امروز: یکشنبه, ۴ آبان , ۱۳۹۹
زمان انتشار : 30 سپتامبر 2013 1:02 | کد خبر : 935 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

عشاير مرزداران وفادار

(بخش اول)  جهان شيرزاد اجيرلو/کارشناس ارشد علوم سیاسی-شيوه زندگي كه در آن سكونت و يكجانشيني دائمي مانند زندگي روستايي و شهري وجود ندارد. انسانها و دامهاي آنها در ارتباط مستقيم با طبيعت و استفاده از منابع طبيعي است. كوههايي با دامنه هاي سر سبز يعني مراتع ييلاقي در كنار دشتهاي وسيع يعني مراتع قشلاقي محيطي ايده […]

ashayer (1)

(بخش اول)  جهان شيرزاد اجيرلو/کارشناس ارشد علوم سیاسی-شيوه زندگي كه در آن سكونت و يكجانشيني دائمي مانند زندگي روستايي و شهري وجود ندارد. انسانها و دامهاي آنها در ارتباط مستقيم با طبيعت و استفاده از منابع طبيعي است. كوههايي با دامنه هاي سر سبز يعني مراتع ييلاقي در كنار دشتهاي وسيع يعني مراتع قشلاقي محيطي ايده آل را براي شكل گيري زندگي عشايري را سبب مي شود. و ايران جزء كشورهايي است كه وجود سلسله رشته  كوههاي البرز و زاگرس و دشت هاي همواره دركنار اين كوهها توانسته به اين نوع زندگي (عشايري) را ايجاد نمايد. زندگي اجتماعي – قبيله اي كه از ايل و طايفه شكل گرفته است را عشاير مي گويند كه معمولا افراد يك طايفه با يك ديگر خويشاوند هستند . امور اقتصادي عشاير بر دام آنها متكي است. اين مردمان با فعاليتهاي خود بخش عمده اي از موادمورد نياز پروتئني ، لبني و البسه كشور را توسط دامهاي خود تامين مي كنند. كه ازاين جهت در اقتصادكشور نقش بسزايي دارند. در كشور ما سه ايل مهم وجود دارد.كه عبارتند:ايل بختياري كه اكثر آنها لر هستند و در غرب ايران و ايل قشقايي كه اكثر آنها ترك قشقايي و در مركز و جنوب ايران زندگي مي كنند و ايل شاهسون كه بر خلاف ايل بختياري و ايل قشقايي در منطقه مرزي قابل دسترس و پر رفت وآمد بسر مي برند. شاهسون ها در جلگه حاصلخيز مغان( قشلاق) و در دامنه هايي سبلان و قارا باغ (قبل از جداشدن ازايران) ييلاق مي كنند شاهسون نام تعدادي از گروههاي ايلي است كه در شمال غرب ايران بخصوص در مغان ،اردبيل ، خرقان و خمسه (در ميان زنجان و تهران) زندگي مي كنند . شاهسون ها شيعي مذهب و به زبان تركي آذزبايجاني سخن مي گويند . شيوه زندگي و بسياري ازويژگيهاي فرهنگي و هنري بخصوص آلاچيق هاي نيم كره اي آنها ، اين ايل را از ساير گروههاي ايل ايران متمايز مي نمايد .اما پاره اي از اين ويژگيهاي آنها منشاء تركي داردكه مي توان در ميان ساير ايلات ترك زبان ايران يا در فرهنگ هاي قبايل ترك اغوز آسياي ميانه مشاهده كرد. با توجه به اهميت شاهسون ها و سرزمين آنها است كه دو تن از پادشاهان ايران در ميان اين ايل (نادر شاه افشار در اصلان دوز (1736م /1114 ه.س) و آقامحمدخان قاجار (1796/1174 ه.س)) تا جگذاري كرده است . ييلاق هاي شاهسون كه داراي آب و هواي مناسب (سبلان)است و بين دو شهر اردبيل كه يك شهر بقعه هاي مقدس و شهر تبريز كه مركز چندين تن از پادشاهان و نيز غلات ،ميوه ، پشم و گوشت  محصولاتي بودند كه به مقدار فراوان دراين منطقه وجودداشت يا ابريشم خام كه از گيلان و شيروان به تمام جهان از طريق قلمرو شاهسون و يا جاده هاي نزديك به آنها ارسال مي شد. مجموعه اين عوامل سبب مي شدكه دو دولت عثماني وروسيه در جهت تسلط بر اين راهها بر آيند . ومناطق زندگي عشاير مورد هجوم بيگانگان بخصوص روسها قرار گيرد و اولين مدافعان بالطبع عشاير قهرمان بود.