امروز: چهارشنبه, ۱ آبان , ۱۳۹۸
زمان انتشار : ۱۸ دی ۱۳۹۲ ۴:۰۸ | کد خبر : 2411 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

جایگاه کشورهای منطقه در سیاست خارجی جمهوری آذربایجان

عليرضا محمدي/كارشناس ارشد حقوق بين الملل-جمهوری آذربایجان همواره تلاش کرده است تا توازنی در روابط خود با کشورهای فرامنطقه ای (آمریکا و اتحادیه اروپایی) و منطقه ای مانند ایران، روسیه و ترکیه برقرار سازد. زیرا هر کدام این کشورها دارای نفوذ و منافع سوق الجیشی در منطقه هستند که به لحاظ تاریخی بیشترین تاثیر را […]

22عليرضا محمدي/كارشناس ارشد حقوق بين الملل-جمهوری آذربایجان همواره تلاش کرده است تا توازنی در روابط خود با کشورهای فرامنطقه ای (آمریکا و اتحادیه اروپایی) و منطقه ای مانند ایران، روسیه و ترکیه برقرار سازد. زیرا هر کدام این کشورها دارای نفوذ و منافع سوق الجیشی در منطقه هستند که به لحاظ تاریخی بیشترین تاثیر را در صحنه معادلات قفقاز ایفا نموده اند. در اوایل قرن بیستم قفقاز جنوبی در منطقه قره باغ به صحنه ای از رقایت میان روسیه و امپراطوری عثمانی تبدیل شده بود. در سال 1907 ارتش عثمانی برای حمایت از آذربایجان در قره باغ که ارامنه ادعای مالکیت بر آن داشتند وارد قلمرو امپراطوری روسیه شدند. بدنبال ورود ارتش روسیه به منطقه در سال 1917 و خروج قوای عثمانی و توافق نامه موقت میان آذربایجان و ارمنستان در سال 1921 که با هدف دور ساختن منطقه از منازعه صورت گرفت روسیه را به قطب مسلط در منطقه مبدل ساخت. این دوره مصادف با ضعف امپراطوری عثمانی و فروپاشی آن بعد از جنگ جهانی اول در سال 1918 است. دولت روسیه برای جلوگیری از اتحاد واقعی میان آذربایجان و ترکیه و ایجاد منطقه ای حائل در طول قرن 18 و 19 اقدام به سیاست حمایت گسترده از افزایش جمعیت ارمنی کرد و به دنبال آن هزاران نفر ارمنی از کشورهای ترکیه کنونی و ایران به منطقه ای که هم اکنون کشور ارمنستان نامیده می شود مهاجرت نمودند. از سوی دیگر این منطقه بخشی از سرزمین های قفقازی ایران بود که به دنبال جنگ های استعماری میان ایران و روسیه طی معاهدات گلستان و ترکمنچای در سال 1813و 1828 در زمان حکومت قاجارها از ایران منتزع شده و به خاک روسیه منضم گردید. سیاست استعماری که اینک با گذشت بیش از 200 سال از زمان انعقاد این معاهدات آثار زیانبار آن علیه ایران امروزه بیش از هر زمان دیگری در ابعاد نظامی، سیاسی و اقتصادی و موقعیت استراتژیکی قابل مشاهده است. در اهمیت این منطقه همین نکته بس که یکی از اهداف اصلی هیتلر رهبر آلمان در جریان جنگ جهانی دوم از تجاوز به خاک اتحاد شوروی دستیابی به منابع نفتی قفقاز در جمهوری آذربایجان بود. سوای از سوابق تاریخی، موقعیت جغرافیایی آن به علت واقع شدن در شاهرگ حیاتی قفقاز و نقطه اتصال مرکزی آسیا و اروپا  بر اهمیت آن کشور در صحنه معادلات جهانی افزوده است. به عبارت دیگر تسلط بر قفقاز جنوبی و در راس آن آذربایجان به معنای کنترل بر اوراسیا محسوب می شود. با این نگاه هر کدام از کشورهای ذینفع به دنبال تحکیم موقعیت خود در سیاست خارجی جمهوری آذربایجان است. روسیه یکی از این کشورهاست که به سبب آنکه خود را وارث اتحاد شوروی می داند بیشترین میزان علائق و منافع را برای خود قائل است. به لحاظ تکنولوژیکی بیشتر جمهوری های شوروی سابق به روسیه وابسته هستند و مسئله پراکندگی جمعیت روس تبارها در میان جمهوری های سابق شووری و بالعکس آن در روسیه باعث شده تا روسیه همواره خود را یکی از کشورهای صاحب منافع در میان این جمهوری ها تلقی نماید. در راستای تعقیب این رویکرد روسیه در صدد جلوگیری از دستیابی غرب به ذخایر انرژی جمهوری آذربایجان است. آذربایجان با تولید روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت و صادرات آن به بازارهای اروپایی و