امروز: شنبه, ۲۵ آذر , ۱۳۹۶
زمان انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۲ ۱:۱۹ | کد خبر : 1186 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

عشاير، مرزداران وفادار (بخش دوم)

 جهان شيرزاد اجيرلو/ کارشناس ارشد علوم سیاسی-ايرانيان همواره مي كوشيدند تا با تدبير و شمشير،استقلال ملي ازدست رفته خودرابه چنگ آورند.وچنانكه مي دانيم اين حكومت هاي مستقل ،كه تدريجاقسمت هاي بزرگي ازايران ساساني را ازقلمروسياسي خلفاي عرب خارج ساختند،درتشكيل دولت هاي صفاريان وسامانيان درسيستان وخراسان وماوراءالنهرودولت هاي خاندان زياروبويه در ولايت ساحلي درياي خزروري واصفهان […]

7
 جهان شيرزاد اجيرلو/ کارشناس ارشد علوم سیاسی-ايرانيان همواره مي كوشيدند تا با تدبير و شمشير،استقلال ملي ازدست رفته خودرابه چنگ آورند.وچنانكه مي دانيم اين حكومت هاي مستقل ،كه تدريجاقسمت هاي بزرگي ازايران ساساني را ازقلمروسياسي خلفاي عرب خارج ساختند،درتشكيل دولت هاي صفاريان وسامانيان درسيستان وخراسان وماوراءالنهرودولت هاي خاندان زياروبويه در ولايت ساحلي درياي خزروري واصفهان ومغرب ايران ،تجلي يافتند.بنابراين آرمان آزادي واستقلال ملي در روح وروان تاريخي مردم ايران استحاله يافته بود.وموسسان نخستين دولت صفوي ازاين آمال وآرمان هاي عميق باطني بهره برداري كردندومهارت ونبوغ سياسي خودراآشكارساختند.ازنظرجغرافيايي وسياسي نيزتماميت واستقلال ملي درست به نظرمي آيد.شاه اسماعيل اول درطول10سال پس ازحركت ازلاهيجان،سرتاسرايران را ازكرمان وفارس وخراسان تاخوزستان وعراق عرب تحت پرچم دولت واحدي درآوردوملوك الطوايفي راازايران برانداخت وسياست تمركزرا مستقر ساخت واين رامديون عشايرقزل باش كه شمشيرداران چشم وگوش بسته دربه اجراءدرآوردن دستورات شاه اسماعيل بودندبايد دانست.قدرت وحكومت صفويان تازماني ادامه داشت كه اين سلسله مي توانست ازهمكاري،اتحادويكپارچگي عشايربه خوبي استفاده كند.تااينكه شاه سلطان حسين صفوي پادشاه ايران شدوبي توجهي اوبه عشايروخوشگذراني هاي اوسبب اختلاف دربين سران عشايروازهم گسيختگي اتحادآنهاشد.وازاين فرصت افغانهااستفاده كرده به ايران حمله كردندوتوانستنداصفهان رااشغال كنند.سقوط اصفهان وتسليم تاخ وتخت شاه سلطان حسين،آخرين پادشاه صفوي،رادرسال1135ه.ق به همراه داشت وحكومت دوقرن واندي صفويان پايان داد.حكومت جديدتحت رهبري محمودازافغانهاي غلبه زايي،يكي ازدوشاخه اصلي ايل افغان ورعاياي سابق صفوي تشكيل شد.حدودارضي حكومت افغان كه ،ازديدگاه مردم،اشغال گروغاصب شناخته مي شد،درابتداءبه شهراصفهان،بخشهايي ازكرمان وسيستان كه درمسيرحركت وحمله آنان به سوي دربارصفوي بود،محدود مي گرديد.درواقع،وضعيت جغرافيايي وتنوع قومي درايران،همواره درطول تاريخ به گونه اي بودكه سقوط پايتخت به منزله تصرف كل كشورنبود.به همين جهت،هرحكومت جديدي براي دستيابي به مرزهاي حكومت گذشته ناچارازانجام يك رشته اقدامات نظامي براي تسلط برايالات ديگربودكه همين امرگاه سالهاطول مي كشيدوياسرانجامي نمي يافت .بااين شرايط سقوط صفويه به منزله سقوط نظم سنتي سياسي،اجتماعي واقتصادي حاكم برجامعه ايران وسرآغازتحولات وتغييرات بسياري بود.طي اين تغييرات بخشهاي مختلف اجتماع تحت تاثيرحوادث ووقايع تلخ وخونبار زمان خودتضعيف شد.وگاه تاحدنابودي پيش رفت.فقط بخش ايلاتي (عشايري)جامعه ايران به وسيله زندگي متحرك وسرزنده خودتاثيركمتري پذيرفت وبه نوبه خويش،براساس سنتهاوارزشهاي ايلي(عشايري)خود،ازفروپاشي حكومتهاي متمركزسودجست وبه فعاليت نظامي-سياسي روي آورد.حكومت هشت ساله افغانه تنهاباتلاش ايلات طرفدارصفويه كه توسط نادرافشارشكل گرفته بوددرهم شكندوحكومت افشاريه كه خودمنشاءايلياتي داشت بوجودآيد.يكي ازدوراني كه عشايرتوانست بيگانگان را ازخاك كشورخارج كرده وازمرزهاي كشورحفاظت نمايد دوران افشاريه بود.نادرخودكه ازعشايرترك افشاربودبااتحادوحمايت طوايف مختلف بجزكردهاتوانست ايران را ازاشغال افغانها آزادكند،عثماني هارا ازمناطق اشغالي كشوربيرون براند،روس هاراناگزيربه تخليه ي ايالات اشغال كند،به خاك عثماني هابتازدوآنان را شكست دهد،دردشت مغان دركنار رود ارس (آراز)واصلاندوزتاجگذاري كرده وخود راشاه ايران اعلام كند.دهلي رافتح كرده وبه آسياي مركزي لشگركشيده وتركمن ها و ازبك هارامطيع خودسازد.ارتشي كه نادردردهه ي 1740فراهم آورد،احتمالاقدرتمندترين ارتش جهان بود.چراكه اكثرقشون نادرازطوايف عشايركوچ روبودندوبه زندگي درحال كوچ عادت داشتندواين نوع زندگي براي آنهاعادي بود.ازسوي ديگرعشق آنهابه خاك وميهن ازهمه چيزبا ارزش بودواين عوامل سبب پيروزي هاي پي درپي آنهادرجنگ بابيگانگان بود.باكشته شدن نادرشاه درسال1159ه.ق به دست سردارسپاهش،بارديگرايران دچارضعف واختلاف شد.فرمانروايي كريم خان زند،پس ازيك دوره كشمكش ازسال1165ه.ق آغازشد.اوشيراز راپايتخت خودكرد ودر آخر بدون اينكه براي خودجانشيني انتخاب كنددرگذشت.پس ازمرگ او،كشمكش برسرتصاحب قدرت،درميان جانشينان اوادامه يافت.اين وضعيت موجب بهره برداري رقيب آنهايعني ايل قاجارشدكه مدتهادر انتظارحكمراني به سرمي بردند.سرانجام لطفعلي خان،آخرين فرمانرواي خاندان زند،توسط آقامحمدخان قاجار ازبين رفت.

