امروز: شنبه, ۳ آبان , ۱۳۹۹
زمان انتشار : 27 جولای 2014 2:10 | کد خبر : 6199 | چاپ این مطلب چاپ این مطلب

به بهانه 5مرداد سالروز اقامه اولين نمازجمعه در تهران

به بهانه 5مرداد سالروز اقامه اولين نمازجمعه در تهران

 

 عبادت بزرگتر در كنار عبادت بزرگ نمازجمعه، حفظ وحدت جامعه است‏
 حضرت امام خمينى(ره):

اسلام؛ دين سياست‏

اسلام دين سياست است، دينى است كه در احكام او، در مواقف او، سياست به وضوح ديده مى‏شود. در هر روز اجتماعات در تمام مساجد كشورهاى اسلامى، از شهرستانها گرفته است تا دهات و قُرا و قصبات، روزى چند مرتبه اجتماع براى جماعت و براى اين‏كه مسلمين در هر بلدى، در هر قصبه‏اى، از احوال خودشان مطلع بشوند، از حال مستضعفين اطلاع پيدا بكنند و در هر هفته يك اجتماع بزرگ از همه، در يك محل و (آن) نماز جمعه كه مشتمل (بر) دو خطبه است كه در آن خطبتين بايد مسائل روز، احتياجات كشور، احتياجات منطقه و جهات سياسى، جهات اجتماعى، جهات اقتصادى طرح بشود و مردم مطلع بشوند بر اين مسائل و در هر سال دو عيد كه در آن دو عيد مجتمع بشوند و دو خطبه در آن عيد در آن نماز هست كه آن دو خطبه هم بايد بعد از حمد و بعد از صلوات بر پيغمبر اكرم(ص) و ائمه(ع)، جهات سياسى، جهات اجتماعى، جهات اقتصادى، احتياجاتى كه كشور دارد، احتياجاتى كه منطقه دارد، در آن‏ها طرح بشود و خطبا مردم را آگاه كنند از مسائل و از همه بالاتر، در هر سال يك مرتبه اجتماع در حج كه از همه بلاد اسلامى، اشخاصى كه مستطيع هستند، واجب شده است بر آن‏ها كه مجتمع بشوند و بايد در آنجا مسائل اسلام، در آن مواقفى كه در حج هست – در عرفات، به‏خصوص در مِنى و بعد در خود مكه مكرمه، و بعد در حرم رسول اكرم(ص) – اين مواقفى كه در آنجا هست، در آنجا مردم مطلع بشوند از اوضاع مملكت و از اوضاع تمام كشورهاى اسلامى و در آنجا بالحقيقه يك مجلس عالى است و يك اجتماع عالى براى بررسى به تمام اوضاع تمام كشورهاى اسلامى.(1)

نمازجمعه؛ نمايشى از قدرت سياسى اجتماعى اسلام‏

 اسلام اينطور است كه اجتماعاتش، اجتماعات سياسى است؛ در عين حالى كه عبادت است. انسان خيال مى‏كند (كه) نماز جماعت يك عبادتى است كه (افراد) با هم جمع مى‏شوند (و) نمازى را مى‏خوانند، لكن در اين جماعت‏ها بايد مسائل سياسى طرح بشود، يعنى آن كسى كه هفته‏اى يك دفعه در منبر مى‏رود و نماز جمعه مى‏خواند و منبر مى‏رود و خطبه مى‏خواند، بايد مسائل سياسى مسلمين را در آنجا طرح بكند و بگويد و مردم را هدايت كند.(2)

 اين مواقفى كه در اسلام هست، مثل نماز جمعه، (در عين آن كه) جنبه عبادى دارد، جنبه سياسى اجتماعى هم دارد، يعنى جنبه عبادى‏اش در جنبه سياسى ‏اش مدغم است؛ منضم به هم است. مسلمان‏ها بايد از اين اجتماعات، استفاده‏ هاى زيادى بكنند. نماز جمعه عبادت است، لكن عبادتى كه مدغم در سياست است، سياست در عبادت مدغم است.(3)

 نماز جمعه يك نماز سياسى است، يك نماز اجتماعى سياسى است.(4) نماز جمعه يك عبادت سر تا پا سياسى است.(5)

مناسب‏ترين ميدان تشكل و بيان مصالح مسلمين‏

 جمعه و جماعات، مناسب‏ترين ميدان تشكل و بيان مصالح مسلمين مى‏باشد.(6) در خطبه نمازجمعه بايد مقدرات مملكت بيان شود، مسائل سياسى كه در مملكت بايد جريان پيدا كند، مسائل اجتماعى كه در مملكت بايد جريان پيدا كند، گرفتارى‏هاى مسلمان‏ها، اختلافات مسلمان‏ها در آن بايد طرح و رفع شود.(7)

  از بزرگترين عنايت حق تعالى غفلت نكنيد

 امروز از بركت نماز جمعه است كه ملت از خانه‏هايشان بيرون ريخته و در مراكز نماز جمعه، اجتماع و با يكديگر تفاهم مى‏كنند و به مسائل سياسى و دينى گوش مى‏دهند كه اين مسأله بسيار ارزشمند است و همان طور كه مى‏بينيد، روز به روز هم بحمد اللَّه، رشد كرده و بر اين جمعيت افزوده مى‏شود و هيچگاه تزلزلى در آن ديده نشده است.(8)