اسرائیل از طریق خط لوله باکو تفلیس و جیحان، در حال تبدیل شدن به رقیبی برای روسیه در پیرامون جمهوری های سابق شووری است. پیشرفت استقلال آمیزی که برای روسیه ناخوشایند است. زیرا این بازارهای نفتی به معنای گسترش حوزه های منافع غرب در حیاط خلوت روسیه محسوب می شود که در صورت تهدید امنیت و استقلال آن کشور با واکنش غرب مواجه می شود. جمهوری آذربایجان برای جلوگیری از وابستگی به این خطوط به علت نزدیکی به ارمنستان و تهدیداتی که در صورت جنگ متوجه امنیت این خطوط نفتی می شود به کمک غرب در صدد تنوع بخشیدن به مسیرهای انتقال نفت و گاز انرژی خود است. روسیه با آگاهی از این موقعیت در اکتبر 2009 از طریق شرکت گاز پروم بر سر معاهده ای با شرکت ملی نفت و گاز آذربایجان به توافق رسید. بر اساس این معاهده آذربایجان متعهد است سالانه 500 میلیون متر مکعب گاز به روسیه از طریق خط لوله« نوا باکو» بفروشد. روسیه همچنین پیشنهاد خرید کل گاز آذربایجان و ترکمنستان را اضافه نموده است. روسیه ضمن توسعه روابط گام به گام خود با آذربایجان در صدد نزدیکی هر چه بیشتر به ترکیه است. دولت ترکیه متحد سنتی آذربایجان توانسته معاملات گازی به قیمت ثابت به انجام برساند. از سوی دیگر روسیه در حال حاضر یکی از بزرگترین شرکای تجاری ترکیه محسوب می شود. حجم واردات ترکیه از روسیه بالغ بر 40 میلیارد دلار است که بیشتر آن به شکل واردات انرژی از روسیه می باشد. ترکیه از طریق خط لوله گاز انتقالی روسیه از راه دریای سیاه و انتقال به کشورهای اروپایی از مهمترین کشورهای مطرح انتقال دهنده گاز روسیه به اروپا محسوب می شود. بنابراین همکاری میان آذربایجان و روسیه و ترکیه در حوزه های انرژی سه کشور را به یکدیگر نزدیک ساخته است. استمرار نزدیکی روابط سه کشور ایجاب می کند تا تهدیدات امنیتی موجود در قفقاز جنوبی از جمله زخم کهنه قره باغ را با همکاری یکدیگر به انجام برسانند و از دخالت کشورهای منطقه ای جلوگیری نمایند. هر چند حل این مسئله به عهده گروه مینسک متشکل از کشورهای آمریکا و روسیه و فرانسه به عنوان نماینده سازمان امنیت و همکاری اروپا از طرف شورای امنیت سازمان ملل واگذار گردیده است. در چارچوب این همکاری متقابل جمهوری آذربایجان در ازای حاکمیت مجددش به قره باغ می تواند با کنترل انرژی قفقاز از سوی روسیه موافقت نماید. اما به نظر می رسد دولت آذربایجان اطمینان کاملی به حل موضوع قره باغ از سوی روسیه ندارد و تلاش می کند با حفظ توازن در روابط میان روسیه و آمریکا و اتحادیه اروپا راه بینابینی پیدا کند. جمهوری آذربایجان به دلیل حمایت روسیه از ارمنستان در جنگ قره باغ به غرب روی آورد وحتی مایل به عضویت در سازمان سیاسی و نظامی ناتو است. روسیه از زمان اتحاد شوروی پایگاه نظامی گیومری در ارمنستان را در اختیار دارد و مدت حضور خود در این پایگاه را اخیرا تا سال 2049 با ارمنستان تمدید کرده است. بر اساس پیمانی که در سال 2011 میان روسای روسیه و ارمنستان در ایروان به امضاء رسید روسیه متعهد شده است سلاح ارزان قیمت و سلاح های مورد نیاز ارتش ارمنستان را تامین نماید. این اقدام روسیه نشانه آشکاری از حمایت همه جانبه مسکو از تنها متحد خود در قفقاز جنوبی است. زیرا در غیر اینصورت روسیه نفوذ و اعتبار خود را برای همیشه در منطقه از دست داده و خلاء موجود از سوی آمریکا به چالش کشیده خواهد شد. از سوی دیگر حمایت روسیه از ارمنستان علاوه بر متحد سنتی بودن به اتحاد دو کشور در سازمان پیمان امنیت جمعی مربوط می شود. این پیمان متشکل از شش کشور روسیه، بلاروس،ارمنستان،قزاقستان،تاجیکستان و قرقیزستان که در سال 1996 به امضاء طرفین رسید. مشابه آن در ناتو تمامی اعضا متعهد به حمایت از عضو قربانی در صورت حمله مسلحانه به یک عضو است. این موضوع سبب می شود تا در صورت وقوع جنگی دیگر میان آذربایجان