امروز: پنج شنبه, ۲۸ شهریور , ۱۳۹۸
زمان انتشار : ۰۴ شهریور ۱۳۹۲ ۶:۵۷ | کد خبر : 349 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

هيجان درد

 مینا میرقاسمی/کارشناس ارشد علوم اجتماعی راه رفتن روي علف هاي شبنم زده رفتار به جاي لذت لطافت ، وحشت خشونت را برايت به ارمغان مي آورد وقتي انعكاس احساسات خيانت بار و نفرت انگيز در گام هاي روانت در زندگي مهمان مي شود. انسان روح پررمز و راز لطيفي دارد كه در طول عمر خود […]

 مینا میرقاسمی/کارشناس ارشد علوم اجتماعی

3

راه رفتن روي علف هاي شبنم زده رفتار به جاي لذت لطافت ، وحشت خشونت را برايت به ارمغان مي آورد وقتي انعكاس احساسات خيانت بار و نفرت انگيز در گام هاي روانت در زندگي مهمان مي شود. انسان روح پررمز و راز لطيفي دارد كه در طول عمر خود لحظات بي شماري را احساس مي كند و درهر ذره از اين لحظات طعم هاي مختلفي را به نقطه چشايي خود تجربه مي كند كه برخي از اين چشيدن ها عمقي نفرت انگيز به حجم بي نهايت برايش حفر مي كند. لحظه هايي كه در برخي از اين لحظه ها قطرات مرواريد گونه اشك با حرارت سوزاننده اي از چشم جاري مي شود و در برخي لحظات نيز لب هاي لاله گون تا اوج لذت گشوده مي شود كه هر كدام گوياي زمينه ها و دلايلي است كه ما انسان ها از بروز اين لحظات غافل هستيم و در بسياري مواقع از روي ظاهر به علل ظهور اين لحظات قضاوت مي كنيم. زندگي مي گذرد و فقط براي يك نفر انسان بيش از ميليارد ها واقعه در درون و بيرونش رخ مي نمايد كه بسياري از اين وقايع نيز در تار و پود بي توجهي نقش مي بازد و به لاي تارهاي سوخته دل سپرده مي شود. غرض از مقدمه حاضر بيان برخي نكات در زندگي هر انساني است كه ميتواند با توجه و پرداختن به آن از وقوع بسياري ناملايمت ها جان و يا بهتر بگوييم دل سالم به در ببرد. واقعيت هايي در معادلات رفتاري وجود دارد كه به دليل عدم شناسايي باعث برخي ناملايمتي ها و ناراحتي ها در زندگي انسان ها مي شود كه معرفي اين قبيل حس و رفتارها به كاهش بروز رفتارهاي ناشيانه منجر مي شود. انعكاس احساسات از فردي به فرد ديگر در نحوه گذران زندگي وي تاثير گذاري مهمي دارد كه متاسفانه بنا به عدم توجه به اين انعكاس ها و تشعشعات رفتاري ما در برخي مواقع دچار سردرگمي در علت وقوع ماجرايي در زندگي خود مي شويم. كل طبيعت به هم پيوسته است و اين موضوع تاييد شده همه افرادي است كه در عالم معرفت و عرفان دل باخته اند و توان درك علت و معلول ها ي وجودي و زندگي هر انساني را دارند. بسياري از وقايعي كه در زندگي و گذران عمر ما واقع مي شود بازتاب تعاملات ما با انسان هاي اطراف و طبيعت و حتي ابزارهاي بي جان مي باشد. البته اعتقاد به مرتبط بودن وقايع و رويدادهاي رفتاري نيز ميتواند در تشديد اين تاثيرگذاري تعاملات در هم موثر باشد و افرادي كه داراي عقيده خاصي در رابطه با مرتبط بودن وقايع و اتفاقات روزمره به هم هستند از بيشترين تاثيرپذيري در اين خصوص بهره مند مي شوند. ما انسان ها در طول زندگي خود حلاوت ها و ناگواري هاي بسياري به چشم ديده و به دل تجربه مي كنيم ، ولي غافل از آن هستيم كه اين مزه هاي تلخ و شيرين را با رفتارها و اعتقادات خود مي كاريم و برداشت مي كنيم ، ولي در حين نظريه پردازي در درون خود وقوع اتفاقات تلخ را به حساب بدشانسي و يا بد روزگار مي گذاريم . مقصردانستن روزگار و يا چرخ فلك و زمانه كه وجود خارجي به معناي واقعي ندارند ، همچنان در اذهان ما انسان ها نقش بربسته و به جاي تلاش براي يافتن دلايل اصلي وقوع يك رويداد و يا حادثه براي تسكين دل خود به دلايل واهي و ذهني متوسل مي شويم. در عالم فلسفه و عرفان همه وقايع داراي دليل و منطق و علت ومعلول است و تنها چيزي كه ما را به اين ارتباطات واقف مي سازد تمركز عميق بر جريانات رفتاري مي باشد. ما وقتي يقين داريم كه نتيجه اعمالمان را خواهيم ديد ، در حين وقوع حوادث تلخ در زندگي به دنبال علت آن خواهيم گشت و از گشت و گذار در عالم اوهام و تخيل پرهيز مي كنيم. برانگيختن حس حسادت در اطرافيان و تمركز فرد مذكور بر لحظات شاد زندگي ما ميتواند در وقوع حادثه تلخ در گذران عمر ما موثر باشد. اين موضوع از گذشته هاي دور در فرهنگ بومي جامعه ما وجود دارد و از آن به بدنظري و شورچشمي ياد مي شود. شايد براي عده اي از افراد اين موضوع خرافه اي بيش نباشد ، اما در قرن حاضر روانشناسان اجتماعي به موضوع انعكاس رفتاري دست يافته اند و اين موضوع را نيز تاييد مي كنند.وقتي فردي كه داراي انواع احساسات تلخ در وجودش باشد ونتواند احساس خوشايندي را در وجود خويش يافته و حس اميدواري براي خود بتراشد ، در داشته هاي فرد مقابل خود متمركز شده و در اين حين است كه احساسات مرتبط به هم در فرد مقابل نيز تاثيرگذار شده و ما ناشي ازا نعكاس منفي فرد مذكور درد و ناراحتي را تجربه مي كنيم. برخي از ما انسان ها احساسات وخامت باري در خصوص حذف لذت از انسان هاي اطراف داريم و به اين طريق ميخواهيم بر تسكين دل خود مبني بر ارتقاي نفساني خويشتن نائل آييم ، در حالي كه اين اقدام در كوتاه مدت جواب داده و در آينده نه چندان درو اين دردآفريني براي خود ما نيز زيان بار خواهد شد. عالم رفتار و تعاملات انساني گذري بسيار پيچيده و لذت آفرين است كه لحظه لحظه آن ميتواند معمايي پرهيجان براي اميد بخشي و شادي آفريني براي ما و ديگران باشد. ما انسان ها بايد به اين عقيده كه جواب اعمال و كرده هاي خود را مي بينيم يقين پيدا كنيم و در اين صورت است كه هم توان تحمل دردها برايمان آسان شده و لذت هاي زندگي خود را نيز ميتوانيم بين ديگر انسان ها نيز تقسيم كنيم. تو نيكي مي كن و در دجله انداز كه ايزد در بيابانت دهد باز

اخبار مرتبط

نظرات