 يكى از بركات اين نهضت و انقلاب، اقامه نمازجمعه است.(9) از نماز جمعه و جماعت كه بيانگر سياسى نماز است، هرگز غفلت (نكنيد) كه اين نماز جمعه از بزرگترين عنايات حق تعالى بر جمهورى اسلامى ايران است.(10)

 نمازجمعه كه نمايشى از قدرت سياسى اجتماعى اسلام است، بايد هرچه شكوهمندتر و پرمحتواتر اقامه شود. ملت ما گمان نكنند كه نمازجمعه يك نماز عادى است، نمازجمعه – باشكوه مندى‏اى كه دارد – براى نهضت ما يك پشتوانه محكم و در پيشبرد انقلاب اسلامى ما، عامل مؤثر و بزرگى است.(11) ملت بايد هرچه بيشتر در اين جماعات حاضر شود و جمعه را بزرگ بشمارد(12) (و) بايد از اين اجتماعات استفاده‏هاى زيادى بكند.(13)

  از دعوت به تقوا سرسرى نگذريد

 ائمه جمعه كوشش كنند مردم را به تقوا دعوت كنند، مردم را متقى كنند، مردم را از دنيا و از آمال دنيايى پرهيز بدهند. اگر اين معنا را موفق بشوند، برخلاف آن‏هايى كه بر مصالح اسلام سلطه دارند، تجهيز خواهند شد.(14)

 مردم را به تقوا دعوت كنيد. دعوت به تقوا در خطبه اول نمازجمعه واجب است. همين عنوان عربى‏اش را بگوييد، فارسى‏اش را بگوييد و مردم را دعوت كنيد كه متقى باشند. در خطبه دوم هم احتياط لازم است كه مردم را به تقوا دعوت كنند و اين دليل بر اين است كه عنايت حق تعالى به تقوا، در درجه بالايى از ساير عنايت‏ها است. در هر جا هستيد، مردم را به تقوا و توجه به خداى تبارك و تعالى دعوت كنيد كه اين دعوت به تقوا و دعوت به توجه به خدا – كه ان‏شاءالله در همه نفوس مؤثر خواهد بود – موجب اين (مى)شود كه عنايت حق تعالى به ما ادامه پيدا كند و خداوند اين نعمت را براى ما حفظ بفرمايد.(15)

 اين‏كه مى‏بينيد در خطبه نمازجمعه امر شده است به اين‏كه دعوت به تقوا بكنيد، براى اهميتى است كه تقوا دارد. (به) دنبال اين‏كه توحيد را تذكر مى‏دهيد و صلوات و سلام را بر پيغمبر اكرم(ص) و اوليائش مى‏فرستيد و از آن‏ها نام مى‏بريد، امر به تقوا كنيد و سرسرى از امر به تقوا (نگذريد)، اين را يكى از مسائل مهم (بدانيد، چه اين‏كه) ملت اگر متقى شد، مى‏تواند خودش را از همه آفاتى كه در دنيا پيش مى‏آيد، حفظ كند.(16)

  مردم را به تقوا وادار كنيد

 بايد مردم را آشنا كرد با آن چيزى كه انبيا(ع) براى آن آمدند؛ براى تقوا و آدم‏سازى آمدند. حالا كه اين ائمه جمعه، شغل انبيا را – كه نماز جمعه و نماز بوده است – متكفل شدند، همت كنند به اين‏كه مردم را (به) تقوا آموزش بدهند، دعوت به تقوا بكنند. ذ كر تقوا و تاريخ تقوا گفتن، اين در خطبه جمعه كافى نيست، بايد مردم را به تقوا دعوت كنند، مردم را به تقوا وادار كنند.(17)

  عبادت بزرگتر در كنار عبادت بزرگ‏

 با صبر و تحمل در برابر مشكلات ايستاده و مردم را به وحدت و اتحاد و انسجام دعوت كنند. نماز جمعه، عبادت بزرگى است، اما در كنار آن، عبادت بزرگترى وجود دارد و آن حفظ وحدت جامعه است.(18) ائمه جمعه، در خطبه‏ ها و منابر كوشش نمايند كه آرامش در كشور برقرار باشد و از هر سخنى كه موجب نگرانى مردم و تفرقه شود، خوددارى نمايند و مردم را در پشتيبانى از ارگان‏هاى جمهورى اسلامى و نهادهاى انقلابى، تشويق نمايند. ائمه جمعه بايد توجه داشته باشند كه براى ملت، پدر هستند. بايد براى مردم سِمَت پدرى داشته باشند و رفتارشان بايد رفتار پدرانه باشد.(19)