و ارمنستان، روسیه به طور قانونی جانب ارمنستان را داشته باشد. شکست آذربایجان در جنگ قره باغ و حساسیت آن در نزد افکار عمومی دولت آن کشور را بر آن داشته تا برای بازپس گیری منطقه قره باغ دست دوستی و همکاری به سوی آمریکا، ناتو و اسراییل دراز کند. لابی گری ارامنه در کنگره آمریکا و عدم تمایل آمریکا برای فروش سلاح به آذربایجان سبب روی آوردن آذربایجان به سوی اسراییل شده است. دولت اسراییل به سبب موقعیت جغرافیایی مورد اشاره در صدد تحکیم و گسترش روابط خود با آذربایجان است. همسایگی جمهوری آذربایجان با ایران سبب ترغیب اسراییل به برقراری نزدیکترین روابط با آن کشور در میان کشورهای منطقه شده است. همچنانکه ایران در پشت مرزهای اسراییل از طریق حزب الله حضور دارد اسراییل نیز در اقدامی متقابل این امکان را در جمهوری آذربایجان می بیند. سطح روابط دو کشور در حال گسترش است و بخش بزرگی از حجم مبادلات دو کشور را تجارت اسلحه تشکیل می دهد. حتی آنچنان که در برخی از رسانه ها منتشر شده حاکی از آنست که اسراییل دستگاههای استراق سمع در نقاط مرزی ایران در نزدیکی آستارا و بیله سوار نصب کرده است.این روابط تا به آن حد گسترش پیدا کرده که اسراییل زمین های نزدیک به مرز ایران را از طرف آذربایجانی به منظور تولید محصولات کشاورزی خریداری نموده است.اما این کشور در چارچوب حفظ موازنه در روابط خارجی به خرید سلاح از روسیه نیز علاقمند است و توانسته سلاح های سنگین از روسیه مانند موشکهای پیشرفته دفاعی اس 300 خریداری نماید. اما در سیاست خارجی آذربایجان کفه ترازو در سطح روابط به نفع ترکیه سنگینی می کند. به طوری که این کشور از زمان استقلال خویش روابط استراتژیکی با ترکیه برقرار کرده است. حیدر علی یف رئیس جمهور سابق آذربایجان روابط میان آذربایجان و ترکیه را تحت عنوان یک ملت دو دولت ارزیابی می کردند. ترکیه در جنگ قره باغ از آذربایجان حمایت نمود و متحد اصلی آذربایجان در منطقه شناخته می شود. آذربایجان و ترکیه در سپتامبر 2010 در استانبول تفاهم نامه تشکیل شورای همکاری استراتژیک بین دو کشور را امضاء کردند. متعاقب این اقدام و آنطوری که در رسانه ها منتشر می شود جمهوری آذربایجان و ترکیه در تدارک تشکیل ارتش مشترک هستند. هر چند این اقدام آرمان گرایانه به نظر می رسد اما از نشانه های افزایش پیوند های علائق استراتژیک دو کشور می باشد. جمهوری آذربایجان به مانند هر کشور کوچکی که در تامین امنیت و استقلال خویش ضعیف است تلاش می کند نقطه ضعف خویش را در برقراری همکاری های نظامی و اقتصادی با کشورهای قدرتمند پیوند دهد. در مقابل این روابط، ترکیه با ارمنستان به سبب آنچه که کشتار ارامنه در اوایل قرن بیستم گفته می شود با یکدیگر اختلاف دارند. در این میان نقش ایران به عنوان بازیگر مهم منطقه ای از نظرها دور مانده است. این در حالی است که تنها راه برقراری ارتباط زمینی جمهوری خودمختار نخجوان از طریق خاک ایران صورت می گیرد و یکی از شرکای منطقه ای کشورهای حاشیه دریای خزر در تقسیم منابع آن از جمله با آذربایجان است و دارای پیوند های مشترک تاریخی است. از آن جایی که کشورهای آمریکا، اسراییل، روسیه و ترکیه هر کدام به سهم خود در تعقیب منافع ملی خود در قفقاز به ایفای نقش می پردازند ایران نیز نمی تواند نسبت به منافع خود در آنسوی مرزهای خود بی تفاوت باشد و به حضور فعال آمریکا و اسراییل به عنوان دولت های متخاصم در پشت مرزهای خود نظاره گر باشد. در مجموع به نظر می رسد جمهوری آذربایجان در وضعیت بسیار دشواری قرار گرفته است. زیرا از طرفی به تنهایی قادر به حل مناقشه قره باغ به نفع خود نیست و از طرف دیگر میان کشورهای دارای منافع متضاد با یکدیگر مواجه است که آن کشور را از هر گونه تحرکی بدون در نظر گرفتن منافع آنان بر حذر می دارد.

کلمات کلیدی: , ,

نظرات