امروز: دوشنبه, ۲۸ مرداد , ۱۳۹۸
زمان انتشار : ۲۰ آبان ۱۳۹۲ ۱۰:۲۶ | کد خبر : 1677 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

فضای سرد حاکم بر روابط میان ایران و جمهوری آذربایجان

علیرضا محمدی/کارشناس ارشد حقوق بین الملل-جمهوری آذربایجان با داشتن ذخایر عظیم نفتی در حوزه دریای خزر و یکی از کشورهای صادر کننده نفت به بازارهای جهانی همواره مورد توجه ویژه کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای قرار داشته است. از لحاظ جغرافیایی نیز درمسیر اتصال آسیا و اروپا واقع شده که نشان از جایگاه  قفقاز […]

22

علیرضا محمدی/کارشناس ارشد حقوق بین الملل-جمهوری آذربایجان با داشتن ذخایر عظیم نفتی در حوزه دریای خزر و یکی از کشورهای صادر کننده نفت به بازارهای جهانی همواره مورد توجه ویژه کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای قرار داشته است. از لحاظ جغرافیایی نیز درمسیر اتصال آسیا و اروپا واقع شده که نشان از جایگاه  قفقاز جنوبی(آذربایجان، گرجستان ارمنستان) بعنوان منطقه ای ژئوپلیتیک است. زیرا علاوه بر منابع انرژی، کشورهای قفقاز جنوبی در همسایگی با یکی از بازیگران اصلی روابط بین المللی یعنی روسیه و ایران بعنوان بازیگر منطقه ای واقع شده اند که دارای علائق و اهداف مشترک بوده و همچون دو کشور متحد رفتار می نمایند. بعنوان نمونه ایران و روسیه بعلت داشتن منافع متضاد با ناتو نمی توانند نسبت به حضور نیروهای ناتو در پشت مرزهای خود بی تفاوت باشند. منابع نفت  وگاز موجود و موقعیت جغرافیای استراتژیک سبب شده تا جمهوری آذربایجان به صحنه رقابت برای نفوذ میان کشورهای منطقه ای و فرا منطقه ای تبدیل شود. جمهوری آذربایجان جزء یکی از کشورهای با اهمیت برای ایران و روسیه محسوب می شود. چنین اهمیتی ناشی از جهت گیری های سیاست خارجی مغایر با منافع ملی ایران و روسیه توسط دولت باکو است  که باکو را در محور واشنگتن، ترکیه و اسراییل قرار می دهد. گسترش پیوندهای این جمهوری با آمریکا و شرکای اصلی آن کشور  اسراییل و ناتو از جمله مسائلی هستند که منافع مشترک ایران و روسیه را که ممانعت از گسترش پای منافع ایالات متحده به حوزه دریای خزر است را بشدت تحت تاثیر خودش قرار می دهد. از دیدگاه دولت آذربایجان پیگیری روابط نزدیک با آمریکا و اسراییل باکو را متمایز از  محور مسکو تهران و ایروان قرار می دهد. زیرا روسیه و ایران از متحدان ارمنستان در جنگ قره باغ بودند درحالیکه آذربایجان یک کشور مسلمان بوده و ایران برای آزادسازی  قره باغ از دست یک دولت مسیحی کمک موثری انجام نداده است. جمهوری آذربایجان با از دست دادن بیش از 20درصد از اراضی خود در جریان جنگ قره باغ توسط نیروهای مسلح ارمنستان و با امضاء قرارداد آتش بس در سال 1994 همواره سعی نموده تا علائق و پیوندهای سیاسی، اقتصادی و نظامی خود را باآمریکا و شرکای اصلی گسترش دهد تا در صورت لزوم بتواند با کمک آن دولتها حاکمیت دوباره خویش را بر قره باغ برقرار سازد. هر چند ناتو قبل از حل و فصل مناقشه قره باغ بحث عضویت آذربایجان را مردود دانسته است. اما دولت آذربایجان برای رسیدن به این هدف مهم، ضمن تعقیب سیاست موازنه قوا از طریق همکاری های نظامی با آمریکا در برابر روسیه متحد ارمنستان، علاقه مندی خود برای پیوستن به پیمان نظامی تاتو را نیزکتمان نمی کند. تا کنون دولت آذربایجان در برنامه« مشارکت برای صلح ناتو» و با اعزام نیروهای صلح بان در عراق و افغانستان و کوزوو تحت امر ناتو همکاری کرده است همچنین در بازسازی نیروهای مسلح خود سیاست تطبیق سازی تجهزات نظامی مطابق با استانداردهای ناتو را در سرلوحه برنامه های توسعه نظامی خویش قرار داده است. از سوی دیگر عضویت آذربایجان و گرجستان در ناتو به افزایش تنش با ایران دامن خواهد زد زیرا در اینصورت سرحدات شمال غرب ایران بصورت کامل در تیررس نیروهای ناتو قرار خواهد گرفت وآسیب پذیری نظامی ایران را بیشتر خواهد نمود موضوعی که در صورت محقق شدن مورد خشم شدید ایران قرار خواهد گرفت.  باکو اخیرا روابط نظامی خود میان اسراییل را با خریداری تسلیحات به ارزش 6/1 میلیارد دلار نیز توسعه داده است. با توجه به نزدیکی آذربایجان به ایران اسراییل نگاهی استراتژیک به توسعه حوزه نفوذ در آذربایجان داشته و این امر را بطور عادی و خارج از فضای تبلیغاتی رسانه هادنبال می کند. در مقابل مقامات آذربایجان نیز در صدد استفاده از نفوذ و رابطه بسیار نزدیک اسراییل در میان مقامات آمریکا و اروپا  به نفع خود برای پیشبرد اهداف بلند مدت خود در حال بهره برداری هستند. در چنین فضایی سوء ظن نسبت به نیات واقعی یکدیگر، انتشار  معنی دار دکترین نظامی آذربایجان که در آن ایران  تلویحا یکی از دشمنان جمهوری آذربایجان و بعنوان تهدید کننده اصلی امنیت ملی آذربایجان نگریسته شده بر شک و تردیدها در خصوص رابطه استراتژیک آذربایجان و آمریکا پایان می دهد. از جمله مفاد 75 ماده ای سند دکترین دفاعی آذربایجان می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