  محور وحدت كلمه در مردم باشيد

 عرض من به روحانيت محترم و ائمه جمعه و جماعات آن است كه هميشه آقايان، محور وحدت كلمه در مردم بوديد و چنانچه مى‏دانيد امروز بيشتر از هر وقت به وحدت كلمه محتاج هستيم. امروز كه دست‏هاى ناپاك براى تفرقه ‏افكنى در فعاليت هستند و از وحدت كلمه ملت خوف دارند و ممكن است ساده ‏دلان را كه از انقلاب‏هاى جهان بي خبرند، تحت تأثير قرار دهند، بهترين قشرى كه با اين طبقه تماس دارد، شما هستيد كه مى‏توانيد با روشنگرى خود، آنان را از دست بدخواهان و توطئه ‏گران نجات دهيد و به آنان گوشزد نماييد كه شما انقلاب كرديد و خود را از قيد و بند اسارت آمريكا و ديگر جهانخواران و از ستم‏هاى رژيم پهلوى رها كرديد. اكنون اگر به سمپاشى‏هاى بدخواهان و وسوسه‏ هاى وابسته و پيوسته به آمريكا و ديگران گوش فرا دهيد و خداى نخواسته در صفوف فشرده شما تفرقه پيدا شود، تمام زحمات طاقت‏ فرسايتان و خون‏هاى پاك شهدايتان به هدر مى‏رود و باز اسلام و كشورهاى اسلامى و نسل‏هاى آينده‏تان در دست اجانب و دشمنان اسلام و ميهن اسير خواهد شد و اسلام كه به دست تواناى شما تجديد حيات كرد، با دست شما، سال‏ها و قرن‏ها شكستى جبران‏ناپذير خواهد خورد و در نزد خدا و نسل‏هاى آينده، مسؤول و محكوم خواهيد شد.(20)

  امام جمعه بايد ساده ‏زيست باشد

 منصب امامت جمعه يعنى منصب تماس روحانيت با ملت.(21) (شما ائمه محترم جمعه بايد) مانند علماى گذشته، ساده زندگى كنيد. در گذشته، چه طلبه و چه عالم بزرگ شهر، زندگى‏شان از سطح معمولى مردم، پايين‏ تر يا مثل آن‏ها بود. امروز سعى كنيد زندگى‏تان از زىّ آخوندى تغيير نكند. اگر روزى از نظر زندگى، از مردم عادى بالاتر رفتيد، بدانيد كه دير يا زود مطرود مى‏شويد.(22)

كار امام جمعه به پاى روحانيت و اسلام نوشته مى‏شود

 الان سر و كار ائمه جمعه با مردم بيشتر است تا سر و كار ساير روحانيون. ائمه جمعه بايد خيلى مواظب باشند كه خداى نخواسته اگر در يك جايى، يك چيزى اتفاق افتاد، با جهت روحانى، جهت پدرى (آن را) حل كنند. اگر خداى نخواسته يك وقت بنا باشد كه بخواهد اعمال قدرت بكند – براى اين كه امام جمعه است – اين پاى خودش حساب نمى‏شود، پاى روحانيت حساب مى‏شود، پاى اسلام حساب مى‏شود. از اين جهت اين‏ها وظيفه‏ شان خيلى خطير است و بايد خيلى ملاحظه بكنند.(23)

يادى از ابوذر زمان‏

 آقاى طالقانى يك عمر در جهاد و روشنگرى و ارشاد گذراند. او يك شخصيتى بود كه از حبسى به حبس و از رنجى به رنج ديگر در رفت و آمد بود و هيچ گاه در جهاد بزرگ خود سستى و سردى نداشت. من انتظار نداشتم كه بمانم و دوستان عزيز و پر ارج خودم را يكى پس از ديگرى از دست بدهم. او براى اسلام به منزله حضرت ابوذر بود، زبان گوياى او چون شمشير مالك اشتر بود؛ بُرنده بود و كوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او با بركت.(24)

1) صحيفه نور، ج 8، ص 264

2) صحيفه نور، ج 3، ص 124

3) صحيفه نور، ج 3، ص 120 – 121

4) صحيفه نور، ج 9، ص 204

5) صحيفه نور، ج 18، ص 276

6) صحيفه نور، ج 20، ص 127

7) صحيفه نور، ج 3، ص 121

8) صحيفه نور، ج 17، ص 82

9) صحيفه نور، ج 17، ص 53

10) صحيفه نور، ج 21، ص 173

11) صحيفه نور، ج 9، ص 97

12) صحيفه نور، ج 13، ص 222

13) صحيفه نور، ج 3، ص 120 – 121

14) صحيفه نور، ج 17، ص 142 – 143

15) صحيفه نور، ج 17، ص 94

16) صحيفه نور، ج 17، ص 130

17) صحيفه نور، ج 17، ص 130

18) صحيفه امام، ج 20، ص 189

19) صحيفه نور، ج 19، ص 157

20) صحيفه نور، ج 18، ص 238

21) صحيفه نور، ج 18، ص 151

22) صحيفه نور، ج 17، ص 262

23) صحيفه نور، ج 19، ص 156

24) صحيفه نور، ج 9، ص81

منبع: سایت شورای سیاست گذاری ائمه جمعه 

اخبار مرتبط

نظرات