امروز: چهارشنبه, ۲۸ آذر , ۱۳۹۷
زمان انتشار : ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ۴:۰۵ | کد خبر : 4384 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

در ضرورت نقد و آداب آن

نقد را تمییز سره از ناسره و شناخت محاسن از معایب دانسته اند اما بازتابی که از نقد و نقادی در جامعه امروزی به دست می آید مغایر با این مفهوم است.

2012/07/18 02:47 ?.?

برخی ها نقد را نفی ماهیت خود می پندارند و منتقد را منتقمی شمشیر به دست می شمارند که راه گریزی از تیغ آخته اش وجود ندارد.مخالفت با انتقاد فضای جامعه را امنیتی می کند و عکس این قضیه نیز موجب تضارب آرا ، تشریح و رفع کاستی ها می شود.
عدم نقد پذیری عامل افزایش فرد گرایی و بروز بیماری مهلک خودبزرگ بینی است که علما از آن به ˈعجب ˈ تعبیر می کنند.
اما از ضروریات نقد و منتقد برائت از توهین به مخاطب ، پرهیز از هیجانات شخصی ، تکیه بر استدلال و گریز از غرض ورزی است.ناقد باید به نیت اصلاح کاستی نقد کند و نقد سازنده حاوی راه حل است.
مسوولی که از وی نقد نمی شود باید نگران این باشد که خود فریفتگی اش خیرخواهان را گریزان کرده و آینه دوستان عیوبش را به قصد اصلاح بازگو نمی کند.
چنین مسوولی باید یقین حاصل کند که هر چه زبان منتقدان در حضورش بسته باشد در غیابش درازتر خواهد بود.
از سوی دیگر آزادی بیان نباید بهانه هتک حرمت افراد باشد و نقد شونده نیز نباید در عکس العمل به منتقد برآشوبد.
نقدپذیری زینت مسوولان است و هرچه آستانه نقدپذیری یک مسوول بیشتر باشد منتقدان از عاقبت نقد بیمناک نخواهند بود.
مدیری که به واسطه نقد هر چند نابجا تعادل رفتاری اش را از دست می دهد از ظرفیت نقدپذیری مناسبی برخوردار نیست.
به نظر می رسد فرهنگ نقد و نقدپذیری آن گونه که باید در جامعه ما نهادینه نشده و آموزش احترام به عقاید دیگران و شیوه درست نقد باید از کوچک ترین نهاد جامعه یعنی خانواده آغاز شود.
هر چند رسانه ها می توانند در ترویج فرهنگ نقد و نقدپذیری نقش آفرین باشند اما حرص برخی مسوولان به شنیدن تعریف و تحسین و بی تابی بچه گانه به آمپول نقد عارضه ای است که در کوتاه مدت درمان نخواهد شد.

عيسي پاشاپور

اخبار مرتبط

نظرات