اولين اجتماع عشاير كه جهت مبارزه ومقابله با بيگانگان صورت گرفت در زمان خلفاي عباسي بود.چرا كه سرداران وسربازان خلفاي عباسي علاوه بر اينكه از تمامي سرزمينهاي تحت سرپرستي خود باج وخراج مي گرفتند بلكه به قتل وغارت افراد آن سرزمين نيز مبادرت مي كردند در صورتي كه مردم آن سرزمينها بخصوص آذربايجان ،مردماني  كوچ رو يا به تعبير امروزي عشاير بودند كه از طريق  دامهاي خود گذران زندگي مي كردند پس از اينكه دستور داد دامها را از آنها بگيرند وجوانان اين سرزمين راگرفته وجهت فروش به به بازارهاي فروش بردگان ببرند .واين نوعي تحقير براي آنها بود. مردم اين منطقه توسط يكي از بزرگان خود گرد آمده وبرعليه ظلم خلفاي عباسي قيام كردند واين قيام سرخ جامگان نام گرفت.و اين اولين بسيج عشاير جهت مقابله با ظلم بيگانگان درحفاظت از خاك و ميهن بود. بطوري كه شاه عبدالعظيم جهت رسيدن به خراسان از منطقه تحت نفوذ عشاير سرخ جامگان عبور مي كرده كه توسط سرخ جامگان اسير مي شود .از ايشان در مورد سفرش به خراسان و اسم و اهدافش آگاهي مي يابند. پس از آن كه ايشان را ميشناسند با كرامت و بزرگي با ايشان رفتار كرده و اقدامات لازم را جهت رسيدن به خراسان براي شاه عبدالعظيم فراهم مي كنند پس از آن براي مدت  تقريبا طولاني عشاير نقشي در نظم امنيت كشور نداشتند. تا اينكه در گرما گرم استقرار حاكميت سياسي سلسله صفوي ، ايران، وحدت سياسي يكدست نداشت ،سلطان ها ، اميران و حاكمان محلي در هر گوشه كشور بخشي از قدرت را در دست داشتند،دولت سلطان حسين بايقرا ،از خاندان تيموري ،خراسان بزرگ را تحت حكومت خود داشت ،متجاوز از ده سلسله حكومتي در مازندران قدرت را در دست داشتند. گيلان در دست سه حكومت محلي قرار داشت . سلسله آق قويونلو، هر كدام در منطقه اي پادشاه بودند. مانند الوند ميرزا در آذربايجان ،مراد در عراق عجم حكم مي راندند . امير سيستان ادعاي استقلال داشت و خاندان مشعشع در خوزستان حكمرا ني مي كردند. عمده ترين دليل وجود چنين آرايشي در ايران ،ضعف سلسله تيموري بود. چرا كه تيمور در سال 880 هجري در گذشت و امپراطوري عظيم او با سرعتي كه بيش از آنچه تصور مي رفت ،فرو ريخت . و مبارزه قدرت بين جانشينان  او آغاز شده بود. دراين زمان،مريدان شيخهاي صفويه كه درميان قبايل چادرنشين ترك فراوان بودند.توانستندباهماهنگ كردن هفت قبيله قزل باش صفويان رادردستيابي براريكه قدرت ياري كردند.هفت قبيله اي كه بامنشاء قبيله اي متفاوت ازصفويه حمايت كردند.عبارت بودنداز:شاملو،روملو،استاجلو،تكلو،قاجار وذوالقدر. براين اساس است كه بسياري ازمورخان جديدوتحليل گران تاريخي،حكومت صفويه را،يك حكومت ملي مي دانند.وبراينكه تاكيدمي كنندكه وحدت ملي ايران،پس از آنكه نهصدسال بدنبال حمله اعراب به ايران ازبين رفته بود،بوسيله صفويان باكمك هفت طايفه عشايرومخصوصاتوسط شاه اسماعيل،تامين وتحقق يافت.محققان بيان مي دارنداين تحقق (حكومت ملي)ادامه منطقي تلاشي بودكه ايرانيان براي رهايي ازسلطه جابرانه خلفا،درطول نه قرن،ازتسلط اعراب تاتشكيل حكومت صفوي،بي وقفه،به كاربردندودراين راه جانفشاني هاكردندوخون ها دادند.

 

اخبار مرتبط

نظرات