در ماده 29 سند دکترین دفاعی جمهوری آذربایجان مقرر شده است «در صورتی که تحولات اساسی در شرایط نظامی و سیاسی رخ دهد جمهوری آذربایجان حق صدور مجوز برای استقرار پایگاهها و نیروهای خارجی را دارد» که اشاره صریح این ماده در صورت لزوم به استقرار نیروهای نظامی آمریکا و ناتو در خاک آذربایجان است. «در ماده 21 بند4 سند دکترین طرح ادعای ارضی از سوی کشورهای همسایه جمهوری آذربایجان و در بند 5 انواع فعالیت ها با هدف بحرانی کردن اوضاع سیاسی، اقتصادی، اجتماعی در داخل کشور از جمله حمایت بیگانگان از روند تحرکات تجزیه طلبانه و دینی افراطی و در بند 9 ماده 21ساخت و اشاعه سلاح های هسته ای توسط دولتها و گروههای تروریستی به عنوان مجموعه ای از تهدیدات امنیت سیاسی و نظامی آذربایجان نام برده است»، مواضعی که در آن بصورت غیر مستقیم ایران را مد نظر قرار می دهد. مفاد مندرج در بند4 اشاره به طرح ایران شمالی از سوی برخی جریان های سیاسی خاص در برخی از رسانه های گروهی ایران است که خواهان بازگشت سرزمین های قفقازی ایران (جمهوری آذربایجان) به آغوش سرزمین اصلی ایران است و جمهوری آذربایجان را یکی از استان های جدا شده از ایران در نتیجه سیاست های استعماری روسیه تلقی می کنند. در صورت عملی شدن چنین تهدیداتی دولت آذربایجان می بایست به کمک نیروهای نظامی خارجی متوسل شود. در بیشتر رسانه های گروهی جمهوری آذربایجان از مناطق آذربایجان ایران بعنوان آذربایجان جنوبی نام می برند و در کتاب هابی درسی نیز چنین القاء کرده اند که آذربایجان واحد از سوی امپراطوری روسیه به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم گردیده است. بالطبع این موضع گیریها خشم و حساسیت ایران را دوچندان می سازد که از یک سو دشمنان قدرتمند خود(آمریکا، ناتو، اسرائیل) را در پشت مرزهای خود می بیند و از سوی دیگر شاهد آنست که دولت آذربایجان با اطمینان از پشتیبانی این کشورها اندیشه آذربایجان واحد را در بین مردم آذربایجان و ایران انتشار میدهد که مغایر با حسن همجواری دو کشور است.  بطور خلاصه در اصل دکترین نظامی جمهوری آذربایجان، ایران را خطر اصلی امنیت ملی آذربایجان دانسته است. بدون شک اتخاذ چنین مواضعی نشان از نگاهی بد بینانه نسبت به سیاست های اعلامی ایران است. زیرا در دکترین دفاعی ایران نه تنها سیاست تهاجم نظامی و پیشدستانه به دیگر کشورها جایی ندارند بلکه یکی از اصول مسلم سیاست خارجی ایران است. گزارش پیشرفت های نظامی ایران به معنای ایجاد هراس در بین همسایگان آن نیست بلکه صرفا با هدف نشان دادن توانمندی های دفاعی به منظور ایجاد بازدارندگی صورت می گیرد تا دشمنان آن از قدرت تلافی جویانه ایران آگاه شده و در صورت ممکن از وقوع یک جنگ ناخواسته جلوگیری شود. بطور کلی عوامل مختلفی مانند طرح موضوع آذربایجان واحد از سوی رسانه های باکو، نگرانی از گسترش اسلام شیعی مورد  مطلوب ایران در بین مردم آذربایجان و نظر دولت باکو مبنی بر حمایت ایران از گروههای  اسلامی و مسئله گسترش روابط ایران با ارمنستان از نظر دولت آذربایجان، همکاری های نظامی آذربایجان با آمریکا و اسراییل از جمله مسائل اساسی هستند که مانع از تعمیق روابط دو کشور با یکدیگر  می شود و چه بسا ظن مخاصمات را تشدید می کند. تا جایی که دو کشور با کوچکترین سوء تفاهمی در آنسوی مرزکه بطور اتفاقی یا قانونی برای هر جنبنده ای که در صورت نقض سرحدات مرزی ممکن است روی دهد در یک حرکت غیردوستانه اقدام به بستن گذرگاههای مرزی می نمایند. مسئله ای که جز دشمنی و نشان دادن خشم و عصبانیت معنای دیگری ندارد. آنچه از مجموع موضع گیریها و دیدگاهها می توان استنباط نمود آنست که دو طرف به ظاهر دوست هستند در حالی که در عمق باطنی یکدیگر را مخل امنیت ملی و تمامیت ارضی خویش می دانند. دولت آذربایجان به مانند حساسیت ایران نسبت به حضور نظامیان آمریکا و اسراییل در آذربایجان به فعالیت های گروههای اسلامی کاملا حساس است و رهبران آن را متمایل به ایران و بر ضد حکومت سکولار خود می داند. نوع بازی های سیاسی میان آذربایجان و آمریکا بر ضد ایران شبیه بازی های سیاسی برد برد است. زیرا دو کشور از برقراری روابط نزدیک با یکدیگر می توانند منتفع شوند. بعبارت دیگر روابط آذربایجان با آمریکا از آن جهت اهمیت دارد که آمریکا را قادر می سازد با نفوذ بر آذربایجان و ایجاد پایگاه نظامی آن را به منطقه ای برای فشار بر ایران و روسیه تبدیل کند، دولت آذربایجان نیز متقابلا می تواند از فشارهای سیاسی ایران و روسیه رهایی یافته و در زخم کهنه قره باغ بر روی حمایت آمریکا حساب باز کند.در این راستا  نگاه جمهوری آذربایجان به غرب تلاش برای برقراری موازنه قوا در قفقاز جنوبی است که هم اکنون میان روسیه و ارمنستان وجود دارد و ایران را شرکای اصلی روسیه و ارمنستان می داند. بنابرین تازمانی که سیاست های تهدیدزا وجود داشته باشد سخن از فضای روابط صمیمی دوستانه میان دو کشور نیز بی معنی خواهد بود.

