در رسانه های رسمی و غیر رسمی نیز اشاره کرد . همکاری با موساد در ترور دانشمندان هسته ای ایران نیز موردی در روابط  دو کشور است که منجر به احضار سفیر باکو در تهران و یادداشت اعتراض وزارت امورخارجه کشورمان در بهمن 1390 شد.
اما ماجرا به اینجا  ختم نشد عقد قرارداد تسلیحانی دو میلیارد دلاری با رژیم صهیونیستی و فراهم ساختن پروازهای هواپیماهای بدون سرنشین هرمیس و هرون اسرائیل در مرزهای ایران، تامین نیمی از نفت و گاز مورد نیاز رژیم صهیونیستی ازجمله تامین بنزین تانکهای اسرائیل در جریان جنگ 33  روزه و 22 روزه، میزبانی نشست گروهک های تجزیه طلب و ضد ایرانی نظیر گروهک داک،  حمایت از فعالیت رسانه های قومگرای ضد ایرانی، مشارکت در تحریم ها علیه ایران درسطح گسترده تراز قطعنامه های شورای امنیت، مصادر کردن دهها میلیون دلار از سرمایه ایرانیان از طریق لغو امتیاز رویال بانک، مجبور کردن صدها ایرانی مقیم جمهوری آذربایجان به خروج از طریق عدم تمدید روادید به بهانه های واهی یا درخواست از آنها برای ترک تابعیت ایران، لغو یکجانبه قرارداد تسهیلات گذر مرزی تا شعاع 45 کیلومتری برای مرزنشنینان در دسامبر 2012 ،  بازگرداندن شش نفر از کارمندان نمایندگی های ایران از فرودگاه باکو ، تیرباران وحشیانه یک مرزبان سرباز ایرانی بدون اسلحه در مهر 90 ،خودداری رئیس دولت باکو از شرکت در نشست سران غیرمتعهدها و جشن بین المللی نوروز در تهران علیرغم دعوت های مکرر و برغم دو بار سفر محمود احمدی نژاد به باکو ، مداخله در امور آذریهای ایران و دهها موا رد دیگر از جمله اقدامات غیر دوستانه دولت آذربایجان علیه ایران است.
 بازنگری در روابط 
 به نظر می رسد که مناسبات تهران ـ باکو نیازمند بازنگری و تصحیح باورهای طرفین به‌ویژه نزد طرف آذری است . 
 به‌دنبال افزایش فشارهای آمریکا، اروپا و روسیه علیه جمهوری آذربایجان پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در این کشور، باکو برای خوشایند غرب و جلب حمایت آن‌ها رویکرد تنش‌زایانه خود نسبت به کشورمان را تشدید کرده است.
 اما سوال این جا است که چرا باید یک جمهوری کوچک با وجود ضعف ها و ناتوانی های بسیار، ارتشی ناتوان و فاقد روحیه ملی و در حالی که بخش زیادی از شهروندانش از طریق کمک های کمیته امداد گذران امور می کنند، به این شکل با ایران سر ناسازگاری در پیش گیرد؟
 این در حالی است که تهران با توجه به جایگاه غیرقابل انکار خود در منطقه و اولویت دادن به نقاط قوت مناسبات دو کشور همواره تلاش نموده تا از خطاهای ممتد باکو ـ به مثابة برادر بزرگ‌تر ـ چشم‌پوشی نماید، اما گویا رفتار معقول تهران و خودداری از انجام واکنش‌های «ضروری» باعث بروز «سوءتفاهماتی بی‌مانند» نزد مقامات باکو شده  و به‌صورت ناخواسته اسباب رفتارهای «غیرمتعارف» را فراهم نموده است.
 از این رو لازم است که  ایران از  ظرفیت های داخلی و منطقه ای را برای کنترل و مهار این جمهوری استفاده برده و  دست به یک تجدید نظر اساسی در خصوص سیاست های منطقه ای بزند، تا گستاخی هایی از این دست پایان یابد.
منبع: هشت صبح

اخبار مرتبط

نظرات