ايل قا جار از عشاير ترك بودند و مانند ساير ايل ها و عشاير بزرگ ايران ،يكي از عوامل موثر در تحولات سياسي و اجتماعي ايران به شمار مي آيند.قاجارها در ست در زماني به قدرت رسيدند كه ايران درگير رقابت هاي دولت هاي اروپايي شده بود كارترين كبير امپراتريس روسيه و جانشينان او مي خواستند بر گرجستان كه تحت حمايت مسيحيان بود و خان نشين هاي قفقاز كه تحت كنترل مسلمانان بود ، استيلاي كامل خود را بر قرار سازند . در حالي كه اينها سرزمين هاي بودند كه زماني تحت حاكميت صفويه قرار داشتند و آقا محمدخان و قاجاريه مدعي آن بود وي بر اعمال حاكميت دوباره بر ايالت هاي شيروان و گرجستان كه در دوران زنديه زير سلطه ي روسها رفته بودند ،دست بر تلاش هايي زد يكي از موفقيت هاي وي ، بازپس گيري شهر تفليس از دست روس ها ، در سال 1174 ش. بود اما در لشكر كشي دوم به قفقاز توسط عده اي از همراهانش به قتل رسيد با قتل آقا محمد خان ،هرج و مرج در نيروي نظامي ايران شروع شد و فتحلعي شاه برادرزاده ي او در شرايطي به سلطنت رسيد كه روسيه با حمله هاي پي در پي ،ابتدا گرجستان و سپس ايالت هاي ديگر را مورد تاخت وتاز قرار داده بود و اين اقدامات روسيه سبب آبستن حوادث زيادي گرديد.

اخبار مرتبط

نظرات