                                                                                                         

کلمات کلیدی: , ,

نظرات

رسولی

احسن آقای برومند . از اینکه حرف دل ما را زدی تشکر می کنم

ramin

ببینم چیکار میکنی برومند میتونی یه کاری کنی تا همه غافل گیر شوند

ناشناس

حرف های غیر کارشناسی وعوام فریب زیبنده فرهنگ منطقه مغان نیست فقط جلوی رشد منطقه را میگیرد اقای نماینده یکمی مطالعه کن

حمید

ناشناس در کل این حرفها کارشناسی شده هست .باید حرفها را گفت تا بشنوند .معلومه که شما اهل مغان نیستید که مخالف این طرح هستید

ناشناس

ساغول حاجی . نگران نباش معلومه که بعضی ها به لحاظ منفعت شخصی حرف مفت میزنند تا تو را از مسیرت منحرف کنند . به کارت ادامه بده

رضاقلی

حاج آقابرومند تشکر از اینکه ازحق مغان دفاع کردی. نگذار حق مارا بخورند!ایجاد منطقه ازادتجاری و بازگشایی گمرک اصلاندوز حق ماست

ناشناس

آقای برومند جوابت در مقابل آقای حقیقت پور چیه ؟ منفک شدن اردبیل از مغان امکان‌پذیر نیست یعنی جه ؟

كامران

اول اینکه ارمنیها ایرانی هستند و در طول هزاران سال هیچ زمانی هم به ایران خیانت نکردند و ارمنیهای ایران میهن پرست ترین ایرانی ها هستند.جمهوری آذربایجان به خاک ایران چشم داره و این در صورتیه که مردم باکو تا ۱۵۰ سال پیش فارس بودند و با سیاست های روسیه ترکسازی شده اند تا آن بخشها از دامان ایران جدا شود.ولی قانون با ماست اگه یک میهن پرست پیدا بشه مثل مصدق که نفت و ملی کرد و دوباره خاک جدا مانده از ایران به آغوش ملت برگردد همه ایرانیها پشتش می استند.